مجله نماوا، رویا فتح‌الله‌زاده

نیم فصل دوم سریال «خاتون» در شهر تهرانِ دهه‌ی ۱۳۲۰ روایت می‌شود. تهران به‌عنوان شهری ناامن و نابسامان به تصویر در می‌آید و مردم، درگیر معضلات اِشغال کشور ایران توسط نیروهای متفقین و ضعف حکومت مرکزی برای مقابله با اشغال‌گران در خفقان، فقر و گرسنگی، روزگار می‌گذرانند.

سریال «خاتون» از آن نوع، سریال‌هایی است که با توجه به اینکه سوژه‌ی اصلی آن، زنی جسور، آزاداندیش و مقتدر است از این‌رو به زیست‌جهان زنان و زندگی آنها در این دوره‌ی تاریخی نیز توجهی ویژه دارد. البته تنها روایت تجربه‌ی زیسته‌ی زنان در آثار هنری، موجب تمایز آنها نمی‌شود بلکه روایت زندگی آنها از زاویه‌ی دید جهان زنانه‌ی آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است.

سریال «خاتون» نیز توانسته است روایتی چندساحتی و زنانه را از شرایط زندگی زنان در آن دوران تاریخی، پیش روی مخاطبان قرار دهد. همچنین این زنان در سیطره‌ی جهان مردانه هستند و یا به بیانی دیگر در جامعه و بستری زندگی می‌کنند که مردسالاری بر آن حاکم است. واقعیت این است که سبک زندگی سنتی مردم ایران در آن دهه‌ها بر مبنای نظام مردسالار قوام یافته بود و از سوی دیگر حضور پررنگ نظامیان وطنی و متفقین در خیابان‌ها، چهره‌ای مردانه به شهرها داده بود. در این میان، البته فیلم سعی دارد تا توسط کاراکترهایی مانند رضا، داییِ خاتون و عمو میرعظیم که موافق مناسبات نظام پدرسالاری و مردسالاری نیستند تا حدود زیادی از اتخاذ دیدگاهی جانبدارانه بپرهیزد و روایتی، واقع‌گرا داشته باشد.

مهمترین کاراکتر زنان در سریال، شامل خاتون، گوهر(یار و معشوقه‌ی عمو میرعظیم)، هلنا (یکی از زنان آواره‌ی لهستانی)، ریحانه (خواهر رضا) و ماری (دختردایی شیرزاد) است. این زنان هر یک به شیوه‌ای در این دوره‌ی تاریخی به شیوه‌ای در معرض خشونت‌های روانی، فیزیکی و کلامی قرار گرفته‌اند از اینرو همواره، احساسی از ترس، اضطراب و عدم امنیت را در شخصیت و منشِ آنها مشاهده می‌کنیم.

خاتون

روزگار سپری شده

سریال، خرده‌روایت‌هایی، اغلب حزن‌انگیز از وضیعت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور ایران و به ویژه شهر تهران را برای مخاطبان به تصویر می‌کشد که هر یک بخشی از روزگار سپری شده‌ی مردم ایران را در دهه‌ی ۱۳۲۰ بازنمایی می‌کنند. نیم‌ فصل دوم سریال «خاتون» در سکانس‌های گوناگون، تهران را در ابعاد مختلفش به تصویر در می‌آورد. برای نمونه اگر تصویری از فقر و گرسنگی مردم را به نمایش می‌گذارد از سوی دیگر از خشونت علیه زنان نیز قصه‌هایی دارد. همچنین خرده‌روایت‌هایی از وضعیت فرهنگی و هنری آن دوران (برای نمونه ماجرای سینما مایاک) نیز بازگو می‌کند.

سریال در قسمت ۱۲ به تعقیب و گریز میان خاتون و شیرزاد (همسر سابقش) از یکسو و ایجاد ارتباطی، عمیق‌تر میان خاتون و رضا (رابین هود وطنی)‌ از سوی دیگر، تمرکز بیشتری دارد. در این قسمت، ترکیبی از تضادهایی چون عشق و نفرت، محبت و خشونت، احساس امنیت و احساس ترس را در تجربیات کاراکترها و داستان‌هایشان به تماشا می‌نشینیم. در این میان، بازی درخشان و ستایش‌آمیز نگار جواهریان در نقش خاتون، زنی شجاع، باسواد، آزاداندیش و با عزت‌نفس بر غنا و جذابیت این سریال تاریخی، افزوده است. جواهریان در این نقش، یکی از بهترین بازی‌های خود را ارایه داده است. می‌توان گفت ارتباط صمیمانه و همراه با فهم و درک متقابل، میان کارگردان سریال (تینا پاکروان) با نگار جواهریان تاثیر بسیاری بر بازی‌های خوب جواهریان داشته است.

در نیم فصل دوم سریال، حضور کاراکتر رضا فخار (با بازی میرسعید مولویان)‌ به‌عنوان مردی مبارز، خیرخواه و وطن‌دوست که به دلیل فعالیت‌هایش، به او لقب رابین‌هود وطنی اعطا شده است و قهرمان مردم فقیر به شمار می‌آید، داستان را جذاب‌تر کرده است. همچنین تضاد او با کاراکتر شیرزاد به‌عنوان مردی نظامی، ترسو و منفعت‌طلب، تاثیر بسیاری بر پیش‌روندگی داستان فیلم گذاشته است و موجب شده تا مخاطبان پیگیر این سریال برای تماشای ادامه‌ی هر قسمت، اشتیاق و کنجکاوی کافی، برای دنبال کردن آن داشته باشند.

تماشای «خاتون» در نماوا

این پست را به اشتراک بگذارید

کپی کردن لینک

به این مطلب امتیاز دهید
5/5 - (4 امتیاز)