نباید این فیلم را بازگشتی برای فیلم‌های ترسناک بنامیم چون فیلم‌های ترسناک اصلا جایی نرفته‌اند. اما در چند سال گذشته شاهد نوعی رنسانس کوچک در فیلم‌های ژانر وحشت مانند موروثی، جادوگر، بابادوک، مندی، در پارچه و میدسامر بودیم که زوایای هنری سینما را به خود اختصاص داده‌اند. ( می‌توان گفت نویسنده وکارگردان آری استر دسته‌بندی جدید خود را به وجود آورده است و جردن پیل نیز مطمئناً این کار را کرده است)
همچون سایر فیلم‌های این ژانر، آمولت Amulet از موجودات ترسناک و انتخاب‌های خوفناک بهره نمی‌گیرد و به نوعی از تمایلات و خلق و خوی خود مولف بهره می‌گیرد : عکس‌های مملو از درختان پوشیده از غبارهای سنگین و لیوان‌های خاک گرفته. زوایای عجیب و صداهای کم هستند.
و مانند بسیاری از فیلم‌های این دسته، طرح داستان آمولت Amulet کاملا به بلوغ نرسیده است. در یک جهان، جوانی عصبی به نام توماز (الک سکارینو بازیگر فیلم سرزمین خود خدا) در یک پاسگاه نظامی در گوشه‌ای دور و ناشناخته از حومه اروپا نگهبان است. در ادامه می‌بینیم که او کمی پیرتر شده و به ظاهر در شهر ناشناس دیگری بی‌خانمان شده است. چشمانش توخالی و ریش‌های بلندی دارد.

همچنین بخوانید:
نقد و بررسی RELIC – فیلمی ترسناک و در عین حال احساسی

آمولت Amulet

هنگامی که یک حادثه پناهگاه موقت او را از بین می‌برد، یک راهبه مهربان (ایملدا استنتون) ظاهرا برای نجات او می‌آید و به او پیشنهاد می‌دهد که در ازای نگهداری از زنی پیر و در حال مرگ از همان محله به او اتاق و غذا بدهد. حتی در اوج ناامیدی نیز توماس تمایلی به سربار شدن ندارد تا اینکه می‌بیند مگدا تا چه اندازه در هم شکسته است (کارلا یوری که کمی شبیه به جوانی پاتریشا آرکت سوئیسی است) و چقدر زیبا به نظر می‌رسد.
علت دقیق بیماری مادرش یک راز است و در قسمت فوقانی اتاق زیر شیروانی در زیر پارچه‌ای نگهداری می‌شود. همچنین فلش بک‌هایی به گذشته توماز دارد که زنی بیچاره در پاسگاه به سراغ او می‌آمد و مجسمه کوچک سفالینی که می‌تواند نماد یک توتم باروری باشد و یا ممکن است فقط یک سوغات عجیب و غریب و باستانی باشد که همیشه آن را نزد خود نگه می‌دارد.
در عین حال که دو خط داستان درآمولت Amulet ناگزیر به سمت یکدیگر حرکت می‌کنند، چندین مشخصه ترسناک و سنتی در ژانر ترسناک نیز در اثر رامالا گری نویسنده وکارگردان دیده می‌شود: ماده سیاه چسبناکی که از هر گوشه خانه بیرون می‌ریزد و سر و صداهایی که در تاریکی شب به گوش می‌رسد و البته توهم روح و ژانر کلاسیک فیلم‌های ترسناک سلاخی و راهبه‌ای که ممکن است با خدا باشد یا نباشد.

ایملدا استنتون . کارلا یوری

آمولت Amulet اولین فیلم گری بازیگر انگلیسی است که زیبایی‌اش در پروژه‌هایی مانند اما و ساعت ساخته BBC ، خبر از این نوع وحشت و ترس ماورایی نمی‌دهد. اما روشن است که او به مراتب علاقه بیشتری به داستان‌های مبهم مانند سوسپیریا یا بچه رزماری دارد تا فیلم‌های دیگری مانند توطئه آمیز، اولین پاکسازی و اره، که در محور شیطانی مدرن قرار دارند.
در بعضی مواقع می‌توان گفت آمولت Amulet بیشتر عاشق سبک و سیاق است تا داستان. وجود بیش از اندازه کلوزآپ‌های مصنوعی از ماهی‌های دم گرفته یا مگدا در حال انجام نوعی رقص نامنظم و زننده که ریتم مبهم آن یادآور رقص الین در ساینفلد است. اما حتی با وجود این هیجانات مرسوم، در همان ابتدا مشخص می‌شود که فیلم آمولت Amulet چندین پایان پیچیده خواهد داشت و نوعی طلسم عجیب و غریب در خود دارد. وحشتی فزاینده و خفه شده که بی‌سروصدا از حاشیه‌ها می‌خیزد و تا مدت‌ها پس از آخرین قاب پیروزمندانه برجای می‌ماند.
منبع سایت Entertainment Weekly نویسنده Leah Greenblatt

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید