مجله نماوا، ایلیا محمدی‌نیا

از فیلم‌های «بدوک» و «پدر» و در ادامه «بچه‌های آسمان»، «‌رنگ خدا»، «باران» و «آواز گنجشک‌ها» و حالا «خورشید»، آسیب‌شناسی مشکلات و مسائل کودکان و نوجوانان بر بستر مضامین اجتماعی و آسیب‌پذیری این قشراز جامعه همیشه دغدغه تکرار شونده در آثارمجید مجیدی بوده و البته موفقیت در جشنواره‌های داخلی و خارجی آثارش را هم باید در میان همین فیلم‌ها جستجو کرد. فیلم‌هایی با مضامینی درباره کودکان و نوجوانان که طیف وسیعی از جوامع جهانی از آسیای دور تا آفریقا و آمریکا را در بر می‌گیرد. تولید فیلم‌هایی درباره کودکان و نوجوانان به جهت فراوانی این گروه سنی در سینمای ایران از دیرباز مورد توجه فیلمسازان بوده است. از فیلم‌های امیر نادری گرفته همچون «سازدهنی»، «آب، باد، خاکـ» و «دونده» تا فیلم‌های محمدعلی طالبی مانند « بید و باد»، «کیسه برنج» و «تیک تاک» و آثار کیومرث پوراحمد و…
اما آن‌چه فیلم‌های مجیدی را در مواجهه با آثارسایر فیلمسازان متمایز می‌کند تدوام فیلمسازی برای این گروه سنی و توجه به چالش‌های مشترک این عرصه با نگاهی جهانی و مهم‌تر از همه پررنگ بودن عنصر پژوهش در فیلمنامه نهایی اثر است. همیشه عادت کرده بودیم که وقتی از پژوهش و تحقیق در نوشتن فیلمنامه حرف می‌زنیم ناخودآگاه به یاد تولید فیلم‌های مستند بیفتیم چرا که در بدیهی‌ترین شکل فیلم‌های مستند نیاز به پژوهش و تحقیق پیش از تولید فیلم و گاهی در حین تولید دارند. در فیلم «خورشید» این نگاه پژوهشی به خوبی در فیلم احساس می‌شود. جایی که علی در کنار دوستانش در مواجهه با خانواده و افراد بیرون از خانواده نگاهی متفاوت دارند. از طرفی جستجو برای یافتن گنج از زیرزمین مدرسه‌ای شروع می‌شود که کودکان کار در آن درس می‌خوانند که اشاره‌ای به نگاه پژوهش‌محور کارگردان و فیلمنامه‌نویس به اهمیت گسترش نگاه فرهنگی به این گروه در جامعه دارد که در کنار شغل و درآمد نیاز به آموزش و سواد و فرهنگ‌سازی دارند چیزی که کمتر در جامعه و نگاه متولیان این امر دیده می‌شود. چرا که رفع مقطعی مشکلات و تنها سیر کردن شکم این کودکان دغدغه کاری و شغلی آنهاست. در واقع کودکان کاراز نگاه کارگردان فیلم هر یک گنجینه‌هایی هستند که باید کشف شوند. درست همان کاری که مجیدی با بازیگران نوجوان خود کرد. بازیگرانی که همه از میان کودکان کار انتخاب شده‌اند و حضور درخشان برخی از آنها همچون روح الله زمانی در نقش علی که توانست جایزه مارچلو ماستریانی جشنواره ونیز ۲۰۲۰ را به دست آورد و یا شمیلا شیرزاد در نقش زهرا نشان از گنج‌های پنهان در میان کودکان کار دارد که فرصتی برای دیده شدن می‌خواهند کودکانی که بیشتر از اینکه به ماهی برای سیر کردن شکمشان نیاز داشته باشند به یادگیری ماهیگیری نیاز دارند.
هر چند به قول حضرت مولانا باید گفت:
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
«خورشید» رجعت دوباره مجید مجیدی به سینمایی بود که از او سراغ داشتیم. او که بعد کارگردانی فیلم «آواز گنجشک‌ها» به مدت هشت سال درگیر تولید فیلم سینمایی «محمد رسول الله(ص)» و بعد از آن درگیر تولید فیلم «آن سوی ابرها» در هندوستان بود بار دیگر تلاش می‌کند با دست‌مایه قرار دادن داستانی از کودکان کار مخاطبش را که در سال‌های اخیر همیشه در پشت چراغ‌های قرمز مواجهه‌ای گاه تند با آنها داشته با داستانی واقع‌گرایانه از زندگی و زیست آنها آن‌گونه که ندیده و نشناخته آشنا کند هر چند در این راه کارگردان عامدانه با نگاهی خوشبینانه تلاش می‌کند بیشتر از آن که از تلخی و سیاهی که داستان زندگی این کودکان پتانسیل آن را داشت بگوید، نگاهی امیدوارانه به این معضل روز جامعه و کودکان و نوجوانان داشته باشد تا بلکه کور سویی از امید تا بطن تونل‌های تودرتو و باریک زیر مدرسه که هر آن امکان ریزش آن می‌رود در جستجویی رویایی شیرین برای آنها وجود داشته باشد. به رغم نگاه امیدوارانه فیلم اما مجیدی از هرگونه نگاه سانتی مانتال، کلیشه‌ای و کارت پستالی خودداری می‌کند. چرا که فیلمساز به رغم تمامی سختی‌ها و موانع سر راه کودکان کارهنوز امیدوار، چشم به آینده‌ای نامعلوم دارد شاید که کسی در این شهر صدای زنگ خطری را که علی زده است بشنود.

این پست را به اشتراک بگذارید

کپی کردن لینک

به این مطلب امتیاز دهید