مدتی است که فیلم بازها و همه‌ی کسانی که از Trainspotting خاطره دارند، با شنیدن خبر ساخته‌شدن Trainspotting 2 منتظر آن هستند. با این بهانه که قسمت دوم در حال ساخته‌شدن است و امسال بیستمین سالگرد ساخت قسمت اول است، دیگر دلیلی باقی نمی‌ماند که به‌مرور این فیلم نپردازیم. اما با همه‌ی این حرف‌ها چه کسی وقتی تو هروئینی هستی، دلیل احتیاج داره؟!؟!

an-oral-history-of-the-movie-trainspotting-body-image-1456942608-size_1000شاید در دنیای واقعی وقتی به زندگی مصرف گرایانه خود و جامعه‌ی سرمایه‌داری اطرافمان نگاه می‌کنیم، احتمال اینکه مانند تایلر دردن دست‌به‌کار شویم و باشگاه مشت‌زنی راه بیندازیم خیلی کم باشد. اینکه خانه‌ی خود را با تمام وسایلی که دوستشان داریم آتش بزنیم و علاوه بر خرد کردن شیشه‌ی ماشین‌های ساخت کارخانه‌های سرمایه‌دار، فک آدم‌ها را هم خرد کنیم تا بتوانند به باشگاهی عضو شوند که از طریق آن از زندگی مصرف گرایانه دور شوند و بدون وابستگی‌های بی‌معنی خود زندگی کنند. تا دیگر کاری را که دوست ندارند به خاطر کالاهایی که نیاز ندارند مجبور نباشند انجام دهند.
اما در همین دنیا که نمی‌توان باشگاه مشت‌زنی راه انداخت، شرایط برای شبیه رنتون شدن فراهم است. اعتیاد به هروئین. این‌ یک روش برای بی‌خیال تمام مشکلات شدن است که رنتون، اسپاد، سیک بوی و تامی آن را انتخاب کرده‌اند. چهار دوست که به همراه رفیق الکلی شان، نوع غیرمرسومی از سبک زندگی را انتخاب کرده‌اند.
رنتون مدتی است که می‌خواهد ترک کند تا زندگی او به شکل دیگری تبدیل شود. اما مدام وسوسه‌ی هروئین به سراغ او می‌آید. پس از ماجراهای فراوانی که پیش می‌آید رنتون موفق به ترک شده و زندگی جدید خود را در لندن شروع کرده است که باز طی پیشنهاد‌هایی زندگی او دچار تغییر می‌شود.

trainspotting-xlarge


تک‌تک بازیگران، نویسنده فیلم‌نامه (جان هاج)، داستان اصلی که مربوط به رمان (اروین ولش) و صدالبته شخص (دنی بویل) همگی در نمایش دادن فضای به‌شدت واقعی و باورپذیر از زندگی افرادی که زندگی‌شان درگیر هروئین شده، موفق عمل کرده‌اند. برای روشن‌تر کردن این موفقیت می‌توان مقایسه‌ی کوتاهی بین Trainspotting و فیلم دیگری در فضای هروئین و مواد انجام داد:«مرثیه‌ای برای یک رؤیا» ساخته‌ی دارن آرونفسکی در سال 2000 روایتگر داستان یک معتاد به هروئین، دوتا از دوستانش و مادر تنهایش است. که وارد فاصله زمانی خاصی از زندگی آنان می‌شود. در مقایسه‌ی Trainspotting و «مرثیه‌ای برای یک رؤیا» می‌توان در اولین مورد به این مسئله اشاره کرد که دنی بویل تا چه حد به فضای مواد نزدیک شده است و یک وضعیت باورپذیر را از درون آن به مخاطب ارائه می‌دهد. درصورتی‌که دارن آرونفسکی بافاصله از فضای مواد روایتگر یک داستان از افراد درگیر آن است. در مسئله‌ی بعدی در این مقایسه می‌توان اشاره کرد که در پیام و محتوا آرونفسکی به‌شدت نصیحت کننده عمل کرده و بیشتر سعی به ترساندن مخاطب از عواقب اعتیاد داشته تا ایجاد یک تجربه در فضای متفاوت و سپس دادن حق انتخاب و قضاوت آن فضا برای مخاطب. حتی در مقایسه‌ی فرمی این دو اثر متوجه میزان استفاده‌ی آرونفسکی از تدوین برای ایجاد ریتم تند و استرس‌آور در مقابل حرکت دوربین‌های آرام و زوایای خاص دوربین در Trainspotting متوجه تفاوت دیدگاه دو کارگردان در پشت آثارشان می‌شویم. درنتیجه‌ی این مقایسه چیزی از ارزش‌های تجربه‌ی فوق‌العاده‌ی شنیدن موزیک متن «مرثیه‌ای برای یک رؤیا» بازی‌های خوب و تمام نکات مثبت آن کم نمی‌کنیم. اما در کنار هم قرار دادن این دو اثر به‌خوبی موفقیت Trainspotting را در نمایش فضای درون این افراد و عدم تزریق ایدئولوژی نشان می‌دهد.

slumdog-millionaire-16hپس از موفقیت‌های Trainspotting و فروش فوق‌العاده‌ی آن یعنی بودجه‌ی یک و نیم میلیون پوندی و فروش هفتاد و دو میلیون پوندی دنی بویل کارنامه‌ی درخشانی از خود به‌جا گذاشت. فیلم‌هایی همچون «ساحل»، «میلیونر زاغه‌نشین»، «127 ساعت» و «استیو جابز» که حتی شاید باور آن سخت باشد که فکر پشت همه‌ی این فیلم‌ها مال یک نفر باشد. دنی بویل با Trainspotting موفق به کسب رتبه‌ی دهم در لیست 100 فیلم برتر «بی اف آی» شد و در سال 2004 در رأی‌گیری بهترین فیلم اسکاتلند نامزد شد. در تاریخ 27 ژانویه 2017 فیلم بعدی دنی بویل Trainspotting 2 ریلیز می‌شود. تا آن زمان همه‌ی ما با این امید که خاطرات خوبمان با قسمت اول تکرار شود منتظر تماشای آن هستیم.

 

نویسنده: مهراد نظرى

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید