اگر به خاطر شیوع کرونا نبود، الان در اواسط فصل تابستانی فیلم‌های هالیوودی بودیم و هر هفته از تماشای فیلم‌های بزرگی لذت می‌بردیم؛ از جدیدترین ساخته‌ی وس اندرسون گزارش فرانسوی گرفته تا بازگشت تام کروز به نقش فراموش‌نشدنی دهه ۸۰ میلادی‌اش تاپ گان: ماوریک. انگاشته‌ Tenet کریستوفر نولان یکی از فیلم‌هایی است که با تغییرات متوالی تاریخ‌ پخش خودش ما را به دیدن دست‌کم یک فیلم در تابستان امسال امیدوار کرده است. این فیلم ابتدا قرار بود ۳۱ جولای پخش شود، بعدتر این تاریخ به ۱۲ آگوست تغییر پیدا کرد و حالا نیز به نظر می‌رسد قرار باشد ۲۶ آگوست پخش شود. همان‌طور که احتمالا خودتان نیز می‌دانید، نولان طرفدار پر و پا قرص تجربه‌ی تماشای فیلم در سینما است. تلاش او برای پیدا کردن راهی برای بر روی پرده بردن انگاشته‌ Tenet در این تابستان و در میان بحران‌های این ویروس تا به این جای کار جالب بوده است. از طرف دیگر، انگیزه‌ی او شاید به نظر مسخره برسد (اگر که این ماه نتوانیم یک فیلم مهیج جاسوسی دیگر در سینما ببینیم دنیا به آخر نمی‌رسد). اما از طرف دیگر این جدیت نولان همان دلیلی است که مردم او را دوست دارند: اهمیتی که فیلم‌ها برای او دارند و این باور که تماشای دست جمعی فیلم به عنوان یک تجربه مشترک چیزی است که به آن معنا می‌دهد.
از آن جایی که نولان عادت دارد اطلاعات زیادی درباره‌ی فیلم‌هایش را لو ندهد، چیز خاصی درباره‌ی این فیلم نمی‌‌دانیم. تنها چیزی که می‌دانیم این است که جان دیوید واشنگتن، رابرت پتینسون و الیزابت دبیکی در نقش شخصیت‌هایی که قرار است جلوی وقوع جنگ جهانی سوم را بگیرند بازی می‌کنند. در جالی که بی‌صبرانه منتظر پخش این فیلم هستیم، می‌توانیم با تماشای پنج فیلم جایگزین خودمان را سرگرم کنیم.

همچنین بخوانید:
درباره بازیگر شخصیت اصلی انگاشته Tenet ، جان دیوید واشنگتن بیشتر بدانیم

بی‌خوابی Insomnia ۲۰۰۲

بی‌خوابی

از میان تمام فیلم‌های کریستوفر نولان پس از موفقیتش با فیلم یادگاری، این فیلم که ساخته‌ی بعدی این کارگردان پس از یادگاری نیز بود، فیلمی است که مخاطبان کمتر از همه درباره‌ی آن صحبت می‌کنند. البته کاملا هم بی‌دلیل نیست: بی‌خوابی تنها فیلم اوست که خودش فیلم‌نامه‌ی آن را ننوشته است و یا دست‌کم در نوشتن آن مشارکت نکرده است؛ در نتیجه این فیلم نسبت به سایر آثار او کمتر شخصی به نظر می‌رسد. این فیلم مثال خوبی برای اثبات این فرضیه است که فیلم‌سازان با استعداد در اولین شانسشان برای ساخت فیلم‌هایی با بودجه‌ی زیاد، تمام توانایی‌های خودشان را به تصویر نمی‌کشند. اما حتی با این وجود نیز این فیلم بسیار عالی است. رابین ویلیامز بازی بی‌نظیری از خودش ارائه کرده است، آل پاچینو نیز شخصیتی را جلوی دوربین برده است که به خاطر تناقضات این شخصیت، یکی از زنده‌ترین بازی‌های این بازیگر را در تمام این سال‌ها می‌توانیم در این فیلم ببینیم. نور خورشید ثابت آلاسکایی که نولان در این فیلم نشان داده است نیز فضای فیلم را شبیه به ترسناک‌ترین نقطه بر روی کره زمین کرده است. با اینکه بی‌خوابی از بهترین آثار نولان نیست، اما باز هم فیلم بسیار خوبی به حساب می‌آید.

آغازگر Primer ۲۰۰۴

آغازگر

انگاشته‌ Tenet به نظر می‌رسد نتیجه‌ی دادن بودجه زیادی و آزادی کافی برای ساخت یک فیلم سفر در زمانی سنگین و اکشن به کریستوفر نولان باشد. در مقابل آغازگر شین کاروث دقیقا عکس این است. این فیلم تنها با بودجه‌ی ۷۰۰۰ دلاری و با بازی خود کاروث و دوستان و خانواده‌اش ساخته شده است. آغازگر از نظر خیال‌پردازی شاهکار به حساب می‌‌آید. فیلمی که داستان آن در اتاق‌های کوچک روایت می‌شود اما از طریق ذهن انسان داستان آن به بی‌نهایت امتداد پیدا می‌کند.  یک قانون قدیمی فیلم‌های کمدی وجود دارد می‌گوید که هر چه بودجه یک فیلم کمدی بیشتر باشد، جوک‌های بیشتری این میان از بین می‌روند. انگاشته‌ Tenet بوم بزرگی را برای روایت داستانش در اختیار دارد، چیزی که آغازگر نداشت… اما آیا این فیلم می‌تواند به موفقیت آغازگر باشد؟

لوپر Looper ۲۰۱۲

لوپر

آجر فیلمی است که رایان جانسون را به ما معرفی کرد، اما از خیلی جهات فیلمی که او را به سمت کارگردانی جنگ ستارگان: آخرین جدای (به همراه چندین قسمت بی‌نظیر از برکینگ بد ) هدایت کرد این فیلم مهیج جنایی سفر در زمانی بود. لوپر مهارت خاص این کارگردان برای زیر سوال بردن یک ژانر و در عین حال بیرون کشیدن بهترین المان‌های همان ژانر و به تصویر کشیدن آن‌ها را به خوبی نشان می‌دهد.  فیلم هم خنده‌دار بوده و هم احساساتی را درباره ‌اینکه چطور ما در عین حالی که از گذشته‌ی خودان فرار می‌کنیم می‌خواهیم آن را بپذیریم به تصویر کشیده است. حال و هوای این فیلم با ساخته‌های نولان شباهتی ندارد، اما با تماشای آن باور خواهیم کرد که شاید بهتر است هر فیلم‌ساز بزرگی دست‌کم یک بار برداشت خودش را در ژانر سفر در زمان بر روی پرده ببرد.

Monsters and Men  ۲۰۱۸

هیولاها و مردم

جان دیوید واشنگتن با بازی در فیلم موفق و برنده‌ی جایزه‌ی اسکار بلکککلنزمن به شهرت رسید، اما به نظر ما بهترین بازی او در سال ۲۰۱۸ در این فیلم کمتر شناخته‌شده اما دیدنی بوده است. متاسفانه تماشای هیولاها و انسان‌ها این تابستان شاید کمی برای ما سخت باشد، چرا که این فیلم بر روی پلیس‌های سفیدپوستی که یک مرد بی‌گناه سیاه‌پوست را می‌کشند تمرکز کرده است، تراژدی که بر روی زندگی چندین شخصیت فیلم تاثیر می‌گذارد . یکی از این شخصیت‌ها دنیس (واشنگتن) پلیس خوبی است که میان باور خودش درباره‌ی اهمیت این شغل و نژاد‌پرستی که هم در دنیا  و هم در  محل کارش می‌بیند گیر کرده است. (علاوه بر این جامعه‌ی سیاه‌پوستان از او به عنوان مرد سیاه‌پوستی که در اداره‌ی پلیس کار می‌کند دل خوشی ندارند).
کارگردان-نویسنده رینالدو مارکوس گرین که این فیلم اولین تلاش او برای کارگردانی بوده است، در این فیلم دیدگاه جدیدی را نسبت به جرم و جنایت، ناعدالتی و نابرابری نژادی به نمایش گذاشته است. علاوه بر این بار اخلاقی و معنایی داستان بر دوش واشنگتن است، فردی که در تلاش برای راضی نگه داشتن چند رئیس است و همواره به این فکر می‌کند که شاید برای انجام این وظایف آمادگی لازم را ندارد.

بیوه‌ها Widows ۲۰۱۸

بیوه ها

کارگردان استیو مک‌کوئین بعد از درام برنده‌ی اسکارش ۱۲ سال بردگی، این فیلم مهیج جنایی بی‌نظیر را بر روی پرده برد؛ فیلمی که در جلب نظر مخاطبان موفق نبود. که البته جای تاسف دارد چرا که تمام بازیگران این فیلم بازی تماشایی از خودشان ارائه کرده‌اند که از میان آن‌ها می‌توان به وایولا دیویس، میشل رودریگز، سینتیا آریو، کالین فارل، برایان تایری هنری و دنیل کالویا اشاره کرد. اما از آن‌جایی که ما بر روی انگاشته‌ Tenet تمرکز می‌کنیم، بهتر است به الیزابت دبیکی بپردازیم: کسی که توجه‌ها را در این فیلم از سایر بازیگران دزدیده و به خودش معطوف کرده است. او شخصیت آلیس یکی از بیو‌ه‌های فیلم را جلوی دوربین برده است، کسی که تا به حال برای رسیدن به چیزهایی که می‌خواسته بر روی ظاهرش تکیه کرده است. اما شریک شدن در ماجرای سرقت اصلی فیلم جرقه‌ای درون او می‌زند و دبیلیک در نشان دادن این که چطور این زن جوان که همیشه دست‌کم گرفته می‌شد به شیوه‌ای عجیب خودش را پیدا می‌کند، عالی عمل کرده است. آلیس در طول فیلم از شخصیتی ضعیف خودش را بالا کشیده و به شخصیتی همه‌فن‌حریف تبدیل می‌شود. اما دبیکی کاری کرده است که در تمام فیلم غمی که آلیس تحمل می‌کند را نیز حس کنیم: این شخصیت نقشی غیرقابل انکار در به تصویر کشیدن بار احساسی فیلم دارد. بی‌صبرانه منتظر دیدن بازی او در انگاشته‌ Tenet هستیم.

این مطلب برگرفته از نوشته‌ی تیم گریرسون و ویل لیچ در وبسایت vulture است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید