پس از اکران فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» در جشنواره‌ی ونیز، منتقد ورایتی (variety) نقدی درباره‌ی این فیلم نوشته است. خلاصه‌ای ازنظر این منتقد درباره‌ی فیلم را بخوانیم؛
وسواس فکری گریبان دکتر پزشکی قانونی را پس از مرگ پسرکی در فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» می‌گیرد. فیلمی خوش‌ساخت، درامایی با بازی‌هایی فوق‌العاده که باوجود مشکلات فیلم‌نامه و داستان بسیار خوب کارکرده است. ساختی دقیق‌تر از وحید جلیل وند، کارگردان فیلمی که در آن مسئولیت و وجدان را در اجتماعی که مردم در آن با قانون کج دار و مریض کنار می‌آیند، نشان می‌دهد. بازی فوق‌العاده‌ی نوید محمدزاده در این فیلم توسط جشنواره‌ی فجر هم نادیده گرفته نشد و جایزه‌ی بهترین نقش مکمل به او تعلق گرفت. بازی‌ای که فیلم را بااحساس‌تر نشان می‌دهد حتی بااینکه نقش شخصیت‌های اول آن، باوجود بازی خوبشان، آن‌طور که باید از آب درنیامده است. به نظر می‌آید که اکران فیلم در جشنواره ونیز و جوایز آن در جشنواره‌ی فجر نظر دیگر جشنواره‌ها را به این فیلم جلب خواهد کرد.
از نقدهای منفی این منتقد بر فیلم مشخص نبودن رابطه‌ی کاراکترهای فیلم چون دکتر نریمان (امیر آقایی) و همکارش دکتر سایه (هدیه تهرانی) است. اینکه مشخص نمی‌شود که رابطه چیست و چگونه شکل‌گرفته است و یا اینکه باوجود مرگ پسرک که درهرصورتی چرا نریمان این‌چنین برافروخته و نگران است و ریشه‌ی ناراحتی وجدان او دقیقاً چیست؟ البته باید در نظر گرفت که آشنا نبودن منتقدین خارجی با فرهنگ و نوع روابط اجتماعی در ایران می‌تواند شک و شبهه و سؤالاتی را برای آن‌ها برانگیزد ولی ما با دیدن فیلم چنین سؤالاتی برایمان پیش نیاید؛ و یا معضلاتی که در فیلم در مرغدار ی پیش می‌آید و یا نوع کسب‌وکار مرغ داری برای این منتقد سؤال‌برانگیز بوده ولی ما باوجود آشنایی از وضعیت موجود سؤالی برایمان پیش نخواهد آمد. شاید همین تفاوت‌های فرهنگی است که فیلم‌نامه را برای او کمی مبهم کرده است.با تمام این وجود بازی احساسی و قوی بازیگران باعث شده که این مشکلات و کمبودها چندان به نظر منتقد نیاید. به نظر این منتقد هر ۴ شخصیت اصلی فیلم در بهترین وضعیت و بازی خود بوده‌اند و بازی نوید محمدزاده درصحنه‌ی غم‌انگیز درگیری در مرغداری چنان تأثیرگذار است که نمایش‌های شکسپیر را به یاد می‌آورد، پرتاب محاوره‌ای از غم و غصه‌ی پدری که فرزندش را از دست داده، شاید فیلم درصحنه‌هایی مبهم باشد اما این صحنه بخصوص برای همه قابل‌فهم و درک خواهد بود.
رنگ‌های فیلم هم با هوشمندی انتخاب‌شده‌اند فیلمی سیاه‌وسفید و خاکستری که او را به یاد فیلم‌های سیاه‌وسفید قدیمی انداخته است و شباهت مرغداری و قبرستان را هم نباید نادیده گرفت.

در کل به نظر آمدن فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های بین‌المللی در سال‌های اخیر بسیار خوشایند و افتخارآمیز است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید