مجله نماوا، ترجمه: علی افتخاری

آنچه درمورد انقلاب استریمینگ شگفت‌انگیز است این است که چگونه جهان را به فضایی کوچک‌تر و فشرده‌تر تبدیل می‌کند، به‌طوری‌که مثلاً یک سریال از هلند را به‌راحتی یک تولید هالیوود، در دسترس قرار می‌دهد. در سال‌های نه‌چندان دور، احتمال کمی بود که یک سریال فرانسوی («لوپن») یا یک مجموعه تلویزیونی کره جنوبی («بازی مرکب») به موضوع مکالمات در سرتاسر سیاره تبدیل شود.

حالا اینجا هستیم که ما را به «گلوریا» (Glória) می‌رساند، اولین سریال تولیدی نتفلیکس در پرتغال که برابر با گزارش‌ها، پرهزینه‌ترین سریال تلویزیونی تاریخ این کشور است. یک تریلر «جاسوسی در مقابل جاسوسی» پرپیچ و خم و در عین حال جذاب که داستان آن در سال پرتلاطم ۱۹۶۸ اتفاق می‌افتد، زمانی که پرتغال یک مهره دیگر در مسابقه شطرنج جنگ سرد ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی بود و در آستانه تغییر اجتماعی بزرگی قرار داشت که با «انقلاب میخک» در ۱۹۷۴ به اوج خود رسید.

«گلوریا»
میگل نونس

سریال ۱۰ اپیزودی و افشاگر «گلوریا» که از ۵ نوامبر ۲۰۲۱ از نتفلیکس پخش شد، هم درسی از تاریخ است و هم یک درام شخصی گیرا و پرتعلیق درباره آدم‌هایی که گرفتار نیروهای خارج از کنترل خود شده‌اند.

عنوان «گلوریا» به گلوریا دو خیباتژو، شهری کوچک خارج از لیسبون اشاره دارد، یک دهکده عادی به‌جز یک چیز: این مکان مرکز «آر اِی آر ئی تی» (RARET)، یک ایستگاه رادیویی است که برنامه‌های رادیو آزاد اروپا طرفدار آمریکا را به بلوک شرق پمپاژ می‌کند. این کار جرقه‌ تلاش‌های کا گ ب، سرویس اطلاعاتی و امنیتی اتحاد جماهیر شوروی را می‌زند تا «آر اِی آر ئی تی» را تضعیف و تعطیل کند که نتیجه آن تبدیل شهر کوچک به یک مرکز دسیسه‌چینی و حیله‌گری است.

پدرو لوپس، خالق سریال با قرار دادن داستان در پس‌زمینه اتفاقات دنیای واقعی، شخصیت‌های پیچیده‌ای طراحی کرده است که به‌ندرت همان چیزی هستند که در ابتدا به نظر می‌رسند و رازهای بسیار زیادی دارند. مطمئناً این نکته درمورد ژوآئو ویدال (میگل نونس) نیز صادق است، یک مهندس جوان و آراسته از خانواده‌ای مرتبط با دیکتاتوری پرتغال که جدیدترین کارمند «آر ای آر ئی تی» است. او در ابتدا در قالب یک نیروی وفادار، با پیراهن سفید و کراوات باریک؛ و یک سرباز پیاده دیگر در جنگ تبلیغاتی حکومت ظاهر می‌شود. به نظر می‌رسد او با اهداف «آر ای آر ئی تی» و درنتیجه، اهداف کارفرمایان آمریکایی‌اش – که روسای پولادین و سنگدل سیا و سفارت، جیمز ویلسون (مت ریپی) و همسرش، آن ویلسون (استفانی ووت) و غلام حلقه‌به‌گوش پرتغالی‌ آن‌ها، رامیرو (ژوآئو پدرو واز)، نمایندگان آن هستند – و رژیم فاشیستی آنتونیو د اولیویرا سالازار، دیکتاتور پرتغال و پلیس مخفی بی‌رحم او، «پ آی د ا» (PIDE) همراه است.

«گلوریا»
استفانی ووت و کارولینا آمارال

اما ژوآئو که شخصیتش به‌واسطه دوران حضور در ارتش در جنگی بیهوده علیه شورشیان در آنگولا که خواهان استقلال از اربابان ایبریایی خود هستند، شکل گرفته است، حالا ایده‌های دیگری دارد – ایده‌هایی که او را مستعد آژیر خرابکاری شوروی با هدایت الکساندر پتروفسکی (آدریانو لوس)، استاد جاسوسی کرده است، اما قضیه مثل «دوباره گول نمی‌خورم»، ترانه کلاسیک گروه دِ هو است: «با رئیس جدید مثل رئیس قدیمی ملاقات کن.» در ادامه، ژوآئو خود را درگیر شبکه‌های پیچیده بازی جاسوسی می‌یابد و درنهایت می‌فهمد هر طرف که باشد، دنیا، به‌ویژه دنیای جاسوسی، هرگز سیاه و سفید نیست.

درحالی‌که احساسات بسیار متناقض ژوآئو در پشت ظاهر خونسرد و خوددار او در قلب «گلوریا» قرار دارد، هر کس دیگری که ژوآئو با او روبرو می‌شود نیز نقاب زده است، چه دوست/همکار او، گونسالو (آفونسو پیمنتل) که آتش به آتش سیگار می‌کشد و چه زنان زندگی او: اورسولا (ژوآنا ریبیرو)، میا (ویکتوریا گرا) یا کارولینا (کارولینا آمارال)، یک زن جوان محلی که ژوآئو با او معاشقه می‌کند، اما با فرناندو (ژوآئو آرایش)، یک سرباز که برخلاف ‌میل خود برای جنگ به گینه فرستاده شده، نامزد کرده است.

جنسیت‌گرایی خفقان‌آور آن دوران به این معنی است که صرفاً این شایعه که چیزی بین ژوآئو و کارولینا وجود دارد، پدر کارولینا را به‌قدری دچار خشم کور می‌کند که تماشای آن سخت است. استعمار و نژادپرستی آن دوران به این معنی است که مردی که کارولینا قرار است با او ازدواج ‌کند مجبور می‌شود به‌عنوان یک سرباز به آفریقا برود و تسلیم یک هدف محکوم ‌به فنا شود که به آن اعتقاد ندارد، اما در اینجا هیچ آدم خوبی نیست، هیچ قهرمانی نیست که از تیرگی اخلاقی برخاسته باشد.

ارزش‌های تکنیکی «گلوریا» آن را به یک سریال بسیار تماشایی تبدیل کرده که برای لذت بردن از آن نیازی به اطلاعات عمیق درباره تاریخ پرتغال نیست، همان‌طور که برای لذت بردن از «بازی مرکب» نیازی نیست نابرابری درآمد در کره جنوبی به‌طور کامل درک شود. تنها چیزی که نیاز است آشنایی گذرا با رفتار انسانی است.

«گلوریا»

هویت پرتغالی

فیلم‌های پرتغالی به‌طور کلی ویژگی‌های بسیار خاصی دارند، مانند برداشت‌های خیلی طولانی، حال و هوای تیره و گرفته، آهنگ‌های غمگین و داستان‌های نوستالژیک. «گلوریا» به کارگردانی تیاگو گدش نیز چنین مشخصاتی دارد. سازندگان سریال تلاش کردند هویت پرتغالی را حفظ کنند، بی آن که فراموش کنند سریال را برای دنیا تولید می‌کنند و برای جهانی کردن داستان نیاز به اقتباس‌هایی دارند تا برای عموم مردم جذاب شود.

پدرو لوپس، نویسنده سریال که محصول مشترک اس پی آی و آر تی پی است، در مصاحبه با خبرگزاری لوسا می‌گوید «گلوریا» نشان‌دهنده ورود پرتغال به «سطح دیگری از فیلمسازی و سریال‌سازی» در این کشور است.

او توضیح می‌دهد: «این پروژه نه‌تنها برای مردم غیر پرتغالی که شروع به درک نقش پرتغال به‌عنوان یک پلتفرم در آن دوره از جنگ سرد کردند، داستانی بدیع را روایت می‌کند، بلکه برای خود پرتغالی‌ها نیز جدید است، چرا که “آر ای آر ئی تی”، با وجود این که یک مجتمع ۲۰۰ هکتاری بود که در آن ۵۰۰ نفر کار می‌کردند، در تمام این سال‌ها به‌عنوان یک راز مخفی باقی مانده است.»

«گلوریا»

اهمیت نتفلیکس برای روایت داستان‌های حاشیه‌ای

لوپس با تأکید بر اهمیت نتفلیکس که از ۲۰۱۵ در پرتغال فعالیت می‌کند، توضیح می‌دهد: «من معتقدم “گلوریا” در نتفلیکس که با بیش از ۲۹۳ میلیون مشترک در بیش از ۱۹۰ کشور، شرکت پیشرو در حوزه استریمینگ است، نگاه‌ها را می‌تواند متوجه پرتغال و بخش ما کند.»

لوپس اشاره می‌کند: «ما وارد سطح جدیدی از تولیدات داستانی شده‌ایم. سریال‌هایی با این ماهیت، سطح مراقبت و تأمل متفاوتی دارند. دسترسی به سایر منابع مالی به ما زمان بیشتری برای نوشتن، تصویربرداری، کارگردانی هنری، بازسازی ساختمان‌ها، دکور و تمرین با بازیگران داد. وقتی وارد یک بازار بین‌المللی می‌شویم، تفاوت در جزئیات است.»

درحالی‌که جزئیات مالی سریال فاش نشده بود، لوپس قبلاً گفته بود: «برای هیچ سریال پرتغالی دیگری، تا این حد هزینه نشده است.» حدود ۲۰۰ نفر ازجمله یک گروه از بازیگران بین‌المللی شامل ۸۰ نفر و هشت نویسنده درگیر تولید «گلوریا» بودند و تصویربرداری بیش از چهار ماه طول کشید.

«گلوریا»
مت ریپی و استفانی وگت

لوپس با اشاره به این که اولین دیدار شرکت تولید پرتغالی با نتفلیکس پنج سال پیش در جشنواره فیلم برلین اتفاق افتاد، ادامه می‌دهد: «در حال حاضر درهای بازار به روی داستان‌های جدید بسیار باز است. شاید قبلاً هرگز تا این حد شاهد تولیدات نمایشی نبودیم. تماشاگران هیچ‌وقت این‌همه ساعت با فیلم‌ها و سریال‌های داستانی در ارتباط نبودند. بازار نیاز به فیلمنامه و متن دارد. این سریال و سریال‌های دیگر نشان داده‌اند که مسئله فرصت است و سریالی مانند “گلوریا” دید بین‌المللی بیشتری به داستان‌های پرتغالی می‌بخشد.»

پدرو لوپس متقاعد شده است که «گلوریا» بخشی از جنبشی است که داستان‌های حاشیه‌ای را در بازارهای جهانی قرار می‌دهد. او می‌گوید: «اگر به کاتالوگ نتفلیکس نگاه کنیم، چیزی که به نظر من خیلی جالب است، تنوع آن است. ما به داستان‌هایی دسترسی داریم که مانند داستان “گلوریا” از حاشیه‌ها می‌آیند. ما امکان دیدن داستان‌ها به زبان‌های مختلف را داریم. کسی برای یکدست شدن تلاش نمی‌کند، بلکه به صداهای جدید فضا داده می‌شود.»

«گلوریا»

سریالی برای همه

«گلوریا» با وجود این که یک سریال تاریخی است، برای همه مخاطبان در نظر گرفته شده است. لوپس توضیح می‌دهد: «کسانی که در دوران جنگ سرد زندگی می‌کردند، سعی می‌کنند آن را به یاد بیاورند، اما برای کسانی که جوان‌تر هستند، مثل من که پس از ۲۵ آوریل و انقلاب متولد شدم، این یک سریال سرگرم‌کننده خوب است.»

او ادامه می‌دهد: «ما می‌خواستیم یک واقعیت متمرکز در چارچوب دهه ۶۰ را و آنچه در خطر بود به تصویر درآوریم، اما معنایش این نیست که امروز هیچ مشکلی مانند آن‌ها وجود ندارد.»

«گلوریا»

ویکتوریا گرا که نقش میا را بازی می‌کند اعتقاد دارد اتفاقاتی که در سریال در شهر گلوریا دو خیباتژو روی می‌دهد و تلاقی آن با واقعیت، بر تماشاگران تأثیر می‌گذارد. «من فکر می‌کنم تماشاگران آن را دوست داشته باشند، برای این که جنبه جاسوسی را ترسیم می‌کند که عموم مردم در سراسر جهان دوست دارند، همین‌طور جنبه تاریخی را که امروز خیلی مهم است تا مردم گذشته را فراموش نکنند.»

میگل نونس نیز که نقش قهرمان داستان را بازی می‌کند، مجذوب اتفاقاتی شد که در آن زمان روی داد: «از زمان انتخاب‌ بازیگران سریال درمورد ایده پروژه خیلی هیجان‌زده بودم. درگیر داستان این شخصیت، مسیری که او در پیش گرفت و کل آن لحظه سیاسی شدم، چون یک مرحله بسیار تعیین‌کننده برای دوره‌ای است که امروز در آن زندگی می‌کنیم، دهه‌های ۶۰ و ۷۰ و بعدها انقلاب آوریل.»

موضوعاتی مانند برابری جنسیتی، نقش پروپاگاندا اطلاعاتی و مقابله با اخبار جعلی یا دست‌کاری در نتایج انتخابات از طریق افکار عمومی، امروز نیز مصداق دارد. لوپس می‌گوید: «همه این‌ها در سریال هست، نه این که تلاش کنیم یک سریال معاصر بسازیم، بلکه به دنبال موضوعاتی بودیم که در جامعه امروز نیز طنین‌انداز باشد.»

منبع: هیوستون کرونیکل، خبرگزاری لوسا، تایم آوت

تماشای سریال «گلوریا» در نماوا

این پست را به اشتراک بگذارید

کپی کردن لینک

به این مطلب امتیاز دهید
Rate this post