نگاهی به سریال آلیس در سرزمین مرزی
اگر از علاقهمندان به سریال بازی مرکب هستید، به احتمال فراوان تماشای آلیس در سرزمین مرزی نیز میتواند به تجربهای هیجانانگیز و دوستداشتنی برایتان تبدیل شود. آلیس در سرزمین مرزی که نامش بیش از هر چیز ما را به یاد آلیس در سرزمین عجایب میاندازد، بر اساس مانگایی ژاپنی نوشته هارو آسو ساخته شده و داستان گروهی از انسانها را روایت میکند که بیآنکه بدانند چرا و چگونه، خود را در نسخهای خالی از سکنه از توکیو مییابند؛ جایی که برای زنده ماندن چارهای جز شرکت در بازیهای مرگبار ندارند.

در سریال ژاپنی نتفلیکس، شخصیتها برای ادامه حیات خود مجبورند در بازیهایی که در نقاط مختلف شهر برگزار میشوند شرکت کنند و با پیروز بیرون آمدن از هر بازی، برای چند روز دیگر مجوز زنده ماندن به دست آورند. آنها باید از هرآنچه پیشتر در زندگی واقعی آموختهاند برای پیروز شدن استفاده کنند و گاهی برای موفقیت در یک بازی با یکدیگر همکاری کنند و گاهی، برخلاف میل باطنیشان، در برابر یکدیگر قرار بگیرند. بازیها اما صرفاً آزمونی برای سنجش توانایی شخصیتها نیستند؛ آنها گاهی وجوهی از وجود هر شخصیت را آشکار میکنند که تا پیش از آن خود او نیز از وجودشان بیخبر بوده است.

اگرچه آلیس در سرزمین مرزی مانند بازی مرکب روایت خود را پیرامون مفاهیمی چون مرگ، بقا و رقابت میان انسانها شکل داده است، اما تفاوت مهمی میان این دو جهان وجود دارد و آن، انگیزه شخصیتها برای ورود به بازیهاست. در بازی مرکب شخصیتها ابتدا تحت فشار شرایط اقتصادی و اجتماعی به سمت بازیها کشیده میشوند، اما پس از آنکه فرصتی برای خروج پیدا میکنند، میتوانند میان ماندن و بازگشتن به بازیها انتخاب کنند. در آلیس در سرزمین مرزی اما شخصیتها اساساً بدون آنکه چنین انتخابی کرده باشند وارد جهانی ناشناخته میشوند و برای بازگشت به زندگی عادی یا حتی صرفاً زنده ماندن، ناچارند در بازیها شرکت کنند. در اینجا بازی نه راهی برای رسیدن به پول، بلکه بخشی از خود زندگی شخصیتهاست.

یکی دیگر از نقاط قوت آلیس در سرزمین مرزی، تنوع و خلاقیت بازیهای آن است. هر بازی منطق و قواعد خاص خود را دارد و شخصیتها نمیتوانند با تکیه بر یک توانایی ثابت از همه آنها عبور کنند. گاهی قدرت جسمانی تعیینکننده است، گاهی هوش و توانایی حل مسئله و گاهی چیزی مهمتر از هر دو؛ توانایی اعتماد کردن به دیگری یا تشخیص لحظهای که دیگر نباید به کسی اعتماد کرد. به همین دلیل بازیها در طول سریال از شکل یک مانع ساده برای رسیدن به مرحلهی بعدی خارج شده و به ابزاری برای شناخت شخصیتها تبدیل میشوند. جذابیت آلیس در سرزمین مرزی فقط در این نیست که بدانیم چه کسی در یک بازی پیروز خواهد شد و چه کسی نه، بلکه پرسش مهمتر آن است که آدمها برای زنده ماندن تا کجا حاضرند پیش بروند؟ آیا میتوان در شرایطی که هر اشتباه ممکن است به مرگ منجر شود همچنان به دیگران اعتماد کرد؟ آیا همکاری با دیگران یک انتخاب اخلاقی است یا صرفاً راهی برای افزایش شانس بقا؟ و اگر برای زنده ماندن مجبور شویم با کسی که دوستش داریم مقابل هم قرار بگیریم، کدام را انتخاب خواهیم کرد؛ زندگی خودمان یا زندگی دیگری را؟

شاید به همین دلیل باشد که بازیهای آلیس در سرزمین مرزی تنها میدانهایی برای سنجش مهارت یا شانس نیستند. هر بازی شخصیتها را در موقعیتی قرار میدهد که دیگر نمیتوانند پشت قواعد زندگی عادی پنهان شوند. ترس، خودخواهی، فداکاری، اعتماد و خیانت در چنین شرایطی به شکلی عریان خودشان را نشان میدهند و شخصیتها مجبور میشوند نه فقط برای زنده ماندن، بلکه برای مواجهه با تصویری که از خودشان میبینند مبارزه کنند. آلیس در سرزمین مرزی در نهایت داستان انسانهایی است که برای زنده ماندن باید بازی کنند؛ اما با پشت سر گذاشتن موفقیتآمیز هر بازی، چیزی بیش از مجوز چند روز زندگی به دست میآورند. شاید پرسش اصلی سریال نیز همین باشد: وقتی زندگی به مجموعهای از بازیهای مرگبار تبدیل شود، برای زنده ماندن تا کجا حاضر خواهیم بود پیش برویم و در این مسیر، چه چیزی از خودمان باقی خواهیم گذاشت و در پایان آن به چه شخصیتی تبدیل خواهیم شد؟

شما میتوانید هماکنون سریال آلیس در سرزمین مرزی را به صورت کامل با دوبله اختصاصی در نماوا تماشا کنید.

















