مجله نماوا، نیما بهدادی مهر

مگسی به‌ظاهر کم‌اهمیت‌ترین شخصیت عروسکی در مجموعه «مهمونی» است و جایگاه تعریف شده‌ای که دیگر کاراکترهای عروسکی دارند برای مگسی تعریف نشده؛ این تعریف‌ناپذیری بُرد دراماتیک (گستره اثربخشی بر درام) برای کاراکتر مگسی، سبب شده تا در حلقه موقعیت‌ها و داستان‌های ایجاد شده در مجموعه «مهمونی» کمترین نقش مؤثر را برای او ببینیم.

به‌واقع، هر کاراکتر عروسکی در مجموعه «مهمونی» داستانی برای خود دارد و از همان قسمت اول کمابیش با بیان روایتی یا به‌کاربردن تکه کلامی، در دل مخاطبان برای خود جایی بازکرده است به‌گونه‌ای که مخاطبان از همان ابتدا قیمه خانم را در شمایلی آشنا از مادر، کته را در موقعیتی از آرزومندی و خوش‌آسایی در زندگی، پشه را در جایگاهی از فرصت‌طلبی و بچه را در وضعیتی از زیاده‌خواهی و لجبازی دیده و با آنها ارتباط گرفته‌اند. شاباش و دی جی نیز اجراکننده آهنگ خِیر مَقدم برای مهمانان هستند و حتی روحی نیز نمادی از سرگردانی‌های انسان معاصر است. همه این شخصیت‌ها با هر بار حضور پیوندی جالب میان خود و مخاطبانشان ایجاد می‌کنند، اما برای مگسی این اتفاق نمی‌افتد.

در حقیقت مگسی کاراکتر مستقلی نیست که بتواند صحنه را در دست بگیرد و بیانگر روایتی شنیدنی و خالق موقعیتی جذاب باشد، حتی تکه کلام بارزی هم ندارد که بتوان روی آن مانور داد و مگسی را با آن به یاد آورد. با وجود همه نکاتی که اشاره کردم مگسی حاصلی از هوشمندی گروه تولیدکننده مهمونی است چرا که با وجود این نادیده‌گرفتن به‌ظاهر تعمدی، بازنمایه‌ای هوشمندانه از دوسویه منفی و مثبت انسان‌ها در این کاراکتر قابل‌مشاهده است.

به‌واقع مگسی شخصیتی است که بسیار حراف و تا حدودی بیهوده‌گوست، به همه‌جا سرک می‌کشد، نسبت به هر چیزی کنجکاو است، اغلب مورد زورگویی واقع و خواسته‌هایش نادیده گرفته می‌شود و روی همین حساب بیشتر تداعی‌گر شخصیتی بازیچه و تأثیرپذیر است که از خود اراده‌ای ندارد. درعین‌حال مگسی مهربان است، رفتاری محترمانه با دیگران دارد و درحالی‌که عروسک‌ها ایرج طهماسب را با فامیلش صدا می‌زنند یا پیشوند آقا را به فامیلش اضافه می‌کنند، مگسی از او تحت عنوان قربان (قربون) یاد می‌کند.

دیگر وجهی که مگسی را از دیگر عروسک‌ها متمایز می‌کند محبت‌پذیری او و تمایلش برای دوست داشته شدن است. به‌واقع او که خودش را در قسمت اول خوشگل بابا می‌نامد و از این طریق از طهماسب و دیگران دلبری می‌کند در همه قسمت‌هایی که حضور دارد بیشتر روی وجه نُنُری و تمایلش به دوست داشته شدن مانور داده است.

این موقعیت سبب شده تا مگسی کمتر جدی گرفته شود و حضورش نقطه عطف خاصی را  پدید نیاورد و بر همین اساس است که شمایل او در عین همگی سادگی‌های شیرینش، بیشتر یادکردی از شخصیت مظلوم و تأثیرپذیر است چنان‌که هرگاه تمایل به نقش‌آفرینی ویژه‌تری دارد با رفتارهای عجیب‌وغریب‌تری از سوی دیگران مواجه می‌شود به‌گونه‌ای که از سوی قیمه خانم حمام و بُقچه‌پیچ می‌شود، گاه به حیوان خانگی بچه تبدیل می‌شود و گاه از سوی بچه مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد، حتی زمانی که میکروفون شاباش در دستان پشه است و مگسی می‌خواهد عرض اندامی داشته باشد این کار را در سادگی کامل انجام می‌دهد و  رو به طهماسب می‌گوید که می‌خواهم ببینم شاباش بیاید اینجا چی می‌گه. در این موقعیت او بیشتر شبیه افرادی گنده‌گو و لاف‌زن می‌شود که از روی تفکر سخن نمی‌گویند و رفتارهایشان نشانه غلبه احساس و هیجان بر آنهاست.

مگسی یادکردی مهم از شمایل غالب یک شخصیت چندوجهی است؛ در کنار همه نکات منفی که در شخصیتش وجود دارد، اما نجابت، شرافت و سادگی ملموسی در وجودش قابل‌ درک شده تا این کاراکتر را به یک بازآفرینی هوشمندانه از خصایص روان‌شناختی مهم از جامعه ایرانی بدل کند.

تماشای «مهمونی» در نماوا