نگاهی به تاثیرپذیری سینمای کریستین پتزولد از سرگیجه آلفرد هیچکاک
سرگیجه بهعنوان یکی از مهمترین فیلمهای تاریخ سینما که توانست سینمای عاشقانه و جنایی را وارد ساحت تازهای کند و تحول شگرفی در تریلرهای روانشناختی سینما ایجاد کرد، از زمان ساخته شدن همواره الهامبخش فیلمسازان بسیاری بوده است. از داریو آرجنتو و پارک چان-ووک میتوان بهعنوان فیلمسازانی نام برد که در فرآیند ساخت فیلمهایشان همواره به سینمای آلفرد هیچکاک و بهخصوص سرگیجه فکر کردهاند؛ تا جایی که هیچکاک ایتالیا در نزدیکترین تجربه فیلمسازی خود به سرگیجه، قرمز پررنگ را درباره حافظهای مخدوش شده و حقیقتی تغییر شکل یافته میسازد و فیلمساز کرهای هم در تصمیم جدایی سرگیجهای مدرن در سینمای کره جنوبی خلق میکند. اما یکی دیگر از فیلمسازان مهم معاصر که بسیار تحتتأثیر هیچکاک و شاهکار او، سرگیجه، بوده است، کریستین پتزولد آلمانی است. اگرچه در ابتدا به نظر میرسد که پتزولد، بهعنوان فیلمسازی از مکتب برلین و دور از جریان اصلی سینمای جهان، نسبت چندان نزدیکی با سینمای هیچکاک برقرار نکند، اما سرگیجه آنقدر روی پتزولد و سینمای او تأثیرگذار بوده که ایدههای آن، بهویژه مسئله هویت، فقدان و تلاش برای شبیه شدن به دیگری، از همان ابتدای مسیر فیلمسازیاش تا امروز بارها در آثارش ردپای خود را بر جای گذاشتهاند.

پتزولد و سینمایش در نقطهای با سرگیجه تلاقی پیدا میکنند که در بخشهای پایانی فیلم هیچکاک، شخصیت مرد فیلم به شکلی تصادفی دوباره با معشوقهی از دست رفتهی خود روبهرو میشود و سعی میکند او را دقیقا به زنی شبیه به همان معشوقهی قدیمی تبدیل کند. این خود فعلی را شبیه خود قبلی کردن یا خود را شبیه دیگری کردن که راه خود را از سرگیجه هیچکاک به سینمای پتزولد باز کرده است تقریباً در اکثر فیلمهای فیلمساز آلمانی دیده میشود؛ از یلا که در دهه ابتدایی قرن حاضر ساخته شد، بگیر تا ققنوس، ترانزیت و همین فیلم آخر او آینهها شماره ۳. فیلمی که در بخش خارج از مسابقه جشنواره کن ۲۰۲۵ اکران شد و منتقدان بسیاری آن را تحسین کردند. اگرچه نقاط اوج تاثیرپذیری پتزولد از سرگیجه شاید ققنوس و ترانزیت باشند، اما آینهها شماره ۳ نیز بسیار در ایدههای روایی و مضمونی وامدار سرگیجه هیچکاک است.

در ققنوس، زنی پس از فاجعه به جایی که پیشتر خانهاش بوده بازگشته تا هویت پیشین خود را زنده کند و زندگیای را که متعلق به او بوده و متاثر از جنگ و بیرحمیهای آن از دست رفته، دوباره احیا سازد. زن در این راه سعی میکند خود را هرچه بیشتر به خودی که پیشتر بوده نزدیک کند. تلاش مذبوحانهای که اگرچه در پایان به برخاستن زن از میان خاکستر منجر میشود، اما با ادامه پیدا کردن زندگی به همان شکل پیش از فاجعه همراه نمیشود. در ترانزیت، بار سنگین مسئولیت شخصیتها در قبال دیگری است که آنها را بر آن میدارد تا نقشهای دیگران را برای هم بازی کنند. این بازی کردن نقشها اما آنقدر برایشان جدی و حیاتی میشود که به نقابی جداییناپذیر برایشان تبدیل میشود و بیرون آمدن از پشت آن دیگر برای هیچکدامشان ممکن نیست.

در آینهها شماره ۳ هم نه به شدت و قدرت فیلمهای پیشین اما به شکلی متفاوت و با نگاهی تازه، باز هم ردپای سرگیجه هیچکاک در داستان و مضمون دیده میشود. در درام رازآلود تازهی پتزولد زنی مرموز به دختری آسیبدیده پناه میدهد و با دختر، بهمانند یک مادر، مهربانانه رفتار میکند. لباسهای دختر از دسترفتهاش را به او میپوشاند و از او میخواهد با پیانوی دختر فقیدش بنوازد. حتی سعی میکند با حضور دختر جوان، ارتباط خود با دیگر اعضای خانواده را که بعد از مرگ دختر دچار خدشه شده، بهبود بخشد. نقش بازی کردن سرگیجهگونه در سینمای پتزولد باز هم وارد ساحت تازهای میشود و در بازخوانی تازهی پتزولد از سرگیجه هیچکاک این بار به افراد این حق انتخاب داده میشود که از این چرخه نقش بازی کردن خارج شوند. این خارج شدن اگرچه به معنای رستگاری برای آنها نیست اما شاید پرداختن به وجه مغفولی از داستان سرگیجه باشد که هیچکاک به آن نپرداخته است و فیلمسازان معاصر تحت تاثیر او نظیر آرجنتو و پارک چان-ووک نیز به این شکل انجامش ندادهاند.

شما میتوانید هماکنون آخرین ساختهی کریستین پتزولد، آینهها شماره ۳، را با زیرنویس اختصاصی در نماوا تماشا کنید.





















