خطر لو رفتن داستان
چالشی برای ساخت فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای در مورد کارل مارکس و خانواده‌اش وجود دارد. شاید دلیل آن تلاش برای صحبت کردن محترمانه در مورد کسانی است که مدافعین اولیه طبقه کارگر بودند و در عین‌حال نشان دادن زندگی آن‌ها به صورتی که مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند. امروزه افراد کمی مانیفست حزب کمونیست نوشته کارل مارکس و فدریش انگلس را خوانده‌اند، اما می‌توان با ساخت فیلمی مناسب، خلاصه‌ای از آن را در اختیار بسیاری قرار داد. ما هنوز منتظر ساخت چنین فیلمی هستیم.
پس از تلاش ناامید‌کننده رائول پک با فیلم کارل مارکس جوان، حالا نوبت سوزانا نیکارلی است که با خانم مارکس، شانس خود را امتحان کند. نتیجه آن تا حدی بهتر از ساخته پک است، خانم مارکس Miss Marx جزییاتی از زندگی امیدوارکننده‌ای را نشان می‌دهد که البته در نهایت به جایی نمی‌رسد.
در واقع زندگی النور مارکس، کوچک‌ترین دختر کارل، روایتی تاثیرگذار و تا حدی غم‌انگیز است و خانم مارکس Miss Marx تلاش‌های این شخصیت را برای ایجاد تغییر را تا اواخر عمرش نشان می‌دهد. این فیلم یکی از چهار فیلم ایتالیایی در جشنواره فیلم ونیز امسال است.
نیکارلی که نویسنده و کارگردان این فیلم است، یکی از ستاره‌های حال حاضر سینمای ایتالیا است. او قبل‌تر در سال ۲۰۱۷ با ساخته خود نیکو،۱۹۸۸، داستان زندگی‌نامه این خواننده زیرزمینی، به شهرت رسید. او در این‌جا روشی کاملا متفاوت را برای روایت داستان زندگی النور مارکس پیش گرفته است.

همچنین بخوانید:
نقد فیلم Dear Comrades! در جشنواره ونیز – درامی تاثیرگذار با الهام از واقعه‌ای تاریخی

خانم مارکس Miss Marx

استفاده جسورانه از موسیقی راک، که مشخصا با زمان داستان مطابقت ندارد، در نهایت راهکاری تاثیرگذار از کار درنیامده است. پک در بخش پایانی فیلمش از موسیقی باب دیلن استفاده کرده بود، که نسبت به استفاده از موسیقی راک گروه ایتالیایی گتو چیلیگیا چنترو ایل گرندو فردو، انتخابی منطقی‌تر به نظر می‌رسد.
اگر انتخاب موسیقی فیلم خانم مارکس Miss Marx را کنار بگذاریم، نمایش زندگی زنی از دوره ویکتوریا که سعی در حفظ تعادل بین زندگی عمومی و شخصی‌اش، بین قلب و عقلش، دارد تا حدی ناراحت‌کننده است. چرا که به دلیل بازی زیبای بازیگر بریتانیایی، رامالا گری، مخاطب کاملا طرفدار شخصیت النور است. برخلاف قهرمان قبلی نیکارلی، نیکو که عمدا سعی می‌کرد خود را زشت‌تر و غیردوست‌داشتنی کند، به نظر می‌رسد النور مارکس قربانی است که نمی‌تواند خود را از رابطه‌ای سمی خلاص کند. 
خانم مارکس Miss Marx با مراسم خاکسپاری کارل مارکس در سال ۱۸۸۳ شروع می‌شود، کاملا روشن است که النور علاقه زیادی به پدرش داشته است و اعتقاد دارد که ازدواج او با مادر اشرافیش جنی فون وستفلن، که دو سال قبل درگذشته است، پیوندی بی‌نقض بوده است. النور دوست خانوادگی خود، فدریک انگلس با بازی جان گوردون سینکلیر، را سرزنش می‌کند که صاحب فرزند پسری از رابطه‌ای که با خدمتکار خانه به نام هلنا داشته، شده است. با این‌حال انگلس قبل از مرگش به النور اعتراف می‌کند که در حقیقت این پسر، فرزند کارل است و نه او. این اتفاق باعث خدشه‌دار شدن تصویر بی‌نقصی که النور از پدرش در ذهن دارد، می‌شود.در این‌جای داستان، با شخصیت ادوارد اولینگ، با بازی پاتریک کندی، سخنرانی مارکسیست آشنا می‌شویم که به النور علاقه‌مند می‌شود.

خانم مارکس Miss Marx

آن‌ها رابطه عاشقانه‌ای را آغاز می‌کنند و النور از او می‌خواهد که در توری که در آمریکا و با حمایت حزب کمونیست برگزار شده است، همراه او برود.
بعدتر النور به خانواده‌اش اعلام می‌کند که تصمیم گرفته است با این مرد، با وجود این‌که او قبلا ازدواج کرده است و نمی‌تواند از همسرش جدا شود، زندگی کند. به نظر می‌رسد که او زن جوانی است که باعث گسترش فضای شخصی برای نسل‌های بعدی می‌شود، اما در حقیقت او زن جوانی است که وارد رابطه‌ای فرسایشی و نامناسب شده است.
النور عصرهای خود را با دوستانش، هیولاک الیس و الیو اشرینر با بازی کارینا فرناندز، نویسنده و طرفدار حقوق زنان، و مشغول گفتگوهای هنری می‌گذارند. الیو، نویسنده مقدمه کتاب احقاق حقوق زنان، نوشته مری ولستون‌کرافت، که یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌های داستان است، خیلی زودتر از آن‌چه انتظار می‌رود کنار گذاشته می‌شود. متاسفانه النور به نصیحت او که رابطه‌اش را با ادی بهم بزند، بی‌توجه است. 
النور چشم خود را بر روی نکات منفی زیادی در مورد ادی می‌بندد، مخصوصا این حقیقت که ادی به خاطر ثروت همسر اولش با او ازدواج کرده است. اما پس از مدتی دیگر النور نمی‌تواند این واقعیت‌ها را انکار کند.
نیکارلی یکی از معدود کارگردانان ایتالیایی است که مشکلی با ساخت فیلم به زبان انگلیسی ندارد، و به همین دلیل در سینمای بین‌المللی بیشتر شناخته‌ شده است. هدف این کارگردان تغییر دادن کلیشه‌ها در مورد درام‌های تاریخی است و این نکته را حتی در طراحی صحنه و لباس‌ها نیز می‌توان دید.

این مطلب از نوشته دبورا یانگ در سایت هالیوود ریپورتر گرفته شده است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید