مجله نماوا، فرهاد خالدی نیک
فیلم آرسن ونگر: شکستناپذیر مستندی محصول سال ۲۰۲۱، کشور انگلستان است. فیلمی به کارگردانی گابریل کلارک و کریستین ژانپیر که زندگی خانوادگی و شغلی آرسن ونگر، سرمربی مشهور باشگاه آسنال انگلستان را زیر ذرهبین برده است. شخصیتی که از همان نخستین دیالوگ فیلم، خلاصه زندگی خود را در یک جمله معرفی میکند: «معنای زندگی من فوتبال بود!» فوتبالی که او را به موفقیت و شهرتی گسترده رساند.
در ابتدا کارگردانان فیلم مخاطبان را به دوتلنهایم فرانسه، زادگاه آرسن ونگر میبرند. جایی که ونگر اولین کلیسا، رستوران و زمین فوتبال را به چشم دیده است. حضور ونگر بازنشسته شده در سرزمین مادری و مرور خاطرات کودکی، نه تنها اطلاعات خوبی از حال و هوای کشور فرانسه در سالهای دور منتقل میکند، بلکه دورنمایی از چگونگی شکل گیری شخصیت ونگر ارائه میدهد. در جایی از فیلم، ونگر میگوید: «خیلی زود فهمیدم که دعاهایی هست که باعث میشود بازیهای فوتبال را ببریم. پس کتاب دعا را بر میداشتم و موقع بازی دعا میکردم.» این عبارتی است که ونگر در پایانبندی فیلم نیز به آن اشاره میکند و از اعتقادش به وجود و نقش ارزشهای معنوی پرده برمیدارد.
فیلم با پرداختن به فصل ۱۹۹۷-۱۹۹۶ لیگ فوتبال انگلستان، مستقیماً بر سر اصل مطلب میرود و نخستین روزهای حضور آرسن ونگر در آرسنال را به تصویر میکشد. روزهایی که ونگر تنها با مدرک تحصیلی، کت و عینک بزرگش شناخته میشد و اطرافبانش را یاد بازرس کلوزو در مجموعه فیلمهای «پلنگ صورتی» میانداخت. اما او خیلی زود تواناییهایش را نشان داد و جای پایش را به عنوان سرمربی توپچیها محکم کرد. بخش عمدهای از فیلم به نمایش تواناییهای منحصربفرد ونگر در کشف استعدادهای جوان دنیای فوتبال و فراهم ساختن زمینه رشد و بالندگی ایشان اختصاص دارد. به خصوص بازیکنان فرانسوی چون پاتریک ویرا، نیکلاس آنلکا، رابرت پیرس، امانوئل پتی و حتی تیری آنری که با انتخاب مستقیم ونگر و تحت هدایت وی به بهترین بازیکنان آرسنال و بعد تیم ملی فوتبال فرانسه تبدیل شدند. فیلم به خوبی بیوگرافی، بازیها و گلهای تماشایی این چهرههای ماندگار را به تصویر میکشد تا ضمن یادآوری نقش پررنگ آرسن ونگر در موفقیتهای خیرهکننده باشگاه آرسنال، به مرور خاطراتی به یادماندنی از روزهای اوج این باشگاه و بازیکنان شاخص آن نیز بپردازد. یک گزارش تصویری جذاب که میتواند برای جوانان علاقهمندی که سنشان به آن روزها قد نمیدهد نیز تماشایی و آموزنده باشد.

به گواه یکی از نریشنهای فیلم، هنر ونگر این بود که با این که معتقد بود نباید ذهنیت انگلیسی را از یک تیم انگلیسی گرفت، رفته رفته آرسنال را از یک تیم تک فرهنگی به یک تیم چند فرهنگی تبدیل کرد. تیمی که مربیاش خودش را یک رمانتیک عملگرا میدانست و یک تنه موفق شد توپچیها را به تیم محبوب شهر لندن تبدیل کند. مربی بلندپروازی که وقتی ادعا کرد میخواهد یک فصل را بدون شکست، پشت سر بگذارد، همگان او را به سخره گرفتند. اما او عمیقاً باور داشت که توان انجام این مهم را دارد و عاقبت موفق به انجامش هم شد. مربی که معتقد بود برای رسیدن به هدفهای غیرممکن، باید فکر و اندیشهاش را در ذهن وارد کرد و تا زمانی که به نتیجه برسد، صبر کرد و توانست این نگرش را به شاگردانش نیز القاء کند.
امتیاز فیلم در این است که برای روایت زندگی ورزشی آرسن ونگر، تنها به گفتهها و نقل قولهای وی و هم تیمیهایش اکتفا نمیکند و دوربینش را در مقابل یکی از رقبای اصلیاش در طول دوران مربیگری نیز قرار میدهد و آن شخص کسی نیست جز سر الکس فرگوسن. سرمربی افسانهای باشگاه منچستر یونایتد که او نیز همچون ونگر سالهای زیادی را بر روی نیمکت تیمش نشست و افتخارات زیادی را به دست آورد. فیلم دوئلهای مختلف این دو سرمربی بزرگ، به خصوص بازی به یادماندنی سال ۲۰۰۳ و اتفاقات حاشیهای آن را زیر ذرهبین میبرد و بدین ترتیب، هیجان مضاعفی را به مخاطب تزریق میکند. مخاطبی که با شنیدن توصیفهایی از مربیان و بازیکنان حاضر در آن بازی بزرگ و تماشای تصاویری جالب توجه از متن و حواشی آن، خودش را در یک هیجان بینظیر فوتبالی شریک و سهیم میبیند.
بخشی از فیلم به زندگی شخصی و خانوادگی آرسن ونگر میپردازد. در جایی ونگر از پدرش یاد میکند که هیچوقت به او آفرین نگفته و همیشه میگفت: «از اینم میتونی بهتر باشی!» و او که انگار این عطش سیریناپذیر موفقیت را از پدرش به ارث برده است. با این حال قابل تاملترین لحظه فیلم جایی است که ونگر اعتراف میکند که توجهاش به باشگاه بیشتر از توجهاش به خانوادهاش بوده و آنچنان غرق در فوتبال بوده است که نتوانسته وقت چندانی برای خانوادهی کوچکش بگذارد. مردی که البته الگوی وفاداری، موفقیت و اراده در خانواده بوده است.
«آرسن ونگر: شکستناپذیر» نه تنها مستندی ورزشی است، که یک مستند انگیزشی نیز محسوب میشود. مستندی که با بهره جستن از تصاویر آرشیوی و پخش صحبتها و گفتههای جالب توجه آرسن ونگر و بازیکنانی چون دنیس برکمپ، رابرت پیرس، تیری آنری و … به نوعی راههای دستیابی به موفقیت در رقابتهای ورزشی و غیر ورزشی را تبیین میکند. این مساله به خصوص وقتی که این افراد درباره ی کامبک تاریخی آرسنال برابر لیورپول و عوض کردن شکست دو بر صفر با پیروزی چهار بر دو صحبت میکنند، خودش را نشان میدهد. این پیروزی در همان فصلی به دست آمد که آرسنالیها رویایی قهرمانی بدون شکست را تحقق بخشیدند. فصلی که ونگر بالاخره توانست وعدهاش را عملی کند و آرسنال را به یک موفقیت خارقالعاده برساند.
بیست دقیقه پایانی فیلم به سالهای نه چندان موفقیتآمیز ونگر در باشگاه آرسنال میپردازد. سالهایی که آرسنال ورزشگاه هایبری را به مقصد ورزشگاه امارات ترک کرده بود و انگار با این جا به جایی، روحیه متفاوتی تیم را در برگرفت. ترک بعضی از بازیکنان اصلی تیم و برخی کاستیها در عملکرد مالی باشگاه، آرسنال را از اوج به پایین کشاند و انگار کاری از دست آرسن ونگر، اسطورهی باشگاه نیز بر نمیآمد. چهرهای که در تمام این سالها پیشنهادات مختلفی از تیم ملی فرانسه، باشگاه رئال مادرید و … را رد کرد و تلاش کرد که به توپچیها وفادار بماند، ولی در آخر صبر هواداران سر آمد و با نشان دادن اعتراض خویش، خواهان تغییر او به عنوان سرمربی تیم شدند. فوتبال روی بیرحم خود را به ونگر نشان داده بود. پایانی بد برای مردی که حضورش در آرسنال به یک سریال دنبالهدار شبیه بود. با این حال برگزاری آن مراسم خداحافظی برای ونگر، کمی تا قسمتی از تلخی چنین پایانی کاست. مراسمی باشکوه برای مردی که ۲۲ سال هدایت توپچیهای شهر لندن را بر عهده داشت و به همراه الکس فرگوسن رکوردی عجیب در زمینه مدت سرمربیگری یک تیم باشگاهی فوتبال به جای گذاشت. مردی که شایستگی ساخت چنین مستند تاثیرگذاری را داشته است و چه خوب که به لطف سایت فیلم نماوا، شانس تماشایش با دوبله اختصاصی نماوا و همچنین زبان اصلی با زیرنویس فارسی را داریم.











