مجله نماوا، آزاده کفاشی

آنچه مستند «سیاره‌ انسان» را دیدنی و متفاوت می‌کند، نه تصاویر شگفت‌انگیز و ناب از اقیانوس و جنگل و بیابان که قصه‌های آدم‌هایی است که تعریف می‌کند. آدم‌هایی از گوشه‌گوشه‌ی دنیا که خطر مواجهه با طبیعت را به جان می‌خرند تا زندگی‌شان را بگذرانند. خواه این آدم‌ها فیلیپینی‌هایی باشند که با نیزه وال شکار می‌کنند یا اندونزی‌هایی که چهل متر می‌روند زیر آب و از  درون شلنگ‌هایی که به کمپرسورهایی درب‌وداغان وصل‌اند، نفس می‌کشند. آدم‌ها رابطه‌ای دوگانه با زمین دارند. هم برای غذا و اولین نیازهای‌شان به آن نیاز دارند، هم گاهی در سخت‌ترین شرایط همین زمین می‌تواند قاتل جان‌شان شود.

مستند هشت قسمتی «سیاره‌ انسان» را بی‌بی‌سی با همکاری بی‌بی‌سی جهانی و دیسکاوری تولید کرده و در هر قسمت به سراغ زندگی انسان در بخشی از زمین رفته. اقیانوس‌ها، بیابان‌ها، قطب شمال، جنگل‌ها، کوه‌ها، چمنزارها، رودخانه‌ها و شهرها جاهایی است که دوربین سیاره‌ انسان به آن سر می‌زند. البته که نه کیفیت حضور انسان‌ها در این‌جاها با هم مشابه است نه دردسرهایی که با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ساکنان قطب شمال برای پیدا کردن غذای سگ‌های‌شان یخ یک متری روی اقیانوس را می‌شکنند تا در سرمای منهای سی‌وپنج درجه، کوسه‌ی گرینلند نیم‌تنی شکار کنند و پلیس‌ها در منهتن نیویورک شب‌ها به شکار سوسک‌ها و موش‌ها می‌روند.

سازندگان «سیاره‌ انسان» فقط نخواسته‌اند مثل خیلی از مستندهایی که با دوربین‌های‌شان به دل طبیعت بکر می‌زنند، زیبایی را شکار کنند. همه چیز در رابطه با انسان تعریف می‌شود. اگر وسط بیابانی هستیم که به اندازه‌ی آمریکا وسعت دارد و تمام سال در آن یک قطره باران نمی‌بارد؛ بیش‌تر از هر صحنه‌ی طبیعی‌ای، چهره‌ی مامادو است که اهمیت دارد. پسری نوجوان که برای رسیدن به آب باید گله‌ی گاوهایش را از میان فیل‌های خشمگین و تشنه رد کند. به تصویر کشیدن زنی سوار بر شتر در بیابانی که حتی شن‌هایش هم ثابت نیستند و تپه رمل‌هایش لحظه‌به‌لحظه شکلی دیگر به خود می‌گیرند، مفهوم دیگری از جست‌وجوگری می‌سازد. جست‌وجوی چیزی مثل آب بودن در جایی خشک و گرم و غیر قابل زندگی مثل بیابان. سه روز در بیابان با شترهایی که از گرما له‌له می‌زنند. این تصاویر با قراردادن انسان در برابر عظمت زمین و ناشناختگی‌اش و پیش‌بینی ناپذیربودنش و خطراتش و بخشش‌اش و گاه خست‌اش چیزی را درباره‌ی انسان و سیاره‌اش نشان می‌دهد که بیانش شاید چندان ساده نباشد. رابطه‌ای که در طول زمان پیچیده شده. گاهی انسان پیروز است و گاه مقهور قدرت طبیعت؛ و گاهی هم زیاده‌روی‌هایش کار را به جاهای باریکی کشانده. آن‌قدر که باید تخمین بزنیم تا چند سال دیگر چند میلیون هکتار جنگل از بین می‌رود یا آب اقیانوس‌ها بالا می‌آید یا شهرها می‌رود زیر آب و کم‌کم زمین جای غیر قابل سکونتی می‌شود برای انسان.

سیاره انسان

پیوستگی انسان و طبیعت

گاهی هم انسان با طبیعت یکی می‌شود و از آن جدا نیست. شاید خواندن از آدم‌هایی که به صورت قبیله‌ای در دل جنگل‌ها زندگی می‌کنند در رمانی مثل «رد گم» اثر کارپانتیه چندان عجیب نباشد؛ ولی دیدن تصویری از آن‌ها که در قرن بیست‌ویکم به ابتدایی‌ترین و البته آزادترین شکل ممکن زندگی می‌کنند، حتماً جالب است. چنین امکانی جز در اعماق جنگل‌های حاره‌ای که هیچ راهی به آن‌ها نیست وجود ندارد. بیش از هفتاد قبیله در برزیل به بدوی‌ترین شکل ممکن زندگی می‌کنند و هستند کسانی که وظیفه‌ی خود را محافظت از آن‌ها می‌دانند. این برای جهان انسان‌ها به معنای تنوع است و دوری از یکسانی. در کنار جمعیت چند صدمیلیونی ساکن شهرهای بزرگ و شلوغ، چهار میلیون نفر هم در قطب زندگی می‌کنند، چند میلیونی در جنگل‌ها و چند هزار نفری به صورت قبیله‌ای.  

شاید جذاب‌ترین بخش «سیاره‌ انسان» پشت صحنه‌اش باشد. جایی که همراه با گروه فیلم‌برداری از این سردرمی‌آوردیم که چطور روی یخ‌های ناپایدار گرینلند سورتمه‌سواری کرده‌اند تا از شکار وال تصویر بگیرند یا این‌که چطور توانسته‌اند مردی را که بالای رود خروشان مکونگ بین دو طناب حرکت می‌کرد و عملاً جان خودش را برای به‌دست آوردن غذای روزانه‌اش به خطر می‌انداخت؛ همراهی کنند. اهمیت آن پشت صحنه‌ها فقط به کاری که گروه بی‌بی‌سی می‌کنند نیست. فقط به این نیست که آن‌ها یک هفته‌ی تمام ابزار و تجهیزات‌شان را به کار گرفته‌اند تا بتوانند از سام‌نیاگ فیلم بگیرند. بلکه دقیقاً به این است که در جایی که هر پا لغزیدنی می‌تواند به مرگ منجر شود، آدمی یا آدم‌هایی مثل سام‌نیاگ در مواجهه با دنیای پیرامونش خوب بلدند چه کار کنند. برای همین لازم است که صحنه را دوبار ببینیم. یک بار آنچه را ساخته و تدوین شده و بار دیگر پشت صحنه را. جایی که سام‌نیاگ با خنده روی طناب می‌رود. دوربین مستندسازان درست کار نمی‌کند و او مجبور می‌شود برگردد و صحنه را مانند یک بازیگر تکرار کند. سام‌نیاگ لبخند می‌زند و افراد در صحنه‌ اضطراب در صورت‌شان موج می‌زند و دل‌شان خالی می‌شود. تفاوت مستند «سیاره‌ انسان» با مستندهای دیگری که از دنیای طبیعی ساخته می‌شود همین است. اهمیت آدم‌هایی مثل سام‌نیاگ.

تماشای مستند «سیاره انسان» در نماوا

این پست را به اشتراک بگذارید

کپی کردن لینک

به این مطلب امتیاز دهید
Rate this post