لحظات آغازین لیدی برد آن‌قدر پر‌انرژی و سریع اتفاق می‌افتند که نفستان را در سینه حبس می‌کند. مادر و دختری باهمان سنت قدیمی دانش آموزان سال آخر دبیرستان، در مسیری طولانی به دنبال بررسی وضعیت پذیرش دانشگاه‌ها هستند. سال ۲۰۰۲ است و آن‌ها در ماشین مشغول گوش دادن به کتاب خوشه های خشم‌اند. نهایتاً به همدیگر لبخندی می‌زنند، آهی می‌کشند و اشک‌هایشان را پاک می‌کنند.
تا جایی که می‌توانید از این صحنه لذت ببرید. این تقریباً آخرین باری است که مادر و دختر سر چیزی توافق داشته باشند
کارگردانی و البته نویسندگی این فیلم به عهده یک استعداد زن نوظهور سینمای آمریکا است؛ گرویگ در اولین اثر مستقل کارگردانی‌اش (او پیش‌تر در سال ۲۰۰۸، در کارگردانی فیلم Nights and Weekends با «جو سوانبرگ» همکاری کرده است)، در لیدی برد، نوعی نشاط و انرژی و جنب‌وجوش به‌یادماندنی را خلق می‌کند، تزریق می‌کند. لیدی برد، صحنه‌های طنز و خنده‌دار زیاد دارد، همان‌طور که در به وجود آوردن صحنه‌های جدی و اندوهناک نیز کم‌کاری نمی‌کند.
سیرشا رونان کسی است که نقش لیدی برد به صحنه هنرنمایی و درخشش مطلق او تبدیل‌شده است. بازیگر ایرلندی که تاکنون دو بار نامزد جایزه اسکار شده است، با حرارت و شوق بی‌پایان دیالوگ‌های کریستین را بیان می‌کند و درعین‌حال به وقار و متانت شخصیت او اضافه می‌کند. لیدی برد هرگز به فیلم موفقی بدل نمی‌گشت اگر بازیگر نقش نوجوانش دوست‌داشتنی نبود؛ و رونان حقیقتاً دوست‌داشتنی است. این هفته هم با آنکات همراه باشید تا بیشتر درباره این فیلم باهم گپ بزنیم.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید