کوئنتین تارانتینو بار دیگر خبرساز شده است؛ اما این بار نه با فیلمی به کارگردانی خودش، بلکه با نمایش غافلگیرکننده ۱۷ دقیقه از اثری که فیلمنامه‌اش را نوشته و کارگردانی آن را به دیوید فینچر سپرده است.

فیلم «بدبیاری‌ های تازه‌ کلیف بوث» (The Further Mis-Adventures of Cliff Booth)، با بازی برد پیت، داستان یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های «روزی روزگاری در هالیوود» را ادامه می‌دهد؛ شخصیتی که این بار قرار است در جهان سینمایی فیلم‌سازی دیگر به ماجراجویی‌هایش ادامه دهد.

این نمایش غیرمنتظره در جشنواره فیلم موسسه فیلم آمریکا (AFI Fest) اتفاق افتاد؛ جایی که قرار بود تارانتینو درباره فیلم سال ۲۰۱۹ خود صحبت کند، اما در پایان مراسم تصمیم گرفت تماشاگران را به هالیوود سال ۱۹۷۷ ببرد. اتفاقی که دوباره توجه‌ها را به یکی از کنجکاوی‌برانگیزترین همکاری‌های سینمایی سال‌های اخیر جلب کرد: پیوند داستان‌پردازی تارانتینو با نگاه سینمایی دیوید فینچر.

شبی که تارانتینو به‌جای حرف زدن، فیلم نشان داد

جمعه‌شب ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶، سالن تاریخی TCL Chinese Theatre در لس‌آنجلس میزبان نمایش ویژه فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» بود. قرار بود پس از نمایش فیلم، جلسه پرسش‌وپاسخی با حضور کوئنتین تارانتینو و اجرای ژاکلین کولی، منتقد سینما، برگزار شود.

اما در پایان جلسه، وقتی صحبت به فیلم جدید کلیف بوث رسید، تارانتینو انتخاب غیرمنتظره‌ای پیش روی تماشاگران گذاشت: می‌توانست کمی بیشتر درباره فیلم حرف بزند یا ۱۷ دقیقه ابتدایی آن را نمایش دهد. او گزینه دوم را انتخاب کرد و حاضران در سالن، پیش از اکران عمومی فیلم، نخستین دقایق ساخته جدید دیوید فینچر را تماشا کردند. فینچر نیز در این مراسم حضور داشت.

طبق گزارش رسانه‌هایی مانند ورایتی و TheWrap، داستان فیلم در ژوئن ۱۹۷۷، هشت سال پس از اتفاقات «روزی روزگاری در هالیوود»، آغاز می‌شود. کلیف بوث که ظاهراً از حرفه بدلکاری فاصله گرفته، حالا در سینمای نیو بورلی لس‌آنجلس کار می‌کند؛ سینمایی که در دنیای واقعی متعلق به خود تارانتینو است.

اما زندگی آرام کلیف دوام چندانی ندارد. ورود دو مرد با مجموعه‌ای از اشیای سرقتی، از جمله یک مجسمه اسکار بهترین کارگردانی، مقدمه ماجرایی است که پای خلافکاران و روابط پنهان هالیوود را به داستان باز می‌کند.

این ۱۷ دقیقه هنوز به‌صورت عمومی منتشر نشده و نمایش آن فرصتی اختصاصی برای حاضران در جشنواره بوده است. بااین‌حال، گزارش‌‌‌‌های منتشر شده از ‌‌ترکیب دیالوگ‌های آشنای تارانتینو با فضاسازی تیره‌تر و خشن‌تر فینچر حکایت دارند.

«روزی روزگاری ‌‌در هالیوود»؛ جایی که کلیف‌‌‌ بوث متولد شد

برای درک اهمیت بازگشت کلیف بوث، باید به سال ۲۰۱۹ برگردیم؛ زمانی که کوئنتین تارانتینو نهمین فیلم بلند خود، «روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)، را با بازی لئوناردو دی‌کاپریو، برد پیت و مارگو رابی روانه سینما کرد.

داستان فیلم در لس‌آنجلس سال ۱۹۶۹ می‌گذرد و زندگی ریک دالتون، بازیگر رو به افول مجموعه‌های تلویزیونی وسترن، و کلیف بوث، بدلکار و دوست نزدیک او را دنبال می‌کند. این دو تلاش می‌کنند جایگاه خود را در صنعتی حفظ کنند که به‌سرعت در حال تغییر است. در همسایگی ریک نیز شارون تیت، بازیگر جوان هالیوود، زندگی می‌کند؛ شخصیتی واقعی که سرنوشتش به یکی از تلخ‌ترین اتفاقات تاریخ سینمای آمریکا گره خورده است.

تارانتینو در این فیلم، تاریخ واقعی هالیوود را با خیال‌پردازی‌های سینمایی خود ترکیب می‌کند. از بازسازی خیابان‌های لس‌آنجلس و برنامه‌های تلویزیونی دهه ۶۰ گرفته تا موسیقی و ارجاعات متعدد سینمایی، همه‌چیز در خدمت بازآفرینی دوره‌ای قرار دارد که برای فیلم‌ساز اهمیت شخصی فراوانی دارد.

بااین‌حال، روزی روزگاری در هالیوود تنها ادای احترامی نوستالژیک به گذشته نیست. تارانتینو با بازنویسی خیال‌پردازانه بخشی از تاریخ، به سینما فرصتی می‌دهد تا سرنوشت آدم‌هایش را متفاوت از واقعیت رقم بزند.

یکی از جذاب‌ترین شخصیت‌های این جهان، کلیف بوث است؛ بدلکاری کم‌حرف، خونسرد و گاهی خشونت‌طلب که در مقایسه با ریک دالتون، جایگاه اجتماعی چندان مهمی ندارد، اما در بزنگاه‌های داستان به شخصیتی تعیین‌کننده تبدیل می‌شود. برد پیت برای ایفای همین نقش، جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به دست آورد.

تارانتینو در مراسم اخیر نیز از علاقه‌اش به کلیف بوث صحبت کرد و گفت همیشه او را شبیه قهرمان رمان‌های عامه‌پسند تصور می‌کرده؛ شخصیتی که می‌توان ماجراهای مستقل و متعددی درباره‌اش نوشت. حالا این علاقه به ساخت فیلمی تازه منجر شده است؛ با این تفاوت که این بار قرار نیست خودش پشت دوربین بایستد.

تارانتینو پشت فیلمنامه، فینچر پشت دوربین

همکاری کوئنتین تارانتینو و دیوید فینچر، از همان زمان اعلام پروژه، توجه علاقه‌مندان سینما را جلب کرد. دو فیلم‌سازی که هرکدام جهان سینمایی مشخصی دارند و با وجود علاقه مشترک به جنایت، خشونت و شخصیت‌های پیچیده، شیوه روایت و نگاه بصری‌شان تفاوت‌های قابل‌توجهی دارد.

تارانتینو بیشتر به دیالوگ‌های طولانی، ارجاعات سینمایی، طنز سیاه و روایت‌های غیرمتعارف شناخته می‌شود. در مقابل، فینچر در فیلم‌هایی مانند هفت، باشگاه مشت‌زنی، زودیاک و دختر گمشده، با فضاسازی دقیق، تصویرهای کنترل‌شده و پرداختن به جنبه‌های تاریک روان انسان، امضای سینمایی خود را شکل داده است.

نکته جالب اینکه پیشنهاد سپردن کارگردانی «کلیف بوث» به فینچر، ابتدا از سوی برد پیت مطرح شد. تارانتینو در گفت‌وگویی با نتفلیکس توضیح داده که وقتی پیت نام فینچر را پیشنهاد کرد، ایده را فوق‌العاده دانست؛ هر چند تصور نمی‌کرد چنین همکاری‌ای واقعاً امکان‌پذیر شود.

پیت پیش‌تر در فیلم‌های هفت، باشگاه مشت‌زنی و مورد عجیب بنجامین باتن با فینچر همکاری کرده بود و از علاقه این کارگردان به شخصیت کلیف بوث اطلاع داشت.

این همکاری البته به معنای اجرای بدون تغییر فیلمنامه تارانتینو نیست. فینچر در گفت‌وگویی با مجله امپایر فاش کرده که نخستین نسخه فیلمنامه ۲۳۰ صفحه داشته و از نظر حجم، تقریباً معادل دو فیلم بوده است. او حدود ۶۰ صفحه از متن را کنار گذاشته تا روایت نهایی با نگاه خودش، تارانتینو و برد پیت هماهنگ شود.

نسخه نهایی فیلم حدود دو ساعت و بیست دقیقه زمان دارد؛ اثری که با وجود تعلق به جهان تارانتینو، قرار است از نظر ساختار و لحن، هویت مستقلی داشته باشد.

هالیوود ۱۹۷۷؛ کلیف بوث هشت سال بعد

یکی از تفاوت‌های اصلی فیلم جدید با روزی روزگاری در هالیوود، تغییر زمان داستان از سال ۱۹۶۹ به ۱۹۷۷ است. هالیوود در این فاصله هشت‌ساله دگرگون شده و کلیف بوث نیز دیگر همان بدلکار همراه ریک دالتون نیست.

بر اساس خلاصه داستان رسمی نتفلیکس، کلیف حالا علاوه بر کار در سینما و فعالیت در یک بار، گاهی مشکلات چهره‌های مشهور هالیوود را به روش‌های غیررسمی حل می‌کند. ورود او به ماجرای یک ستاره تلویزیونی و افراد نزدیک به او، پایش را به پرونده‌ای از جنایت، اخاذی و روابط پنهان صنعت سرگرمی باز می‌کند.

الیزابت دبیکی، اسکات کان، کارلا گوجینو، یحیی عبدالمتین دوم و پیتر ولر از دیگر بازیگران فیلم هستند.

تارانتینو درباره تفاوت دو اثر گفته است که روزی روزگاری در هالیوود بیشتر بر فضا، شخصیت‌ها و همراه شدن مخاطب با زندگی آن‌ها تکیه داشت؛ درحالی‌که فیلمنامه جدید به رمان‌های جنایی عامه‌پسند شباهت دارد. او به‌طور مشخص از داستان‌های المور لئونارد یاد کرده است؛ نویسنده‌ای که رمان رام پانچ او پیش‌تر مبنای ساخت فیلم جکی براون تارانتینو قرار گرفته بود.

فینچر نیز در توصیف رویکردش به فیلم تأکید کرده که بیش از خود ماجرای بدلکاری یا مناسبات سینما، به آدم‌هایی علاقه داشته که در لس‌آنجلس دهه ۷۰ با یکدیگر برخورد می‌کنند. از این منظر، بدبیاری‌ های تازه‌ کلیف بوث بیش از آنکه صرفاً دنباله‌ای بر یک فیلم موفق باشد، فرصتی برای روایت داستانی جنایی در لس‌آنجلس است.

بازگشت کلیف بوث؛ این بار در جهان فینچر

فیلم بدبیاری‌ های تازه‌ کلیف بوث از ۲۵ نوامبر ۲۰۲۶ به مدت دو هفته در سالن‌های آیمکس اکران خواهد شد و از ۲۳ دسامبر همان سال در نتفلیکس در دسترس قرار می‌گیرد.

نمایش غافلگیرکننده ۱۷ دقیقه ابتدایی فیلم، نخستین فرصت برای تماشای نتیجه همکاری دو کارگردان مطرح سینمای معاصر بود؛ همکاری‌ای که در آن تارانتینو برای نخستین بار یکی از شخصیت‌های مهم جهان سینمایی خود را در اختیار فینچر گذاشته است.

روزی روزگاری در هالیوود با بازآفرینی خیال‌پردازانه گذشته، تصویری از هالیوودی می‌ساخت که تارانتینو دوست داشت در آن زندگی کند. حالا فینچر قرار است همان جهان را هشت سال جلوتر ببرد؛ به دورانی که نوستالژی جای خود را به داستانی جنایی داده است. پرسش اصلی این است که کلیف بوث در نگاه فیلم‌سازی دیگر، تا چه اندازه همان شخصیت آشنای سینمای تارانتینو باقی خواهد ماند.