بیش از هفتاد سال بعد از انتشار رمان شرق بهشت (East of Eden)، نتفلیکس دوباره سراغ یکی از مهمترین آثار جان اشتاینبک (John Steinbeck) رفته است؛ اما اینبار با یک تفاوت مهم: زنی که در رمان یکی از تاریکترین شخصیتهای داستان بود، حالا در مرکز روایت قرار گرفته است.
مینیسریال هفتقسمتی شرق بهشت از ۹ مهر ۱۴۰۵ بهصورت کامل در نتفلیکس منتشر شده است. زوئی کازان (Zoe Kazan) اقتباس و خلق سریال را برعهده داشته و همراه جب استوارت (Jeb Stuart) هدایت اصلی مجموعه را برعهده دارد. فلورنس پیو (Florence Pugh) در نقش کتی ایمز، کریستوفر ابوت (Christopher Abbott) در نقش آدام تراسک و مایک فیست (Mike Faist) در نقش چارلز تراسک بازی میکنند.
داستان از اوایل قرن بیستم آغاز میشود و زندگی چند نسل از خانواده تراسک را دنبال میکند؛ خانوادهای که در آن عشق، حسادت، رقابت و انتخاب میان خیر و شر مدام از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند. اما نسخه تازه نتفلیکس از همان ابتدا مشخص میکند که بیش از هر چیز به کتی ایمز علاقه دارد.

بازگشت به رمانِ محبوبِ جاناشتاینبک
شرق بهشت در سال ۱۹۵۲ منتشر شد و از شخصیترین آثار اشتاینبک به شمار میرود. خود نویسنده آن را هم داستان کشورش و هم داستان خودش توصیف کرده بود؛ رمانی چندنسلی که زندگی خانوادههای تراسک و همیلتون را با تاریخ کالیفرنیا درهم میآمیزد.
در قلب رمان، بازخوانی داستان قابیل و هابیل قرار دارد. برادرانی که برای محبت پدر رقابت میکنند، فرزندانی که ناخواسته اشتباههای نسل قبل را تکرار میکنند و سؤالی که بارها به شکلهای مختلف تکرار میشود: آیا انسان محکوم به ذات و گذشته خودش است یا میتواند انتخاب دیگری داشته باشد؟
مفهوم «انتخاب» یکی از مهمترین خطوط فکری رمان است و اقتباس تازه هم آن را حفظ کرده است. آنچه از والدین، خانواده و گذشته به ارث میبریم مهم است، اما قرار نیست الزاماً سرنوشت ما باشد.
برای زوئی کازان این اقتباس یک ارتباط خانوادگی جالب هم دارد. پدربزرگ او، الیا کازان (Elia Kazan)، نسخه سینمایی مشهور سال ۱۹۵۵ با بازی جیمز دین (James Dean) را کارگردانی کرده بود. با این تفاوت که آن فیلم عمدتاً بخش پایانی رمان را اقتباس میکرد، در حالی که سریال جدید تلاش میکند دامنه چندنسلی کتاب را در هفت قسمت دنبال کند.

کتی ایمز؛ شر مطلق وارد میشود
اگر خانواده تراسک قلب شرق بهشت باشد، کتی ایمز تاریکترین سایهای است که روی آن افتاده. اشتاینبک در رمان تقریباً هیچ تلاشی نمیکند کتی را شخصیتی معمولی جلوه دهد. او را از همان ابتدا به موجودی فاقد همدلی و وجدان نزدیک میکند؛ شخصیتی که دروغ میگوید، فریب میدهد و از آسیب زدن به دیگران ابایی ندارد. به همین دلیل کتی طی دههها یکی از بحثبرانگیزترین شخصیتهای ادبیات آمریکا بوده است: برای بعضی خوانندگان تجسم تقریباً خالص شر و برای بعضی منتقدان شخصیتی بیش از حد نمادین و حتی کاریکاتوری.
حالا فلورنس پیو باید چنین شخصیتی را بازی کند. نکته جالب این است که سریال تلاش نمیکند کتی را تبرئه کند. او همچنان تصمیمهای وحشتناکی میگیرد و یکی از نیروهای مخرب اصلی زندگی خانواده تراسک است. اما زوئی کازان تصمیم گرفته فاصله میان «انسان» و «نماد شر» را کمی کمتر کند.
کازان گفته برایش مهم بوده که کتی را «یک انسان، نه فقط یک الگوی شخصیتی» ببیند و بهجای ساختن شخصیتی تازه، نشانههای موجود در خود رمان را باز کند و به آنها عمق بیشتری بدهد. همین نگاه باعث شده کتی نسخه نتفلیکس کمی متفاوت از تصویری باشد که ممکن است از خواندن صرف رمان در ذهن باقی بماند. او هنوز خطرناک، حسابگر و بیرحم است، اما سریال میخواهد بفهمد «این هیولا چگونه ساخته شده است.»

فلورنس پیو و بازی با شخصیتی که قرار نیست دوستش داشته باشیم
انتخاب فلورنس پیو برای نقش کتی تقریباً محور کل پروژه بوده است. زوئی کازان گفته هنگام انتخاب بازیگر حتی گزینه دومی برای این نقش نداشته و پیو نیز علاوه بر بازی، یکی از تهیهکنندگان اجرایی سریال است.
پیو در سالهای اخیر بارها سراغ زنانی رفته که نمیشود آنها را با یک صفت توضیح داد؛ از زنان کوچک (Little Women) و میدسامر (Midsommar) تا جهان تلماسه (Dune). در شرق بهشت اما با شخصیتی روبهروست که چالش متفاوتی دارد: چگونه میشود به شخصیتی عمق داد، بدون اینکه اعمال او را توجیه کرد؟ خود پیو گفته یکی از چیزهایی که در بازیگری دوست دارد، فرصت دوباره دادن به شخصیتهای دوستنداشتنی و تلاش برای فهمیدن تصمیمهای آنهاست. این دقیقاً همان مرزی است که سریال روی آن حرکت میکند. کتی قرار نیست ناگهان قربانی بیگناه داستان شود. سؤال جالبتر این است که آیا شناختن دلایل یک انسان شرور، الزاماً به معنای بخشیدن اوست؟

شر مطلق یا محصول انتخاب؟
اینجاست که نسخه تازه شرق بهشت مستقیماً به یکی از مهمترین ایدههای اشتاینبک برمیگردد: انسان تا چه اندازه مسئول انتخابهای خودش است؟ اگر کتی ذاتاً شرور به دنیا آمده باشد، دیگر انتخاب چندانی وجود ندارد. اما اگر او انسانی باشد که بارها و بارها شر را انتخاب کرده، آن وقت شخصیتش با مضمون اصلی شرق بهشت ارتباط بسیار عمیقتری پیدا میکند.
منتقدان نیز به همین تفاوت اشاره کردهاند: نسخه نتفلیکس کتی را همچنان شخصیتی بیرحم نگه میدارد، اما تلاش میکند به او زمینه و عمقی بدهد که در برداشتهای سادهتر از رمان کمتر دیده میشود. بازی پیو هم یکی از مهمترین عواملی است که این رویکرد را قابلباور میکند.
تغییر نقطه شروع داستان هم معنادار است. رمان با دره سالیناس آغاز میشود، اما سریال با خود کتی. همین انتخاب تقریباً موضع اقتباس را روشن میکند؛ این بار قرار است داستان آشنای اشتاینبک را تا حد زیادی از مدار شخصیتی ببینیم که زمانی بیشتر بهعنوان «شیطان» داستان شناخته میشد.

شرق بهشت برای نسل تازه
بازسازی یک رمان کلاسیک همیشه با یک سوال همراه است: چرا دوباره؟
در مورد شرق بهشت پاسخ سریال نتفلیکس ظاهراً این نیست که داستان اشتاینبک نیاز به مدرن شدن دارد. برعکس، بخش زیادی از قدرت اثر هنوز در همان پرسشهای قدیمی باقی مانده است؛ خانواده، وراثت، حسادت، خیر، شر و امکان انتخاب. تفاوت در زاویه دید است.
نسخه ۲۰۲۶ تلاش میکند شخصیتی را که سالها بهعنوان «شر مطلق» شناخته شده، بیشتر زیر ذرهبین ببرد؛ نه برای اینکه از او قهرمان بسازد، بلکه برای اینکه سوال سختتری مطرح کند: آیا هیولاها به دنیا میآیند یا تصمیمهایشان آنها را به هیولا تبدیل میکند؟
شاید همین سؤال بهترین دلیل برای برگشتن دوباره به شرق بهشت باشد.





















