کلینت ایستوود Clint Eastwood به خاطر وسترن‌های اسپاگتیِ سرجیو لئونه Sergio Leone مانند «خوب، بد، زشت» The Good, the Bad and the Ugly و سری فیلم‌های «هری کثیف»  “Dirty Harry تبدیل به آیکون فرهنگیِ جاودانه مردانگیِ خشن شده است؛ اما او پا از این مقام افسانه‌ای خود فراتر گذاشته و از تنها آیکون مردانگی بودن پیشی گرفته. او که اکنون در سن ۸۷ سالگی بسر می‌برد بیش از ۵۰ سال است که در صنعت سینما فعال است؛ با نقش‌آفرینی در بیش از ۶۰ فیلم که در حدود ۴۲ تای آن در نقش اصلی ظاهر شده و کارگردانی ۳۶ فیلم. بررسی تنها ۵ فیلم از این لیست بلندبالا به اندازه کافی خوب و عادلانه نیست اما نقطه شروع خوبی است. آنچه من به دنبال آن هستم تلاش برای رتبه‌بندی ایفای نقشِ آیکونیست که نشان او عمیقاً در روح مردم در سراسر دنیا به‌عنوان بازیگری بی‌بدیل در بسیاری از فیلم‌های کلاسیک، نقش بسته است؛ حتی با وجود تعداد کم جوایزی که تاکنون برده است.
۵ ـ پل‌های مدیسون کانتی The Bridges of Madison County ۱۹۹۵کلینت ایستوود در این فیلم در تیپی متفاوت از آنچه تا آن زمان به نمایش گذاشته بود بازی می‌کند. او در نقش عکاس زمین‌شناسی ظاهر می‌شود که عاشق زن خانه‌داری متأهل (مریل استریپ Meryl Streep) می‌شود و یک رابطه عاشقانه کوتاه و پرشور را با او شروع می‌کند. این یکی از فیلم‌های کلاسیک او نیست و در واقع یک فیلم ملودرام است اما ایستوود می‌داند که اقتباس از رمان پرفروش رابرت جیمز والر Robert James Waller کار آسانی نیست. ایستوود با دوری از به نمایش گذاشتن احساسات بیش از اندازه، در ابتدا به‌عنوان یک فیگور رؤیایی برای زن خانه‌دار خسته ظاهر می‌شود؛ اما این کاراکتر در دستان ماهر ایستوود تبدیل به شخصیتی سه‌بعدی می‌شود که به آرامی متوجه می‌شود که درواقع به چه میزان انسان تنهایی است. فیلم سودازده «پل‌های مدیسون کانتی» درباره رؤیاهایی که هرگز به حقیقت نمی‌پیوندند، خوب از آب درآمده چون ایستوود به مخاطبین اجازه می‌دهد تا سرکی بکشند به پشت نقاب همیشگیِ مردانه و خشنش.
۴ ـ به خاطر چند دلار بیشتر For a Few Dollars More ۱۹۶۵ارمغان کارگردان سرجیو لئونه با فیلم «به خاطر چند دلار بیشتر» برای مردم، ژانر وسترن اسپاگتی (یا «وسترن ایتالیایی» نوعی زیرشاخه از ژانر فیلم‌های وسترن است که معمولاً توسط اروپاییان و در اروپا ساخته می‌شوند) و یک ستاره جدید جوان به نام ایستوود بود. این فیلم کم و بیش اقتباس مستقیم از فیلم «یوجیمبو» Yojimbo ساخته آکیرا کوروساوا Akira Kurosawa بود. فیلم کوروساوا خود فیلم سرگرم کننده عالی‌ای بود اما این فیلم حتی از آن هم بهتر بود. ایستوود در نقش مردی بدون نام با یک جایزه‌بگیر دیگر (با بازی لی وان کلیف Lee Van Cleef) همراه می‌شوند تا ال ایندویِ کثیف و شریر (جان ماریا ولونته Gian Maria Volonte) را به زیر بکشند. این فیلمی بود که ژانر وسترن اسپاگتی را از چیزی نوظهور به هنر پاپی پرشور و پر جنب و جوش تبدیل کرد.
۳ ـ هری کثیف Dirty Harry 1971آیا باور می‌کنید که این نقش در اصل برای فرانک سیناترا Frank Sinatra نوشته شده بود؟ تصورش سخت است اما واقعیت دارد. این فیلم آیکونیک‌ترین و برجسته‌ترین نقشی است که ایستوود بدون کلاه گاوچرانی‌اش ایفا کرده. نقش پلیس شورشی که ایستوود در این فیلم ارائه داده بن‌مایه‌ی فیلم‌های پلیسی را برای یک دهه بعد از آن شکل می‌دهد. این فیلم اقتباسی آزادانه از یک قاتل واقعی به نام “قاتل زودیاک ” است که باعث ایجاد وحشت در ناحیه ساحلی سانفرانسیسکو شده بود، فیلم داستان پلیسی به نام هری کالاهان ملقب به “هری کثیف ” که در تعقیب قاتلی به نام “اسکورپیو ” است را دنبا می‌کند. دیالوگ‌های سری فیلم‌های هری کثیف به اندازه نقش‌آفرینی ایستوود در تاریخ سینما ماندگار شده‌اند: “تو باید از خودت یه سؤال بپرسی؛ آیا احساس خوش‌شانسی می‌کنم؟ … خوب احساس خوش‌شانسی می‌کنی عوضی؟”
۲ ـ خوب، بد، زشت The Good, the Bad and the Ugly 1966این شمایلی است که در ذهن مردم شکل می‌گیرد وقتی به کلینت ایستوود فکر می‌کنند؛ یک هفت‌تیرکش تنها و بدون نام با پانچویی که یک طرفش را به بالای شانه انداخته با رولِ سیگاری بین دندان‌هایش بر صحنه فیلم‌برداری شده به روش واید اسکرین و با مشهورترین موسیقی ساخته انیو موریکونه Ennio Morricone. سومین و بهترین فیلم از سه‌گانه “دلار “سرجیو لئونه تأثیر بسیار زیادی بر فیلم‌سازی مدرن و بزرگان پاپ آرت همچون کوئنتین تارانتینو Quentin Tarantino گذاشته. شما این فیلم را بشدت سرگرم کننده و غالباً خنده‌دار میابید و اصلاً احساس نمی‌کنید که سه ساعت زمان صرف دیدن آن کرده‌اید؛ بازی سه نفره از اجراهایی بسیار متفاوت اما به یک اندازه فراموش نشدنیِ ایستوود (خوب)، لی وان کلیف (بد) و ایلای والاک Eli Wallach (زشت) شما را میخکوب می‌کند.
۱ ـ نابخشوده Unforgiven 1992این بهترین کار ایستوود به‌عنوان یک هنرمند است؛ هم به‌عنوان هنرپیشه هم کارگردان و داستان تنها به دلیل حضور ایستوود است که چنین رزونانسی دارد. او با ایفای نقش بیل مانی Bill Munny وارد دوره میان‌سالی خود می‌شود؛ کسی که در جوانی یک راهزن بدنام بوده و اکنون در دوره میان‌سالی خود یک مزرعه‌دار بیوه است. او دوباره قبول می‌کند که اسلحه به دست بگیرد و به‌عنوان هفت‌تیرکش استخدام شود تا عدالت را برای زنی که توسط دو گاوچران مجروح شده و از ریخت افتاده اجرا کند. بیل مانی دوره کمال و پیری نقش‌های آیکونیک ایستوود است؛ مردان بدون نام او اکنون پیر شده‌اند و مجبورند که به دست آورد گناهان خود بنگرند و با گذشته‌ای روبرو شوند که هرگز محو نمی‌شود.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید