اگر از مخاطبان جدی سینمای آمریکا و به ویژه هالیوود جدید باشید، بدون شک نام استیون اسپیلبرگ برایتان آشناست؛ فیلمسازی که نه تنها یکی از مهمترین کارگردانان تاریخ سینمای آمریکا به شمار میرود، بلکه از معماران اصلی شکلگیری هالیوود جدید نیز بوده است. اسپیلبرگ در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی با آثاری مانند آرواره ها و پارک ژوراسیک توانست شمایل فیلمهای پرهزینه و پرفروش هالیوودی را برای همیشه تغییر دهد و نشان دهد که یک فیلم سرگرمکننده و عامهپسند میتواند همزمان از نظر داستانگویی، شخصیتپردازی و کیفیت فنی نیز در سطحی بسیار بالا قرار داشته باشد. آرواره ها با تبدیل شدن به یکی از نخستین پدیدههای عظیم گیشه، الگوی تازهای برای اکران تابستانی و تولید فیلمهای بلاکباستر ایجاد کرد و پارک ژوراسیک نیز با ترکیب جلوههای ویژه پیشرفته، ماجراجویی و ایجاد حس ترس و شگفتی همزمان برای مخاطبان، استانداردهای تازهای برای فیلمهای عظیم استودیویی به وجود آورد. یکی از مهمترین ویژگیهای سینمای اسپیلبرگ نیز همین توانایی در ایجاد تعادل میان سرگرمی و احساساتبرانگیزی است؛ او معمولاً در دل داستانهایی عظیم و پرخرج، شخصیتهایی دوستداشتنی و ملموس خلق میکند تا تماشاگر در کنار تماشای یک نمایش سینمایی بزرگ، از نظر عاطفی نیز با داستان درگیر شود.

اما بخشی از محبوبترین ساختههای اسپیلبرگ، فیلمهایی هستند که با محوریت مواجهه بشر با موجودات فضایی و امور ناشناخته ساخته شدهاند. در این میان، ای. تی. موجود فرازمینی و برخورد نزدیک از نوع سوم از جایگاهی ویژه و ممتاز برخوردارند؛ دو فیلمی که هر کدام به شیوهای متفاوت، تصویری تازه از مواجهه انسان با موجودات ناشناخته ارائه کردند و هنوز هم در بسیاری از فهرستهای مربوط به برترین آثار تاریخ سینمای آمریکا دیده میشوند. بر خلاف بسیاری از آثار علمیتخیلی که موجودات فضایی را صرفاً تهدیدی برای نابودی بشر تصویر میکنند، اسپیلبرگ در این فیلمها بیش از هر چیز بر حس شگفتی، کنجکاوی، ارتباط، ترس از ناشناختهها و واکنش انسانی در برابر چیزی فراتر از جهان آشنا تمرکز کرد. همین نگاه همذاتپندارانه باعث شد موجودات فضایی در سینمای او صرفاً ابزار ایجاد هیجان نباشند، بلکه بهانهای برای پرداختن به اموری ملموس مثل تنهایی، اهمیت خانواده، و میل انسان به کشف ناشناختهها و ارتباط با آنان تبدیل شوند؛ رویکردی که باعث شده این دو فیلم پس از گذشت چندین دهه همچنان جایگاهی متمایز در میان آثار سینمایی با موضوع مواجهه انسان و موجودات فضایی داشته باشند.

حالا سالها پس از ساخت این دو فیلم، اسپیلبرگ بار دیگر به یکی از قلمروهای مورد علاقهاش بازگشته و اثر جدیدی درباره مواجهه بشر با موجودات فرازمینی ساخته است: فیلمی علمیتخیلی و مهیج با عنوان روز افشاگری. این فیلم داستان گروهی از شخصیتها را در جهانی روایت میکند که در آستانه یک جنگ هستهای قرار گرفته و در همین شرایط، حقیقتی درباره وجود حیات فرازمینی در آستانه آشکار شدن برای تمام بشریت است. در مرکز داستان، دنیل کلنر، متخصص امنیت سایبری قرار دارد که پس از سرقت اطلاعات و فناوریهای محرمانه از یک شرکت پیمانکار دولتی و مخفی، وارد ماجرایی خطرناک میشود. او به همراه جین، معشوقهاش، تلاش میکند مدارکی را که درباره دههها برخورد انسان با موجودات فرازمینی جمعآوری شده به دست مردم برساند؛ در حالی که شرکت واردکس و رئیس آن، نوآ اسکنلون، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از افشای این حقیقت انجام میدهند. در سوی دیگر داستان، مارگارت فیرچایلد، کارشناس هواشناسی تلویزیونی، پس از وقوع اتفاقی عجیب به تواناییهایی غیرعادی دست پیدا میکند و در جریان یک پخش زنده تلویزیونی، ناگهان به زبانی ناشناخته سخن میگوید؛ اتفاقی که خیلی زود در سراسر جهان منتشر میشود و توجه واردکس را به خود جلب میکند. دنیل متوجه میشود مارگارت میتواند همان زبانی را که در اسناد محرمانه دیده شده درک کند و همین مسئله آنها را به یکدیگر پیوند میدهد. این دو در ادامه، در تلاش برای فرار از نیروهای واردکس و انتشار آرشیو مجموعهای از اسناد، تصاویر و شواهد مربوط به برخوردهای انسان با موجودات فرازمینی، وارد ماجرایی پرتنش میشوند که سرانجام به تلاش برای افشای این حقیقت در برابر تمام جهان میانجامد.

یکی از مهمترین نقاط قوت روز افشاگری، ترکیب عناصر آشنای سینمای علمیتخیلی اسپیلبرگ با یک روایت معاصر درباره پنهانکاری، قدرت و حقیقت است. فیلم به جای اینکه صرفاً بر نمایش موجودات فضایی یا صحنههای عظیم تکیه کند، داستان خود را حول تلاش شخصیتها برای کشف و افشای حقیقت بنا کرده و همین مسئله باعث شده فضای فیلم بیش از آنکه صرفاً یک ماجراجویی علمیتخیلی باشد، به یک تریلر سیاسی و معمایی نیز نزدیک شود. حضور ستارههایی چون امیلی بلانت، جاش اوکانر، کالین فرث، ایو هیوسن و کولمن دومینگو نیز به فیلم وزن قابل توجهی بخشیده و گروه بازیگران آن یکی از نقاط قوت اثر به شمار میرود. از سوی دیگر، بازگشت اسپیلبرگ به یک همکاری قدیمی با دیوید کوئپ، فیلمنامهنویس آثار موفقی مانند پارک ژوراسیک، به فیلم کمک کرده تا ایده علمیتخیلی خود را در قالب روایتی پرتعلیق و شخصیتمحور دنبال کند.

از نظر فنی نیز روز افشاگری ادامه همان سنت سینمایی اسپیلبرگ است؛ فیلم عمدتاً با نگاتیو ۳۵ میلیمتری فیلمبرداری شده و یانوش کامینسکی، فیلمبردار باسابقه و همکار قدیمی اسپیلبرگ، تصویربرداری آن را بر عهده داشته است. حتی در بخش موسیقی نیز جان ویلیامز بار دیگر در کنار اسپیلبرگ قرار گرفته و این فیلم سیامین همکاری آنها محسوب میشود؛ موضوعی که پیوند اثر با میراث سینمایی اسپیلبرگ را پررنگتر کرده است. در نهایت، آنچه روز افشاگری را به اثری متمایز در کارنامه اسپیلبرگ تبدیل میکند، تلاش فیلم برای بازگشت به مفهوم «مواجهه با ناشناختهها» بدون تکرار مستقیم الگوی فیلمهای قدیمی اوست. اگر در ای. تی. موجود فرازمینی و برخورد نزدیک از نوع سوم، ارتباط با موجودات فضایی بیشتر با حس شگفتی و کشف جهان ناشناخته گره خورده بود، در روز افشاگری این مواجهه با مسئله حقیقت، پنهانکاری سازمانیافته و تلاش برای رساندن یک راز به تمام بشریت پیوند خورده است. به همین دلیل فیلم را میتوان ادامهای تازه بر یکی از مهمترین دغدغههای سینمای اسپیلبرگ دانست؛ فیلمی که ضمن حفظ حس شگفتی و سرگرمی آثار کلاسیک او، تلاش میکند تصویری مدرن و سیاسیتر از مواجهه انسان با ناشناختهها ارائه دهد. فیلم پس از اکران نیز با استقبال مثبت منتقدان مواجه شد و با فروش جهانی ۲۴۱ میلیون دلار، به یکی از آثار قابل توجه سینمای علمیتخیلی در سال ۲۰۲۶ تبدیل شد.

شما هماکنون میتوانید فیلم اکشن و رازآلود روز افشاگری را با دوبله اختصاصی در نماوا تماشا کنید.





















