اجرای موفقیت‌آمیز فیلم‌های آنتولوژی می‌تواند سخت و پرزحمت باشد. آن‌ها از چندین فیلم کوتاه تشکیل شده‌اند که در کنار یکدیگر تدوین یافته و در نهایت یک فیلم بلند حاصل شده است. بنابراین همواره بسیاری از فیلم‌های آنتولوژی، بخش‌هایی دارند که بهتر از بقیه هستند. آن‌ها معادل سینمایی مجموعه داستان‌های کوتاه هستند.
فیلم‌های آنتولوژی بد زیادی مثل مجموعه فیلم‌های وی/اچ/اس V/H/S، وجود دارند اما در این بین تعدادی نمونه از فیلم‌سازان آرمان‌گرا (از جیم جارموش گرفته تا برادران کوئن) نیز هستند که هربخش را با یک ریسمان مشترک به یکدیگر گره زده‌اند. رد شدن از نمونه‌های بد می‌تواند یک کار سخت افسرده‌کننده باشد،‌ بنابراین در این مطلب ۱۰ تا از بهترین فیلم‌های آنتولوژی‌ای را که تاکنون ساخته شده است، معرفی کرده‌ایم.

همچنین بخوانید:
۱۰ فیلم حماسی آلمانی که باید تماشا کنید

۱۰ – شهر گناه ۲۰۰۵ Sin City

شهر گناه - بروس ویلیس

به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی رابرت رودریگز و فرانک میلر که براساس رمان‌های گرافیکی خود میلر ساخته شده است. شهر گناه یک فیلم نوآر آنتولوژی بیش از حد سبک‌پردازی‌شده و سخت‌جوش است. فیلم به صورت سیاه‌وسفید (با گه‌گاهی پاشش قرمز) فیلم‌برداری شده است. شهر گناه تا جای ممکن به منبع اصلی خود وفادار ماند.
نکته فوق‌العاده‌ای که در مورد فیلم‌های آنتولوژی وجود دارد، این است که در آن‌ها التزام کمتری به هریک از اعضای گروه بازیگران نیاز است. بنابراین بازی گرفتن از بازیگران نام‌دار رده A راحت‌تر است. بازیگران شهر گناه افرادی نظیر جسیکا البا، میکی رورک، بروس ویلیس و الیجاه وود هستند.

۹ – منطقه گرگ و میش: فیلم ۱۹۸۳ Twilight Zone: The Movie

منطقه گرگ و میش: فیلم آنتولوژی

بورگس مریدیت، جایگزین راد سرلینگ به‌عنوان راوی برای این اقتباس سینمایی از منطقه گرگ و میش شد. این فیلم سه اپیزود از سریال اصلی را بازسازی می‌کند و همچنین یک داستان جدید فراهم می‌آورد. جان لندیس اولین بخش به‌اضافه مقدمه و خاتمه را کارگردانی کرده است. استیون اسپیلبرگ، جرج میلر و جو دانته، هرکدام یک بخش را هدایت کردند. (با برعهده گرفتن آخرین و به‌یادماندنی‌ترین سکانس، “کابوس در ۲۰۰۰۰ پا”)
تاکنون هیچ نتیجه پرداخت‌شده‌ای از منطقه گرگ و میش با عظمت نسخه اصلی سرلینگ جفت‌وجور نشده است، اما این فیلم خیلی به آن نزدیک می‌شود.

۸ – داستان‌های نیویورک ۱۹۸۹ New York Stories

داستان‌های نیویورک

سه کارگردان زبده نیویورک با سبک‌های بسیار متفاوت (مارتین اسکورسیزی، فرانسیس فورد کوپولا و وودی آلن) در داستان‌های نیویورک با یکدیگر همکاری کردند تا یک پرتره سینمایی مدور از این شهر ارائه کنند.
هیچ‌یک از این کارگردانان در داستان‌های نیویورک در بالاترین قدرت خود حضور نداشت اما هرکدام داستان کوتاه جذابی را ارائه می‌دهند.

۷ – سه چهره ترس ۱۹۶۳ Black Sabbath

سه چهره ترس آنتولوژی

این فیلم هم‌نام یک گروه راک پیش‌گام و منبع الهام ساختار «داستان عامه‌پسند» Pulp Fiction، است. «سه چهره ترس» ماریو باوا، یک جواهر بسیارکم‌دیده‌شده از سینمای وحشت ایتالیاست. در اصل عنوان آن، «I Tre Volti Della Paura» است که به‌لحاظ ادبی در انگلیسی به «The Three Faces of Fear» ترجمه می‌شود. «سه چهره ترس» سه داستان ترسناک را روایت می‌کند که هریک توسط اسطوره فوق‌العاده ژانر وحشت، بوریس کارلوف، معرفی می‌گردد.
در یک داستان، زنی از طرف یک محکوم فراری تعقیب شده است. در داستانی دیگر، یک پرستار می‌خواهد جواهراتی را از یک جنازه بدزدد و در داستان سوم، گذر یک کنت روسی به تعدادی خون‌آشام می‌افتد.

۶ – تاریخ جهان، قسمت ۱ ۱۹۸۱ History Of The World, Part I

تاریخ جهان، قسمت ۱ - انقلاب فرانسه

نشات‌گرفته از ذهن درخشان مل بروکس؛ تاریخ جهان، قسمت ۱ به‌عنوان مجموعه‌ای از طرح‌های هجوآمیز شخصیت‌ها و وقایع تاریخی، ارائه شده است. بروکس، خود پنج نقش را ایفا می‌کند؛ از جمله موسی و شاه لوئی شانزدهم. گروه بازیگران فیلم نیز شامل کمدین‌های بزرگی نظیر سید سیزر، مدلین کان، دام دی‌لوئیس، کلوریس لیچمن و اسپیک میلیگان می‌شود.
گرچه در عنوان فیلم «قسمت ۱» وجود دارد اما بروکس هرگز قصد نداشت دنباله‌ای برای این فیلم بسازد. «قسمت ۱» در واقع یک شوخی است؛ ارجاعی است به سر والتر رالی، کسی که وقتی در برج لندن زندانی بود، شروع به نوشتن تاریخ کرد اما پس از نوشتن فقط یک جلد اعدام شد.

۵ – پاریس، دوستت دارم ۲۰۰۶ Paris, Je T’aime

پاریس، دوستت دارم آنتولوژی

پاریس، دوستت دارم در طول دو ساعت زمان خود، ۱۸ فیلم کوتاه را شامل می‌شود که توسط مجموعاً ۲۲ کارگردان هدایت شده‌اند. (که برخی از آن‌ها دوتا یکی شده‌اند.) هریک از این بخش‌ها در محله متفاوتی از این شهر صاحب‌نام، صحنه‌پردازی شده است.
این ۲۲ کارگردان شامل افرادی نظیر آلفونسو کوارون، سیلوین شومه، الکساندر پین، وس کریون، برادران کوئن، ژرار دوپاردیو و گاس ون سنت می‌شود و گروه بازیگری فیلم نیز افرادی با ملیت‌های مختلف را در برگرفته است.

۴ – قهوه و سیگار ۲۰۰۳ Coffee And Cigarettes

قهوه و سیگار

جیم جارموش سه فیلم کوتاه تحت عنوان قهوه و سیگار کارگردانی کرد. پیش از آن، او تصمیم گرفت هشت فیلم دیگر را فیلم‌برداری کند و همه آن‌ها را به‌عنوان یک فیلم بلند آنتولوژی در کنار یکدیگر تدوین کند. کالاهای روزمره اشرافی، ریسمانی تکرارشونده هستند که در سراسر این یازده قطعه وجود دارند.
گروه بازیگران نیز شامل افرادی با استعدادهای گوناگون و متمایز می‌شود؛ استیو بوشمی، کیت بلانشت، استیو کوگان، بیل مری، آلفرد مولینا، اسطوره پرده روبرتو بنینی، رپر رزا، کمدین مقلد استیون رایت و ستاره پاپ ایگی پاپ.

۳ – تصنیف باستر اسکراگز ۲۰۱۸ The Ballad Of Buster Scruggs

تصنیف باستر اسکراگز

گرچه برادران کوئن، در اصل تصنیف باستر اسکراگز را به‌عنوان یک مینی‌سریال تلویزیونی در نظر گرفته بودند اما در میانه تولید، آن را به یک فیلم بلند ساماندهی مجدد کردند.
داستان‌ها گستره وسیعی را شامل می‌شوند؛ از سبک‌بار (یک اکتشاف‌کننده زیر آفتاب سوزان در جست‌وجوی طلا حفاری می‌کند) تا تاریک (یک مدیر اپرا، بازیگر بی‌اندامش را به درون یک رودخانه پرتاب می‌کند تا برای مرغی که توانایی درک ریاضی دارد، اتاق بسازد). در این فیلم بلند ستاره‌های شاخصی نظیر تیم بلیک نلسون (در یک نقش اصلی)، لیام نیسون و جیمز فرانکو حضور دارند.

۲ – هوی متال ۱۹۸۱ Heavy Metal

هوی متال آنتولوژی

هوی متال از داستان‌های علمی- تخیلی و فانتزی که در مجله‌ای به همین نام یافت شده بود، اقتباس گردیده است. این فیلم نمونه نادری از یک فیلم انیمیشنی است که با خشونت گرافیکی و متریال‌های صریح جنسی نمایش داده شده است. فیلم تماماً حول یک شهاب‌سنگ می‌گردد که از قرار معلوم منبع همه شیاطین جهان است.
سال‌هاست که صحبت از بازسازی این فیلم وجود دارد؛ از دیوید فینچر، زک اسنایدر، گی‌یرمو دل تورو، جیمز کامرون تا تینیشس دی. همه آمدند و رفتند از این پروژه. بنابراین تا زمانی که بالاخره این پروژه به ثمر بنشیند (البته اگر که انجام پذیرد) شما می‌توانید نسخه اصلی را بررسی کنید.

۱ – داستان عامه‌پسند ۱۹۹۴ Pulp Fiction

کوئنتین تارانتینو تراولتا جکسون

زمانی که کوئنتین تارانتینو و راجر اوری در ابتدا فیلم‌نامه برنده جایزه اسکار خود، داستان عامه‌پسند را در ذهن پروراندند، آن‌ها طرح‌ریزی کرده بودند که این ساختار آنتولوژی از سه چهره ترس را سخت‌گیرانه‌تر پی‌گیری کنند. محصول نهایی کمی روان‌تر از آن است به این معنی که به‌عنوان یک قطعه کامل موجودیت دارد که خط داستانی هرکدام به سایرین سرریز می‌شود. به‌دلیل این سبک تدوین،‌ فیلم به‌لحاظ فنی “سینمای ابرپیوند” است، اما همچنان حس‌وحال یک فیلم کلاسیک آنتولوژی را داراست.
هرخط داستانی یک استعاره آشنا را ایفا می‌کند؛ از داستان‌های جنایی سخت‌جوش در مجلات زرد (یک گانگستر همسر رئیس را به شام می‌برد، یک بوکسور توسط اراذل و اوباش برای مبارزه اجیر شده است و دو آدمکش که در تلاشند یک جنازه را دفع کنند) و کاری کاملاً غیرمنتظره با آن‌ها انجام می‌دهد.
این مطلب برگرفته از نوشته Ben Sherlock در سایت screenrant است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید