بلاگ نماوا

یادداشتی بر مینی سریال «خدمتکار» / تصویری از پیچیدگی‌ها و تقابل

خدمتکار

مجله نماوا، فریبا اشوئی

الکس شبانه، وقتی همسرش در خواب نازِ بعد از مستی است، دختر کوچکش را به بغل می گیرد و از خانه فرار می‌کند…

سریال خدمتکار یک درام پرماجرا و شخصیت‌محور است که به شکل مینی‌سریال تهیه شده است. پی رنگ اصلی این درام، بر تصویرسازی زندگی زنی به نام الکس استوار است که سعی می‌کند مستقل از همسر عصبانی و الکلی‌اش برای خود و دختر کوچکش زندگی بی‌دغدغه و به دور از خشونتی بسازد. او یکی از هزاران قربانی خشونت خانگی در جهان است که مجموعه خدمتکار، او را هدف موضوعی خود قرار داده است. خشونت خانگی را در معنی می‌توان نوعی رفتار خشونت‌آمیز و سلطه‌گرایانه از سوی یکی از اعضای خانواده، علیه عضو یا اعضای دیگر همان خانواده تعبیر کرد. براساس آمار و ارقام ارائه شده در پژوهش‌های جامعه‌شناسانه، آسیب‌پذیرترین قشری که از این نوع خشونت، متحمل ضربات و خسارات جبران‌ناپذیری می‌شوند؛ در حقیقت کودکان خردسال‌اند. بعد از این گروه سنی هم، تبعات و خسارات آن گریبانگیر زن یا مرد آن خانواده خواهد بود.

زندگی نامه الکس درمجموعه خدمتکار که برگرفته از کتابی به همین نام (MAID) نوشته استفانی لند است، در حقیقت به مجادله این زنان با زندگی بر سر نباختن و سر پا ماندن می‌پردازد. قهرمان اصلی این قصه خود الکس است و مخاطب، روایت مستندی از قصه زندگی او و اتفاقاتی که برایش رقم می‌خورد را از زبان و نقطه نگاه خود او تعقیب می‌کند. اهمیت این نوع نگاه در پرداخت درام  شکل مستند و باورپذیری آن است. این که مخاطب در لحظه به لحظه زندگی یک قهرمان با او همراه و هم مسیر است و از نگاه او با اتفاقات و شخصیت‌های زندگی‌اش روبه‌رو می‌شود.

مخاطب  در واقع، محرم‌ترین فرد به الکس است و همه چیز را از کودکی تا بلوغ وعاشقی‌اش، تنها اوست که می‌داند. این نگاه تجربی از ساختار زندگی و اتفاقات و حواشی آن، در زندگی الکس؛ حس خوب همدلی و همذات‌پنداری را در مخاطب بیدار ساخته و موجبات همراهی با جریان دشوار، اما جاری زندگی این طبقه خاص و آسیب‌پذیر را برای او ممکن و فراهم می‌سازد.

رویکرد فیلمساز در مستندسازیِ روزمرگی‌های زندگی، در حقیقت تاکید و توجه او در خلق فرآیند یکپارچگی حسی بین قهرمان فیلم و مخاطبان اوست. چالش‌ها و تضادهای زندگی الکس نیز، خاصه از میان همین آمیختگی با جریان جاری و اجتناب‌ناپذیر زندگی او شکل می‌گیرند و ساخته و پرداخته می‌شوند. فرم اجرایی این فرآیند از تمایز و ویژگی خاصی تبعیت نمی‌کند. روایتی روان با دوربینی سیال در کنار تنوع و تعدد لوکیشن و نقطه نمای باز برای رصد و تحلیل همه آن‌چه که در پیرامون الکس در حال وقوع است. وسعت دید برای مخاطب با هدف اشراف و محیط بودن او بر تحولات جاری زندگی الکس تعبیه شده است. (نماهای بسته و نزدیک از الکس و مَدی دخترش بیشتر موتیف‌های جان‌بخش در سکانس‌های دراماتیک با اوج بالا هستند)

الکس هم مانند مخاطبان روایتش، با اَما و اگرها، ای‌کاش‌ها و خاطرات خوشایند و ناخوشایند متعددی روبرو می‌شود. به‌وقت رویارویی با یک غریبه آشنا(نِیت) حتی توان بیان حقیقت گم شده خودش را هم ندارد. (شاید از انتخاب‌شان، نزد خود و مخاطبش سرافکنده است) اما در همین ملاقات کوتاه او به یک‌باره سُر می‌خورد وسط اولین خاطره ملاقاتش با شان (معشوق) و این در حالی است که مخاطب نیز با او لذت این ملاقات را تلمذ می‌کند. شیرینی خاطره این ملاقات با تلخی هویت گم شده، به یک باره رنگ می‌بازد، آن زمان که به یاد می‌آورد که روزگاری نه چندان دور عاشق هنر نویسندگی بوده و این عشق و استعداد را همین زندگی و سختی‌هایش از او به یغما برده است. مخاطب آرام آرام با پیشرفت داستان و دریافت نماها و نشانه‌ها، از میان همین پاساژهای حسی کوتاه، هویت مجهولِ الکس و لایه‌های شکننده وجودش را کشف می کند. خلاقیت فیلمساز، در خلق ابعاد حسی و هویتی الکس، در این بخش از کار ستودنی است. چرا که با این روش اجرایی، مخاطب داستان الکس، اساسا با گذشته و آینده‌ای روبه‌رو نیست. همه چیز در لحظه برای او و الکس اتفاق می‌افتد و گذشته به شکل یک حس آنی و گذرا، لابه‌لای حضور او در آن و لحظه به شکل یک نوسان حسی کوتاه رقم می‌خورد، بدون این‌که مخاطب متوجه این تقطیع زمانی لحظه‌ای میان گذشته و حال شده باشد.

روایت «خدمتکار» در قالب مینی سریال، علی‌رغم ظاهر ساده و یک خطی‌اش که در آن صرفا به مجادله یک زن خود سرپرست با زندگی و پیرامونش برای بقای خود و فرزندش پرداخته شده، در حقیقت تصویرگر روایتی خاص با پیچیدگی‌های مضمونی، حسی و شخصیتی قابلی است. از مهم‌ترین این پیچیدگی‌ها می‌توان به تقابل عشق ونفرت، همراهی و بی‌راهی، دشمنی و دوستی فی ما بین الکس و شان اشاره کرد . بزنگاه‌های حسی نابی که در دل این رویارویی‌ها رقم می‌خورند، خود دارای نکات، نغزها و به‌ویژه نقاط عطف دراماتیک منحصر به فردی هستند که همه در کنار هم، مجموعه را خاص و تعقیب آن را برای مخاطب مطلوب می‌سازد.

سریال خدمتکار در لایه‌های زیرین پیام خود، نقبی هم به شرایط ناامن تربیتی کودکان در کشور آمریکا  می‌زند. کشوری که ثروتمندترین و قدرتمندترین در جهان خوانده می‌شود؛ اما این مجموعه آشکارا، با تعقیب شرایط زندگی الکس و نمونه‌های مشابه او و ترسیم بصری شرایط ناگوار زندگی آنان از کودکی تا امروز، قصد دارد تا به طور هم زمان به موضوع نابودی مفهوم خانواده و تعهد، در کشورهای جهان اول و اختصاصا  قدرت جهانی، آمریکا بپردازد. این مجموعه با مستندسازی نمونه‌های مختلف در این حوزه موضوعی و بررسی ابعاد اجتماعی، روانشناسی، سیاسی، جامعه شناختی و اقتصادی آن (پی رنگ های فرعی)، بر این مهم  تاکید دارد که حتی حمایت‌های قانونی و مالی دولت هم در این حوزه کارساز نبوده و نتوانسته این خلاء ساختاری و معنوی را که دهه‌هاست با پیشرفت مدرنیته، گریبانگیر جامعه شده است را پوشش داده  و تدبیر کند.

تماشای آنلاین سریال خدمتکار در نماوا

خروج از نسخه موبایل