مجله نماوا، علیرضا نراقی

مستند «یک مرد و کفش‌هایش» ساخته یمی بامیرو در سال ۲۰۲۰ درباره ظهور کفش‌های ایرجردن و فرهنگی است که حول آن شکل گرفت. فیلم در ابتدا روایتی است از اینکه چگونه یک هدف تجاری خلاقانه و جسور، یک کالا را از جایگاه خاص خود حرکت داد و علاوه بر سود تجاری افسانه‌ای، به یک نشانه خاص تاریخی و فرهنگی تبدیل شد. اما در عین حال این مستند نشان‌گر این است که موضوع به همین سادگی‌ هم نیست و این شکوه خون‌هایی نیز به پا کرد.

گزارش یک جشن

در میانه دهه هشتاد نایکی با سرمایه‌گذاری روی یک بازیکن جوان بسکتبال، موفق شد مدلی تازه تولید کند که گوی سبقت را از رقبایش در تولید کفش‌های ورزشی برباید و از یک برند کوچک، به بزرگ‌ترین تولید کننده کتانی‌های ورزشی بدل شود. آنها با سرمایه گذاری روی مایکل جردن که آن روزها جوانی تازه وارد به MBA ( لیگ حرفه‌ای بسکتبال آمریکا) بود، به کفش‌های ایر جردن رسیدند که در تعدادی محدود و قالب‌هایی شیک و ساده به بازار می‌آمد و به نوعی تبدیل به یک عامل اثرگذار در مد آن روزگار شد. کفش‌های ایر جردن درست مثل هر امر دیگری در دوران پست‌مدرنیستی آیکون‌های کوتاه‌مدت و هم‌سطحی ارزش پوشش و هویت اجتماعی، در جهان مد و لباس فرهنگ هواداری خود را شکل داد و تبدیل به یک بیان نمادین اجتماعی شد. به همین دلیل بسیاری از نوجوانان این کفش‌ها را بخشی از هویت و منزلت اجتماعی خود به حساب آوردند. ورود شخص خلاقی مثل اسپایک لی به کارهای تبلیغی برای ایرجردن، با عقاید رادیکال ضد استیلای فرهنگ سفیدپوستش و در آغاز موفقیت‌های برجسته خود در عرصه فیلمسازی، از جمله عوامل بسیار مؤثری بود که این کفش‌ها را صاحب جایگاهی ممتاز در فرهنگ سیاهپوستان آمریکا کرد.

فیلم در قدم اول نمایانگر این مسئله است که در اواسط دهه ۸۰ موفقیت مایکل جردن به عنوان یک بسکتبالیست خیره‌کننده با قدرت فوق ستاره چگونه با کفش‌هایش گره خورد. ما فیلم‌های باشکوه مهارت شگفت‌انگیز جردن را می‌بینیم که گویی در هوا پرواز می‌کند و حتی به‌طور فراطبیعی در اواسط پرواز قبل از هر شلیک مکثی می‌کند. نایکی، جردن را به چهره برند خط جدیدی از کفش‌های کتانی تبدیل کرد، که در ابتدا توسط NBA به دلیل رنگ‌بندی‌شان ممنوع شدند – و البته این ممنوعیت خود به تمهیدی ناخواسته تبدیل شد تا فقط یک زرق و برق غیرقانونی برای محصول ایجاد کند و آن را محبوب‌تر و معنادارتر سازد. تبلیغات تلویزیونی شوخ اسپایک لی، شیفتگی به ایر جردن را به سطوح جدیدی از شیدایی رساند. جردن از همان ابتدا بسیار ثروتمند شد و کفش‌هایش به نمادی از بت‌وارگی کالا بدل گشت.

گزارش یک رسوایی

در حالی که سیاهان در همان سال‌ها با تبعیض، فقر، اعتیاد گسترده و خشونت دست و پنجه نرم می‌کردند، ابزارها و کالایی که به طور نمادین برای آنها منزلت و هویت قابل شناسایی ایجاد کند به سرعت جذبشان می‌کرد و گسترش می‌یافت. این فرهنگ عامه سیاهان بود که آن‌ها را وارد گفت‌وگوی معناداری با باقی جامعه و خرده فرهنگ‌های متفاوت می‌کرد، به همین دلیل کالایی مثل ایر جردن به موسیقی بلوز و رپ، مدل مو، عضلات و ادبیات سیاهان اضافه شد و بخشی از جاذبه فرهنگی «سیاه زیبا است» را شکل داد. اما همانطور که زیبایی گاه صفتی در راستای حفظ تبعیض‌های جنسی و جنسیتی  درباره زنان بود، اصطلاح «سیاه زیبا است» و ساز و برگ‌های صنعت فرهنگ حول آن نیز می‌توانست تبدیل به بخشی از هژمونی تبعیض نژادی شود و سیاهان را بیشتر از انسان‌هایی صاحب حق با تاریخچه‌ای از ظلم و سؤاستفاده، به بازیگرانی صرف در عرصه تبلیغات و سرگرمی تقلیل دهد.

 ایر جردن به مثابه کالایی هویت‌ساز و منزلت‌آفرین، یک وسیله گران قیمت با تعداد محدودی در تولید بود که منبعی با ارزش و کمیاب برای سیاهان حاشیه-نشین و تهی‌دست محسوب می‌شد. در چنین شرایطی یک امر گران و کمیاب وقتی به جایگاهی پر اهمیت در هویت جمعی یک نژاد سرکوب شده دست پیدا می‌کند دردسرهای خاص خود را نیز خلق می‌کند که از جمله مهمترین این دردسرها، افزایش جرم و جنایت است. کفش‌های ایرجردن به یکی از اهداف جوانان برای دزدی و اعمال خشونت بر دیگری تبدیل شد و اینگونه یک مد ورزشی ابزاری شد، برای خشونت و تبعیض مضاعف.

فیلم پس از نمایش اوج‌گیری یک مد و پروازهای با شکوه جردن با کفش‌های چشم‌نوازش، ناگهان در چرخشی جذاب بر روی این فرایند متمرکز می‌شود و این نکته را باز می‌کند که چگونه کمپانی‌های بزرگ با ایجاد یک هاله وسوسه‌برانگیز حول محصول خود جامعه را به شکلی غیر مسئولانه حریص می‌سازند و در زمانی که باید راه حلی برای شرایط ارائه کنند، خود را پشت تجارت برای تجارت و قاعده بازار مخفی می‌سازند.

این مستندی است که در یک سوم پایانی، اهمیت غم‌انگیز خود را همچون پیچشی دراماتیک عیان می‌سازد و عمق موضوع خود را آشکار می‌کند. در دو سوم ابتدایی ما با روایت یک جشن روبرو هستیم. روایتی از اینکه چگونه در دهه های ۸۰ و ۹۰ یک ورزشکار آفریقایی-آمریکایی، با استعدادی منحصر به فرد به یک اسطوره تبدیل شد و ثروت و موفقیت خیره کننده‌ای را در دنیای ورزش، فرهنگ پاپ و تجارت آمریکا که تحت کنترل سفیدپوستان بود، به دست آورد. اما پس از آن، در آخرین اقدام، مستند تغییر لحن می‌دهد و از داستان یک جشن، به داستان یک رسوایی تبدیل می‌شود، که در آن ورزشکار و حامیان مالی شرکتی او همدست هستند.

فیلم «یک مرد و کفش‌هایش» از ستایش فرهنگ عامه به نقد آن می‌رسد و این در روندی دراماتیک و اثرگذار از تعقیب موضوع رخ می‌دهد و به همین دلیل جاذبه فیلم را بیشتر می‌کند. مستند نمایانگر این است که مصرف‌گرایی در ظاهر هویت‌سازی برای مطرودان، در نهایت به تبعیضی از سوی سرمایه داری علیه آنها تبدیل می‌شود، که درست نتیجه‌ای متفاوت از آن آرمانی خواهد داشت که در ابتدا یک کالا و هاله اطراف آن را برسازی می‌کرد.

تماشای «یک مرد و کفش‌هایش» در نماوا