براد چرچ Broadchurch یک درام هشت قسمتی در بی‌بی‌سی آمریکا است و می‌توان آن‌را نمونه‌ی کاملی از نویسندگی عالی، شخصیت‌های پیچیده و به خوبی توسعه یافته، نقش‌آفرینی فوق‌العاده، و مهم‌تر از همه زمان متعادل و مناسب برای روایت یک معمای قتل بدون حاشیه رفتن و آب بستن به ماجرا دانست.
خلاصه بگوییم، این سریال نقطه‌ی مقابل «کشتن» است، اما حتی آوردن نام آن هم شان و جایگاه براد چرچ Broadchurch را پایین می‌آورد، چرا که در یک عالم دیگر و بسیار فراتر از آن‌چه در سریال ای‌ام‌سی اتفاق افتاد، ساخته شده است.

همچنین بخوانید:
نقد سریال وست ورلد Westworld فصل سوم – دو دنیا که تنها یکی از آن‌ها به درد میخورد

اگر دارید فکر می‌کنید که آیا ممکن است سریالی چنین شگفت‌انگیز باشد، باید بگوییم جواب سوالتان مثبت است — و حتی شاید از آن هم بهتر باشد. به طور کلی براد چرچ Broadchurch یکی از بهترین سریال‌هایی است که تلویزیون در سال‌های اخیر به خود دیده است.
داستان این سریال، که نویسنده و سازنده‌ی آن کریس چیبنال بوده است، درباره‌ی مرگ یک پسر یازده ساله در شهری بندری و آرام است که در آن همه همدیگر را می‌شناسند — البته به جز رازی که در این میان مخفی است. آن‌چه که براد چرچ Broadchurch به خوبی و با ظرافت از پسش بر می‌آید، نمایش احساسات مردم نسبت به مرگ است.

براد چرچ

سریال‌های اندکی می‌توانند اشک شما را سرازیر کنند و دل و روده‌تان را از فرط شدت احساسات بهم بپیچند — و منشا این احساسات صرفا فقدان دردناک یک پسر بچه نیست، بلکه از نقاط آسیب‌پذیر احساسی فراوانی نشات می‌گیرد که چینبال به خوبی بر رویشان انگشت می‌گذارد.
کارآگاه الک هاردی (با بازی دیوید تننت، بازیگر «دکتر هو» و «جاسوسان ورشو») که توسط یکی از سخت‌ترین پرونده‌هایش تسخیر شده و در آستانه‌ی فروپاشی است، وارد شهر برادچرچ می‌شود. در ابتدا این‌طور به نظر می‌آید که او به قصد استراحت و تجدید قوا پا به شهر برادچرچ می‌گذارد — هم ذهن و هم جسم او در طول سال‌های گذشته که صرف حل کردن پرونده‌ی قبلی‌اش شده بودند فرسوده شده‌اند. کارآگاه الی میلر (با نقش‌آفرینی اولیویا کلمن) یکی از ساکنان محلی است که تمام زندگی خود را در برادچرچ گذرانده است و قول کاری که به هاردی واگذار شد به او داده شده بود. او روزی متوجه این موضوع می‌شود که جسد دنی لتیمر یازده ساله (با بازی اسکار مک‌نامارا) در ساحل پیدا می‌شود. این صحنه به آرامی روایت شده و اتفاق می‌افتد. هاردی که در حال آمدن به سمت صحنه است خدا خدا می‌کند که یک بچه‌ی مرده‌ی دیگر نباشد، و صورت میلر، وقتی می‌بیند این پسر بچه همان دنی است، در هم فشرده می‌شود.

الیویا کلمن دیوید تننت متیو گراول

دنی بهترین دوست پسر او تام (با بازی آدام ویلسون) و کوچک‌ترین فرزند همسایه‌اش بث (با بازی جودی ویتاکر) و مارک لتیمر (با بازی اندرو بوچان) است.
نیازی نیست بچه داشته باشید تا بتوانید اندوه قتل را درک کنید، اما براد چرچ Broadchurch آن‌را به شکل عمیق و واقعی در سوگواری بث و مارک برای پسرشان و مردم صمیمی برادچرچ که عزادار و نگران بچه‌های خود هستند، به تصویر می‌کشد.
نقش‌آفرینی ویتاکر در این ماراتون هشت ساعته نفس‌گیر و جذاب است. بوچان هم بازی درخشانی از خود به نمایش می‌گذارد و در حالی‌که می‌توانست از بسیاری نقش‌های عزادار دیگر کپی کند، ظرافت خاصی را در تار و پود شخصیت مارک لتیمر بافته است. این نقش‌آفرینی در انتهای ماجرا بسیار پرثمر است.
البته چرخ‌دنده‌های داستان را تننت و کلمن به حرکت در می‌آورند، کسانی که همیشه به خاطر بازی‌های حرفه‌ای‌شان مشهور هستند و در براد چرچ Broadchurch حتی برای مدت یک فریم از درخشش باز نمی‌ایستند.
این مطلب برگرفته از نوشته‌ی تیم گودمن در وب‌سایت هالیوود ریپورتر بود.

حال به بررسی نظر سایر منتقدین می‌پردازیم:

اندرو بوچان جودی ویتاکر - براد چرچ

مت روش Matt Roush | تی‌وی گاید مگزین TV Guide Magazine

در سریال هشت قسمتی براد چرچ Broadchurch بی‌بی‌سی آمریکا که میخ‌کوب‌کننده است و با سرعت بسیار مناسب و هوشمندانه‌ای پیش می‌رود، بسیار زودتر از آن‌که در «کشتن» به قتل رزی لارسن پی بردید، به پاسخ معما خواهید رسید و تاثیرگذاری احساسی آن چند برابر خواهد بود.

نانسی دولف اسمیت Nancy DeWolf Smith | وال استریت ژورنال Wall Street Journal

براد چرچ Broadchurch به عنوان یک معمای قتل پیچیده و رضایت‌بخش است (حتی اگر لهجه‌ها به گونه‌ای است که کمی طول می‌کشد تا به آن‌ها عادت کنید). اگر به عنوان سفری اکتشافی در اندوه و سوگواری به رهبری خانم ویتکر و خانم کلمن به آن نگاه کنید، حتی اثر درخشان‌تری است. اما در روایت بلند و آهسته‌ی براد چرچ Broadchurch حس عجیب و جالب دیگری هم به چشم می‌خورد — مرثیه‌ای برای معصومیت نادانی.

تام گیلاتو Tom Gliatto | پیپل ویکلی People Weekly

براد چرچ Broadchurch به شکل زیبایی ساخته شده و به طور هوشمندانه تمرکز مخاطب روی موضوعات گوناگون برده می‌شود تا فضای کافی برای تردید و ابهام در طول داستان به وجود بیاید. نتیجه‌ی آن به لحاظ احساسی بسیار عمیق و گیراست و همچنین بازی‌های درخشانی در آن به چشم می‌خورد.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید