اسپین‌آف‌ها، در دنیای سریالی جهان، امری معمول هستند. وقتی بیننده‌ها با کاراکتر خاصی بیش از دیگر کاراکترها ارتباط برقرار می‌کنند، می‌توان از ظرفیت‌های این کاراکتر استفاده کرد و دنیایی مختص به خود او برای بیننده ساخت. سریال «جویی» و «بهتره با سال تماس بگیری» دو اسپین‌آف معروف دنیای پر زرق و برق سریال سازی آمریکا هستند. اولی اسپین‌آفی از سریال «دوستان» و دومی اسپین‌آفی از سریال «برکینگ بد»، «جویی» باوجوداینکه محبوب‌ترین کاراکتر سریال «دوستان» را شخصیت اول یک مجموعه جدید کرده بود، اما چندان موفق نبود، دومی اما با پرداختن به ماجراهای سال، وکیل حقه‌باز «برکینگ بد»، در دنیا و فضایی متفاوت از مجموعه اصلی توانست موفق باشد و پلت فرمی که کاراکتر سال شایسته‌اش بود را در اختیارش بگذارد، و این دقیقا چالشی است که در اسپین آف‌ها با آن مواجه هستیم، کاراکتری آشنا در فضایی نا‌آشنا؛ بیننده به این تغییر چگونه واکنش نشان خواهد داد؟دنباله‌سازی، چه در سینما و چه در تلویزیون ایران، امری متداول نیست و بیشتر می‌توان آن را پدیده‌ای جدید نامید. شبکه نمایش خانگی هم که اساساً یک پدیده نوظهور است که کم‌کم در حال رشد است و هرروز ظرفیت‌های بیشتری از این شبکه برای ارتباط برقرار کردن با مخاطب کشف می‌شود. در میان ملودرام‌های عاشقانه و اجتماعی، تعداد آثار طنز در شبکه نمایش خانگی، انگشت‌شمار است، که اتفاقاً از این تعداد انگشت‌شمار هم، بیشترشان مربوط به مهران مدیری است. حالا در میان آثار شبکه نمایش خانگی که هر روز هم بیشتر می‌شوند، با یک اسپین‌آف روبرو هستیم، «سال‌های دور از خانه»، اولین اسپین‌آف ایرانی که در ادامه «شاهگوش» ساخته شده است.
«شاهگوش»، یکی از اولین و موفق‌ترین مجموعه‌های نمایش خانگی بود که عمده اتفاقاتش در کلانتری ۱۰۰ ملت اتفاق می‌افتاد. «شاهگوش» در کنار لحن کمدی که در سراسر مجموعه داشت، با چاشنی از دغدغه‌های اجتماعی، شخصیت‌پردازی‌های به‌جا و قصه‌های سرگرم‌کننده کاراکتر‌های فرعی‌اش، توانست با مخاطبان ارتباط برقرار کند.ماجراهای «شاهگوش» از جایی شروع می‌شود که رحمان کله‌پز، یک‌شب توسط یک ماشین پژو ۴۰۵ لجنی که فقط دو رقم پلاک آن مشخص است، زیر گرفته می‌شود و این تصادف شروعی است برای ورود همه آدم‌هایی که پژو ۴۰۵ سبز لجنی دارند و دست بر قضا هم همگی شخصیت‌های مهم و تأثیرگذاری هستند، به کلانتری ۱۰۰ ملت. در هر قسمت یک مظنون وارد ماجرا می‌شود، داستان شب حادثه‌اش را تعریف می‌کند و معمای قتل رحمان کله‌پز را پیچیده‌تر می‌کند. سرگرد اسد خفته که به خاطر گوش‌های تیزش به شاه گوش معروف است، در کنار دیگر پرسنل کلانتری، سعی می‌کند این معمای پیچیده را حل کند و در این میان به زندگی خودش هم سروسامانی بدهد.
در میان همه کاراکترهای این مجموعه، چه شخصیت‌های ثابت و چه شخصیت‌های مهمان، دو کاراکتر بیش از بقیه جذاب بودند و نظر مخاطبان را جلب کردند؛ خنجری و زهره. دو سرباز مظلوم، که در میان حوادث تمام‌نشدنی کلانتری ۱۰۰ ملت، با سادگی و ویژگی‌های شخصیتی‌شان، گوی رقابت را از بقیه کاراکترها دزدیدند.خنجری (احمد مهران فر)، یک سرباز شمالی، آبدارچی کلانتری است و نقطه‌ضعفش در دام عشق گرفتار شدن است. زهره (هادی کاظمی)، هم با مشکلات جسمی زیادی که دارد در انتظار معافی قریب‌الوقوعش است که البته هیچ‌وقت از راه نمی‌رسد و دوستی این دو و دردسرهایی که به بار می‌آورند قسمت جذاب ماجراهای کلانتری را می‌سازد.
روایت «سال‌های دور از خانه» و «شاهگوش» جایی به هم گره می‌خورد که خنجری، در دام عشق دختری به نام الیزابت می‌افتد و سگ او، لوسی را نجات می‌دهد تا به او برساند اما الیزابت سر قرار حاضر نمی‌شود و خنجری آواره کوچه و خیابان به دنبالش می‌گردد.
خروج ناگهانی خنجری از روایت «شاهگوش» بهترین فرصت برای ترسیم یک دنباله برای این سریال بود، اما تهیه‌کنندگان «شاهگوش»، در یک حرکت زیرکانه، به سراغ یک اسپین‌آف رفتند و ماجراهای خنجری را ۱۵۱۲ روز بعد از ماجراهای «شاهگوش»، و با مرکزیت دو کاراکتر خنجری و زهره در «سال‌های دور از خانه»، به تصویر درآوردند.

این بار، مجید صالحی روی صندلی کارگردانی نشسته و احمد مهران فر، نگارش فیلم‌نامه «سال‌های دور از خانه» را برعهده‌گرفته است. صالحی که از دهه هفتاد با برنامه‌های طنز به‌ویژه «مجید دلبندم»، به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل شد، سابقه چند کارگردانی را هم در کارنامه کاری‌اش دارد، «سه در چهار» و «موج و صخره» که هر دو از مجموعه‌هایی بودند که در میان آشفته‌بازار تلویزیون دل مخاطبان را به دست آوردند. صالحی این روزها علاوه بر «سال‌های دور از خانه» مشغول کارگردانی اولین فیلم سینمایی‌اش، «زیر نظر»، هست تا بعد از سال‌ها همکاری مجددی با رضا عطاران داشته باشد و جالب اینکه قسمت اول «سال‌های دور از خانه» را هم به رضا عطاران تقدیم کرده است.
احمد مهران فر هم که با نقش ارسطو در سریال پایتخت، حسابی شناخته‌شده و چند سالی است که از چهره‌های ثابت کمدی و طنز تلویزیون و سینمای ایران است در کنار صالحی حضور دارد. همکاری این دو می‌تواند بهترین ترکیب پیشنهادی برای این اسپین‌آف باشد؛ هر دو کار کمدی را می‌شناسند، شناخت دقیقی از وضعیت کمدی و شبکه نمایش خانگی دارند و ساختار مجموعه‌های چند قسمتی را می‌دانند و مهم‌تر از همه مهران فر، کاراکتر خنجری را بهتر از هرکسی می‌تواند به تصویر درآورد، چه روی کاغذ و چه جلوی دوربین. با همه این‌ها، چالش اصلی «سال‌های دور از خانه» این است که بتواند کاراکترهایی را که بیننده می‌شناسد و با آن‌ها هم ذات پنداری کرده است را، بی‌نقص، در یک فضا و قصه جدید به ثمر برساند، و بی‌آنکه در دام تکرار بیفتد بتواند همان حس آشنایی را که بیننده با «شاهگوش» داشت را بازآفرینی کند، به عبارت دیگر، مخاطبان «شاهگوش» را راضی نگه دارد و با خود همراه کند.
قسمت اول «سال‌های دور از خانه»، ۱۵۱۲ روز بعد از ماجراهای «شاهگوش»، با مونولوگی از زبان خنجری آغاز می‌شود و بیننده را کم‌کم از فضای «شاهگوش» به فضای جدیدی که قصه قرار است در آن روایت شود وارد می‌کند. خنجری ۱۵۱۲ روز است که در انتظار الیزابت است، واضح است که هیچ‌گاه به کلانتری بازنگشته و حالا یک ولگرد خیابان خواب است. روزها در پارک از توانایی همیشگی‌اش در اصلاح سروصورت استفاده می‌کند و اندک درآمدی کسب می‌کند و شب‌ها، مانند همه ولگردها، به دنبال جایی برای خوابیدن می‌جنگد. برای کاراکتر شوخ‌وشنگ خنجری شاید این سرنوشت تلخی باشد، که هست، اما قسمت اول «سال‌های دور از خانه» با پیگیری قصه خنجری درست از جایی که رهاشده، با ریتمی تند، تعقیب و گریزهایی هیجان‌انگیز و سبکی شبیه کمدی‌های اسلپ استیک، موفق می‌شود، بیننده را با سرنوشت تلخ خنجری همراه کند و از میان همه تلخی‌ها، همچنان شمایل کاراکتر ساده و دوست‌داشتنی صولت خنجری ملقب به شهرام را برای بیننده زنده کند.
درنهایت، ریتم تند قسمت اول، روایت را از به دام حاشیه افتادن حفظ می‌کند وبا یک مقدمه مختصر خیلی زود قصه را در مسیر اصلی‌اش می‌اندازد، مخصوصاً که در همین قسمت، خنجری باز به عادت قدیمی با رؤیاپردازی‌های عاشقانه‌اش، قصه ها و دردسرهای جدیدی برای خود دست و پا می‌کند؛ حالا فقط باید منتظر بازگشت زهره باشیم.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید