مجله نماوا، مینو خانی

مهم نیست کجای دنیا متولد شده باشیم، مهم نیست چند ساله بودیم یا چند ساله هستیم، مهم نیست چه جنسیتی داریم، مهم نیست چه شغلی داریم، مهم نیست به چه چیزهایی علاقه داشتیم و داریم، مهم این است که همه اسلینکی، هولاهوپ، فریزبی، باربی، فیگورهای اکشن و ستاره‌های دنیای هنر و بازی‌های کارتی مثل مونوپولی را می‌شناسیم، با آنها بازی کردیم، هدیه دادیم، هدیه گرفتیم، ساعات خوشی را با آنها سپری کردیم، با آنها خاطره داریم و هنوز برای فرزندان‌مان می‌خریم و با آنها نه فقط سرگرم می‌شویم، که خاطره بازی می‌کنیم و باز همراه با آنها دوباره و چندباره خاطره می‌سازیم.

اما قطعا هیچ وقت به این فکر نکردیم که این اسباب‌بازی‌ها از کجا آمده، ایده‌اش چطور شکل گرفته، چطور ساخته شده و چطور به دست ما رسیده است؟ حتما هیچ وقت به ذهن‌مان نرسیده که چطور ممکن است یک مهندس مکانیک در حالی که در زمان جنگ جهانی دوم در حال ساختن وسیله‌ای برای ثابت نگه داشتن ابزار و وسایل در کشتی‌های جنگی بوده، یک اسباب‌بازی خلق کرده که چندین نسل با آن سرگرم شدند و خودش و خانواده‌اش طی پنج دهه سرمایه قابل توجهی به دست آورده و نام خود را در تاریخ ماندگار کرده‌ است. آن مهندس، ریچارد جیمز است که بعد از اوج و فرودها و تلاش‌های فراوان، فنر فولادیش را به «اسلینکی» به معنی «حرکت دزدکی» تبدیل کرد و به مرور آن را در رنگ‌ها و فرم‌ها مختلف مثل سگ اسلینکی خلق کرد و فنر متحرکش را به بخشی از خاطرات همه کسانی که از سال ۱۹۴۵ به بعد زیسته‌اند تبدیل کرد؛ اسباب‌بازی‌ای که در جنگ ویتنام به رادار رادیو تبدیل شد و خدمات زیادی به ارتش آمریکا کرد.

حتما به این هم فکر نکردیم که چطور یک خلبان وقتی خود را با یک در حلبی سرگرم می‌کرد توانسته ایده ساخت بشقاب پرنده یا همان فریزبی معروف را به ذهن ریچ نر و اسپاد میلین که همیشه به دنبال خلق یک بازی بودند، بیاورد و میلیون‌ها دلار فروش کند و به ابزار سرگرمی غالب مردم در جهان تبدیل شود. یا عروسک باربی که در سال ۱۹۵۹ توسط کمپانی مَتِل با الگوربرداری از روی عروسک مد «بیلد لیلی» آلمانی ساخته شد و پایش به دورترین نقاط جهان رسید. با لباس‌ها و ابزار زندگی، با فرم‌ها و مشاغل مختلف و نه تنها به یک عروسک ماندگار دوست‌داشتنی که همه دختر بچه‌ها آرزو داشتند حداقل یکی از آنها را داشته باشند تبدیل شد، بلکه با همین فرم‌های مختلف مثلا پرستار و پلیس و… که به شکل اقوام و نژادهای مختلف سیاه و زرد و گندمی ساخته شد، فرهنگ امریکایی را به راحتی با خود به همه جا برد؛ همچنین «استار وارز»ها یا «جی ای جو»ها (فیگورهای اکشن که در رقابت با باربی ساخته شدند).

همه آنچه گفته شد و خیلی موارد دیگر، روایتی از تاریخ اسباب‌بازی در امریکاست که در سریال مستند «اسباب‌بازی‌هایی که آمریکا را ساخت» به کارگردانی بریان ولک-ویس و تام ستِرن آمده است. مستندی که طی سه سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹ ساخته شد و همزمان با ساخت، از طریق پلتفرم نتفلیکس در دسترس مخاطبان قرار گرفت و در حال حاضر در پلتفرم نماوا برای مخاطبان ایرانی قابل دسترس است.

یک مستند تمام عیار

«اسباب‌بازی‌هایی که امریکا را ساخت» یک مستند تمام عیار است، یعنی تمام ویژگی‌های یک مستند را دارد، از تحقیق و گفت‌وگو با متخصصان و دست‌اندرکاران اسباب‌بازی گرفته تا بازسازی صحنه‌های روایت مربوط به بازیگران اصلی عرصه اسباب‌بازی در امریکا و استفاده به جا و به اندازه از تصاویر آرشیوی. هیجان راوی، دونالد یان‌بلک در بیان تاریخی که در این عرصه گذشته را نیز باید به دیگر ویژگی‌های مثبت این مستند اضافه کرد.

اما آنچه این مستند را مهم می‌کند، این است که دلایل ساخت بسیاری از اسباب‌بازی‌ها اتفاقات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بوده است. و این امر، مستند را روایت محض تاریخ اسباب‌بازی دور می‌کند و آن را در پیوند با اتفاقات اجتماعی و اقتصادی امریکا روایت می‌کند و نشان می‌دهد که مثلا وقتی جنگ جهانی دوم تمام شد و سربازان به خانه برگشتند هم وقت استراحت و بازسازی بود و هم وقت تولد نسل جدید و این نسل نیازمند اسباب‌بازی بود. پس فرصت را برای بازیگران عرصه اسباب‌بازی مثل میلتون بردلی، شرکت هزبرو و ومو ایجاد کرد و آنها در این بستر اجتماعی نقش ایفا کردند. یا وقتی در جنگ جهانی دوم امریکا به لاستیک احتیاج داشت و ژاپن لاستیک مورد نیاز را به آنها نمی فروخت، چطور تحقیق‌ها ‌و تلاش‌ها برای برطرف کردن معضل کمبود لاستیک منجر به خلق خمیری شد که نه فقط میلیون‌ها نفر را سرگرم کرد و منبع مالی فراوانی را برای سازنده به دنبال داشت، که کاربردهای زیادی پیدا کرد، حتی در فضانوردی برای ثابت نگه داشتن اشیاء و ابزار. یا نشان می‌دهد برای نجات یک اسباب‌بازی و استمرار آن نه فقط تبلیغات، که ساخت موسیقی‌ای که در ذهن بماند و مخاطب با شنیدن آن، میل به داشتن و بازی کردن با آن اسباب‌بازی را پیدا کند، چقدر اهمیت دارد.

آنچه دیدن این مستند برای ما خصوصا سیاستگذاران کلان کشور باید به دنبال داشته باشد، توجه به ساخت چنین مستندهایی است. ایران با تاریخ بیش از دو هزار سال و داشتن بازی‌ها (مثل چوگان که تاریخش به دوره هخامنشیان می‌رسد و اگر جایی در دنیا چوگان بازی وجود دارد، از ایران به آنجا رسیده است) و اسباب‌بازی در طول تاریخ هنوز یک کتاب درباره تاریخ اسباب‌بازی نداریم، هنوز هیچ تحقیق قابل توجهی در این زمینه انجام نشده است. 

یاد حرف دوستی فرانسوی می‌افتم که روزی مرا به دیدن سردیس‌های یک ساختمان صد ساله در مرکز شهر لیل دعوت کرد و ضمن شرح آن سردیس‌ها عذرخواهی کرد که چنین چیزهایی را برای کسی تعریف می‌کند که سرزمینش در شکل‌گیری تاریخ تمدن جهان نقش مهمی داشته است. «اسباب‌بازی‌هایی که امریکا را ساخت» نه فقط لذت تماشای اسباب‌بازی‌های دوران کودکی و جوانی و حتی پیری ماست، که تلنگری برای توجه به خلاء وجود چنین تاریخ مصور و مکتوبی است.  

تماشای «اسباب‌بازی‌هایی که امریکا را ساخت» در نماوا

این پست را به اشتراک بگذارید

کپی کردن لینک

به این مطلب امتیاز دهید
1/5 - (1 امتیاز)