برای دومین بار در هفته‌های گذشته، این نقد قرار است بیشتر به بررسی آن‌چه بپردازد که سریال مورد نظر ما نیست، تا آن‌چه که واقعا هست. نیروی فضایی Space Force مانند اداره نیست. بر خلاف سازنده‌ی مشترک (گرگ دنیلز)، ستاره‌ی مشترک (استیو کارل)، و ژانر تقریبا یکسان (کمدی محل کار)، این سریال جدید نتفلیکس در قالب مستند طنز ساخته نشده است، و کارل هم نقش یک احمق اعصاب‌خردکن را بازی نمی‌کند. بر خلاف سریال سیتکام اداره که شهرت زیادی برای شبکه‌ی ان‌بی‌سی به ارمغان آورد و هوادارانش از تماشای آن خسته نمی‌شوند، نیروی فضایی به دنبال طنز در موقعیت‌های عجیب در فضای کار که در همه‌ جای جهان می‌توان با آن ارتباط برقرار کرد، نمی‌گردد.
این سریال طنزی ملیح و برخوردی غیرجدی با سیاست دارد. بر خلاف اسم مشترک با شاخه‌ی جدید و مورد تمسخر واقع‌شده‌ی ارتش آمریکا، کارل و دنیلز تنها اشارات ملایمی به الزامات وطن‌پرستانه‌ی شخصیت‌هایشان می‌کنند — و همچنین رئیس‌جمهور که احساس می‌کرد لازم است فضا دامنه‌ی جنگی بعدی ما باشد. برای مثال ماموریت میلیارد دلاری ژنرال مارک آر.

همچنین بخوانید:
دفاع از جیکوب DEFENDING JACOB – سریالی جذاب از Apple TV+

نیروی فضایی

نرد (با بازی کارل) بر اساس یک توییت اکانت توییتر رئیس‌جمهور آمریکا شکل گرفته است که خطاب به او گفته بود تا سال ۲۰۲۴ دخترهای جذاب را در ماه مستقر کنند، و آن‌ها فکر می‌کنند که پای یک غلط تایپی در میان بوده است. این جک از حماقت فرمانده نشات می‌گیرد، اما کمدی آن فراتر هم می‌رود. علاوه بر این موارد، در نظر بگیرید که تصمیم گرفته شده تا هیچ اسمی از ترامپ برده نشود و حتما می‌دانید چه طیف وسیعی از مخاطبان، مورد هدف این سریال هستند.
نیروی فضایی درباره‌ی ژنرال نرد است، یک ارتشی کارکشته‌ی موفق که پس از ترفیع درجه فکر می‌کند صاحب کل نیروی هوایی شده است. در عمل از این خبرها نیست. در عوض، او مامور راه‌اندازی نیروی فضایی آمریکا می‌شود تا چکمه‌های آن‌ها تا سال ۲۰۲۴ بر روی ماه قرار بگیرد. به این منظور، او و خانواده‌اش به کولورادو می‌روند، جایی که با پول مالیات مردم آمریکا مقر عملیاتی مخفیانه‌ای پر از دانشمندان، افسران و فضانوردان در حال آموزش است. فشار سیاسی برای سوددهی سریع‌تر، علی‌رغم التماس معاون و دانشمند ارشد نرد به نام دکتر آدریان مالوری (با بازی جان مالکوویچ)، باعث جلو افتادن زمان پرتاب می‌شود.

داستان این سریال به تلاش‌های نرد برای برقراری تعادل میان درخواست‌های عملیاتی و تقاضاهای غیر عملیاتی می‌پردازد: سیاست‌مداران کلیدی از او می‌خواهند در زمانی که در شهر حضور دارند، اولین ماهواره‌ی نظامی پرتاب شود تا شاهد آن باشند، در حالی‌که دانشمندان تیم او اصرار بر فرصت چند روزه برای آب و هوایی بهتر دارند. تقابل‌های مشابهی در طول سریال رخ می‌دهد، از جمله میان یک‌دندگی نظامی نرد و مدیر رسانه‌های به نام تونی اسکاراپیدوچی (با بازی بن شوارتز) او که روراست‌تر است، و یا میان تعهد نرد به کشورش که بالاتر از هر چیزی است و تعهد خانوادگی‌اش نسبت به دخترش ارین (دایانا سیلورز)، همسرش مگی (با بازی لیسا کودرو) و حتی خودش.
نیروی فضایی یک سریال سرگرم‌کننده و حواس‌پرت‌کن است. فرصت‌های از دست رفته غوغا می‌کنند (چه شخصیت‌هایی که کامل پرورانده نشده‌اند، و چه جک‌هایی که چندان روی آن‌ها کار نشده است) و هر کس توقع داستانی مانند معاون رئیس‌جمهور و یا سریال نوآورانه‌ای مانند اداره را داشته باشد، ناامید خواهد شد. شاید این سریال نتواند جای خالی «اداره» را در قلب مخاطبان نتفلیکس پر کند، و شاید هدف والاتری به جز خنده و سرگرمی دارد. اما در هر صورت این نسخه را نسبت به نسخه‌ی دیگر که تنها سعی کرده‌ است گذشته را بازسازی کند، ترجیح می‌دهد.
این مطلب برگرفته از نوشته‌ی بن ترورس در وب‌سایت ایندی‌وایر است.

نیروی فضایی

حال به بررسی نظر سایر منتقدین می‌‌پردازیم:

دوروتی رابینوویتز Dorothy Rabinowitz | وال استریت ژورنال Wall Street Journal

در میان ویژگی‌های خیره‌کننده و پرشمار نیروی فضایی Space Force توانایی و ظرفیت آن در نمایش آن‌چه که نیست بیش از بقیه به چشم می‌آید. نقش‌آفرینی‌هایی که در این سریال به چشم می‌خورد استثنایی است که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به جیمی او اشاره کرد. بزرگ‌ترین تحسین ما متعلق به نویسندگان این کمدی پیچیده و سرگرم‌کننده است.

آدام کلینت‌وود Adam Chitwood | کولایدر Collider

شخصیت‌هایی در این سریال به چشم می‌خورند که از سایرین بهتر هستند، و چند قسمت طول می‌کشد که سریال لحن درست خود را به دست بیاورد، اما در پایان قسمت دهم فصل اول به این در‌هم‌تنیدگی رابطه‌ای علاقه‌مند شدم و منتظر تماشای آن‌چه که در آینده رخ خواهد داد هستم.

ریچارد روپر Richard Roeper | شیکاگو سات تاینز Chicago Sun-Times

نیروی فضایی Space Force به سبب زمان‌بندی درست کمدی کارل و توانایی او در بازی یک شخصیت دیگر که معمولا پخمه تلقی می‌شود و هیچ بینشی از خودآگاهی ندارد، طنز درهم و برهم، و بودجه‌ی بالایی که دارد، تا حدی خنده‌دار است؛ در حالی‌که باید در حد کارهای مل بروکس خنده‌دار باشد. سو تفاهم نشود، من از «نیروی فضایی» لذت بردم. قسمت‌های نیم ساعته به سرعت می‌آیند و می‌روند و جریانی دائمی از لبخندها و خنده‌های ریز را به وجود می‌آورند.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید