مجله نماوا، عباس اقلامی

در زندگی شهری به ویژه از دورانی که سروشکلی از مدرنیسم وارد مناسبات آن شد، حمل و نقل عمومی جایگاه ویژه‌ای در شهرها پیدا کرد. هم از جانب حکومت‌ها که از این پدیده نوظهور به عنوان ابزاری برای نمایشی از توجه خود به رفاه عمومی بهره می‌بردند و هم از سوی شهروندان که وجود و گسترش آن را به عنوان مطالبه‌ای مشروع از حکومت‌ها برای زندگی بهتر در شهرها می‌خواستند.

شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هم حکایتی از همین دست در تاریخچه‌ی خود دارد. با این ویژگی خاص که در ایرانی که دهه‌های پرالتهابی را پشت سر گذاشته است، این نهاد عمومی به عنوان نهادی که در متن زندگی مردم از طبقه‌های مختلف اجتماعی و به ویژه طبقه‌ی متوسط و قشر کارگری نقش برجسته‌ای دارد، روایت‌هایی شنیدنی و دیدنی در دل خود دارد. نیما مهدیان در فیلم مستند «آن مرد با اتوبوس آمد» تلاش دارد تا راهی بیابد به دل این روایت‌های تاریخی در جریان بازخوانی تاریخچه‌ی تصویری شرکت واحد اتوبوسرانی تهران.

شیوه‌ی فیلمساز برای این بازخونی رجوع به آرشیوهای تصویری از روزگار قاجار و آمدن نخستین اتوبوس به ایران تا سال ساخت فیلم، رجوع به تاریخ شفاهی و مستندات نوشتاری تاریخی، در کنار ترکیب این تصاویر با تصاویری از امروز و سال‌های متاخر در تلاش برای درک بهتر تماشاگر از فیلم است. گفتار متن روی فیلم (Voice Over) با لحنی نزدیک به آنچه به لحن رانندگان اتوبوس شهره شده، تلاش دیگر فیلمساز است در نزدیک شدن به مستند بودگی فیلم و روایت‌هایی که از تاریخ شهر به تماشاگر خود می‌دهد.

آن مرد با اتوبوس آمد

سفری در طول تاریخ
با تماشای «آن مرد با اتوبوس آمد» در سفری تاریخی و نظاره‌ای از بالا و سریع، که گویی بر طبقه دوم اتوبوسی دو طبقه با رنگ قرمز! نشسته‌ایم و ناظر، می‌بینیم که اتوبوس شهری، اتوبوسرانی و شرکت واحد و رانندگان آن در طول تاریخ پرالتهاب و پرفراز و نشیب خود از همان ابتدا نه صرفا امکان و ابزاری برای رفاه عمومی شهروندان، که بیشتر ابزار دست حکمرانان دوره‌‌های مختلف در کل و حتی رؤسای شرکت واحد به‌طور خاص، برای پیشبرد اهداف سیاسی دوران‌ بوده است؛ از نقش‌آفرینی در عزل و نصب رؤسای دولت‌ها تا جریان‌سازی و حتی قرار گرفتن به عنوان نیرو برای پیشبرد اهداف دولت‌های وقت.

از منظری دیگر فیلم یک روایت از پرسه‌زنی تصویری در احوالات شخصی و زندگی روزمره‌ی شهروندان شهری است که در گذارهای مهم تاریخی این شهر ناظر مهمترین تحولات سیاسی و اجتماعی خود، مانند تسخیر سفارت آمریکا در ماه‌های نخست انقلاب اسلامی، از طبقه دوم اتوبوس‌های قرمز شرکت واحد بوده‌اند! اتوبوس‌هایی که چه در قالب ماشین دودی، چه گازسوز، چه یک طبقه و چه دو طبقه با حضورشان در خیابان‌های شهر تهران خیلی‌ها را به مقاصد منتهی به خیابان‌های قدرت رساندند و خیلی‌ها را هم مستقیم و غیرمستقیم به زیر کشیدند. در جریان همین پرسه‌زنی تصویری در احوالات شخصی و زندگی روزمره است که می‌بینیم پدیده‌ی اتوبوس‌های شهری امروزه کارکرد و جایگاهی بسیار متفاوت از سال‌ها و دهه‌های ابتدایی و چه بسا میانی از تاسیس شرکت واحد یافته‌اند و دیگر نه مسافران، مسافران آن سال‌ها هستند و نه رانندگان، آن رانندگان! همه گویی دچار دگردیسی تاریخی شده‌اند.

«آن مرد با اتوبوس آمد» به تماشاگر سال ۱۴۰۰ خورشیدی نشان می‌دهد که در ایران معاصر پدیده‌های مدرن شهری مانند اتوبوس در حمل و نقل عمومی، جایگاه و معنایی متفاوت از آنچه در قاعده‌ی کلی به عنوان پدیده‌ای مدرن و نوظهور برای گسترش رفاه عمومی شهروندان کارکرد دارد، می‌یابد و در بازخوانی تصویری و نوشتاری تاریخچه‌ی آن نمی‌توان نقش‌های فراکارکردی آن را نادیده گرفت. نقش‌هایی که در دل تاریخ ثبت شده‌اند حتی اگر امروز دیگر شرکت واحد اتوبوسرانی وجود خارجی نداشته باشد.

تماشای آثار پانزدهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت در پردیس نماوا