وقتی کن کانکی که یک دانشجوی کالج است با رایز زیبا و مرموز قرار ملاقات می‌گذارد، آن‌قدر هیجان‌زده می‌شود که باور نمی‌کند واقعیت داشته باشد. و همینطور هم هست — رایز در واقع یک غول است، نژادی از موجودات فراطبیعی که از انسان‌ها تغذیه می‌کنند، و کن کانکی در منوی شام او هست، البته نه به آن شکلی که کن آرزویش را دارد. او در بیمارستان به هوش می‌آید و می‌فهمد تنها دلیلی که پس از حمله جان سالم به در برده، این است که یک جراح زبردست برخی از اعضای بدن رایز را به بدن او پیوند زده است.

همچنین بخوانید:
نقد و بررسی فصل اول انیمه جذاب MY HERO ACADEMIA

کانکی که سعی دارد به زندگی عادی خود برگردد به زودی تمایلات جدید و عجیبی در خود می‌یابد.
کانکی از طرف آنتیکو، صاحب یک کافی شاپ محلی دعوت می‌شود. او که یک غول مهربان است متعهد شده به غول‌هایی که نمی‌توانند جلوی خودشان را بگیرند کمک کند.

به کمک صاحب کافی شاپ و کارکنانش، او دنیای مخفی غول‌ها را کشف می‌کند و سعی می‌کند با وضعیت جدید نیمه‌غولی خود کنار بیاید.
نقطه‌ی قوت اصلی « توکیو غول» در ساختن دنیایش است. این سریال یک جامعه‌ی مجذوب‌کننده و تاریک را خلق می‌کند که زیر پوست دنیای روزمره وجود دارد. غول‌ها هم ترکیب جالبی از خون‌آشام‌ها و زامبی‌ها هستند که رازها و غافلگیری‌های خاص خودشان را دارند. غول‌ها صاحب کاگون هستند، نوعی زائده‌ی فراطبیعی که می‌توانند از آن برای شکار انسان‌ها (یا مبارزه با غول‌های دیگر) استفاده کنند. این باعث به وجود آمدن برخی صحنه‌های نمایشی و خشن اکشن می‌شود، که یادآور صحنه‌های مشابهی در «پاراسایت» یا «ترانه‌ی پریان» هستند.

جزئیات ریز دیگری هم در دنیای غول‌ها وجود دارد — برای مثال قهوه تنها نوشیدنی انسان‌ها است که غول‌ها هم می‌توانند از آن لذت ببرند، و یا ماسک‌هایی که غول‌ها می‌پوشند — که به گسترش دنیای سریال کمک کرده و به آن عمق می‌دهند. مخاطب حس می‌کند در این دنیا که به خوبی پیاده‌سازی شده است زندگی کرده و دوست دارد آن‌را بیشتر کشف کند.
شخصیت‌ها هم اکثرا به خوبی طراحی شده‌اند. دوست‌داشتنی از آب درآوردن شخصیت‌ها در حالی‌که مردم را می‌خورند کار ساده‌ای نیست، اما این سریال به خوبی از عهده‌ی آن برآمده است. این سریال شخصیت‌های دلسوزانه‌ای در هر دو سمت، چه غول و چه انسان، خلق می‌کند و هم غول خوب داریم و هم غول بد. متاسفانه شخصیت اصلی خود یکی از المان‌های ضعیف است.

با وجودی‌که واکنش او نسبت به وضعیت نیمه‌غولی‌اش قابل درک است، اما جالب توجه‌ترین نمایش را به مخاطب ارائه نمی‌دهد. ما می‌دانیم که نیمه‌غول‌ها باید از برادران کاملا غول خود قوی‌تر باشند، اما مدتی طول می‌کشد تا ببینیم او جایگاه خود را در می‌یابد.
در مقابل، رایز ناخودآگاه یکی از سرگرم‌کننده‌ترین شخصیت‌های سریال است — و مایه‌ی تاسف است که (خطر لو رفتن داستان) او ظاهرا در قسمت اول کشته می‌شود. ارتباط او با کانکی به این معنی است که حضورش همچنان در طول سریال حس می‌شود، اما شاید اگر کمی بیشتر زنده می‌ماند سرگرم‌کننده‌تر و جذاب‌تر می‌بود.
این سریال جلوه‌های دیداری فوق‌العاده‌ای را به نمایش می‌گذارد، که در بیشتر مواقع تاریک هستند. شخصیت‌ها طراحی متمایزی دارند. قابل درک است که جلوه‌های دیداری خود سریال از شاهکارهای هنری سبک مانگا که در عناوین نهایی دیده می‌شوند یک پله پایین‌تر‌اند، اما با این وجود این سریال چشم‌نواز است.

« توکیو غول» برای مخاطبان دل‌نازک مناسب نیست. این سریال را به راحتی می‌توان یکی از خشن‌ترین و دل‌خراش‌ترین انیمه‌های اخیر دانست. و خشونت آن تنها به آن‌چه می‌بینید خلاصه نمی‌شود — این سریال شخصیت‌های خود را به لحاظ روانی به جاهای بسیار تاریکی می‌کشاند و آن‌ها را حسابی می‌چلاند. این با مضمون سریال هم‌خوانی دارد و به لطف شخصیت‌پردازی عالی آن، هرگز حس نمی‌شود اضافی است.
با فرض این‌که شما تاب تماشایش را داشته باشید، می‌توان گفت « توکیو غول» فوق‌العاده سرگرم کننده است. این سریال با اتمسفر هراسناک، صحنه‌های اکشن پی در پی، و پر از شخصیت‌های به یاد ماندنی، انیمه‌ی ترسناکی است که هواداران نباید از دست بدهند.
این مطلب برگرفته از نوشته‌ی کریس پرکینز در وب‌سایت انیمیشن فور ادالتز بود.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید