” آقای فرهادی فقط شما بلدید ادای دین بکنید؟ چه اصراری به پخش صدای قمرالملوک در فیلم‌تان دارید؟ هیچ‌کس به جز شما بلد نیست ادای دین کند ؟ کیومرث پوراحمد، در فیلم «کفش‌هایم کو؟»به تمام خواننده‌‌های قدیمی ادای دین کرد اما که چی؟ سینما جای این حرف‌ها نیست … “

این ها بخشی از جملاتی است که یک کارگردان خطاب به کارگردان دیگر گفته است و علی رغم اینکه این جملات به وضوح غیر حرفه ای است به تحلیل آن می پردازیم تا مسائل جالب تری روشن شود.
جناب ضیاالدین دری در واکنش به فیلم « فروشنده» اصغری فرهادی گفته‌اند که آیا فقط ایشان بلدند ادای دین بکنند؟ که در جواب باید گفت خیر؛ نه تنها اصغر فرهادی بلکه بسیاری از کارگردانان دنیا این کار را به‌خوبی انجام می دهند و نمونه های درخشانی از این موضوع موجود است، کما اینکه جناب آقای دری در ادامه به کیومرث پوراحمد و ادای دین ایشان در فیلم «کفشهایم کو؟» به تعدادی از خوانندگان قدیمی اشاره کردند که اشاره درستی است اما در ادامه سوال کردند که: کیومرث پوراحمد، در فیلم «کفش‌هایم کو؟»به تمام خواننده‌‌های قدیمی ادای دین کرد اما که چی؟ ” که چی؟!؟!؟
کیومرث پوراحمد به خوانندگان قدیمی ادای دین کرده است و ادای دین، تجلیل و ستایش افراد دلیلی جز ارادت به آنها ندارد و آقای دری سوالی را مطرح می‌کنند که جوابش را در جمله قبل داده‌اند ضمن اینکه خواندن یک ترانه قدیمی در یک فیلم، ادای دین تلقی نمی‌شود مگر اینکه کارگردان تعمدا بخواهد تاکیدی روی این مسئله داشته باشد که اصغر فرهادی با نامگذاری شخصیت اصلی فیلمش (رعنا) اتفاقا روی این موضوع تاکید داشته است.
اما در ادامه آقای دری توضیح می خواهند که فرهادی چه اصراری بر پخش صدای قمرالملوک وزیری دارند و این در حالی است که اساساً تصنیف مورد بحث را بانو ملوک ضرابی خوانده اند نه استاد قمرالملوک وزیری.
جدای از شهرت این تصنیف جالب است که آقای دری با سابقه کارگردانی سریال های تاریخی آن هم در مقطع پهلوی اول و دوم چطور نمی توانند فرق این دو صدا ( قمراللوک و ملوک ضرابی ) و نوع ضبط را تشخیص دهند.
اصغر فرهادی در فیلم «جدایی نادر از سیمین» سکانسی دارد که شخصیت سیمین در حال ترک خانه است و یکبار باز می گردد تا یک سی دی از استاد شجریان را همراه خود ببرد و در یک دیالوگ این مسئله را عنوان می‌کند و در سکانسی دیگر شخصیت نادر در اتومبیل است و صدای استاد شجریان در حال پخش است. مراسم فرش قرمز فیلم «فروشنده» با نوای تصنیف دل شدگان همراه می‌شود و این نشان می‌دهد که فرهادی همواره دغدغه موسیقی سنتی را دارد.
جناب دری در پایان صحبت هایشان اعلام می کنند که سینما جای این حرف ها نیست و باید از ایشان پرسید که سینما جای چه حرف هایی نیست؟ جای ادای دین نیست؟! که اگر اینطور باشد باید بسیاری از فیلم های درخشان ایرانی و خارجی را دور بریزیم! اگر سینما جای ادای دین به گذشتگان نیست، پس چرا در سریالهای شما مدام به اشخاص، جریان‌ها و رویدادها ادای دین می‌شود. چطور است که سینمای جای حرف از قمرالملوک وزیری، ملوک ضرابی و امثال این موزیسین ها نیست اما موسیقی تیتراژ «کیف انگلیسی» برگرفته از موسیقی همان دوره است ؟ در نهایت اگر سینما جای این‌حرفها نیست پس جای چه حرفهایی است؟

آقای دری، اصغر فرهادی را به جان فرزندش قسم می دهد که آیا ایشان در خانه، قمرالملوک وزیری گوش می‌دهند و سوال اینجاست که چرا نباید گوش بدهند؟ جناب آقای دری، اگر اطلاعات شما درباره موسیقی کم است و نمی دانید رعنا را چه کسی خوانده یا از درک زیبایی های موسیقی سنتی عاجز هستید، چرا باید دیگران محکوم شوند.

این، هنر اصغر فرهادی است که با ستایش یک ترانه فراموش شده در فیلمی که جهان آن را خواهد دید نام اثر و صاحب اثر را زنده می‌کند. او متواضعانه از یک تصنیف در اثر فاخر خود استفاده می‌کند تا آن را دوباره بر‌سر زبان ها بیاندازد و این نشان از علاقه عجیب او به هنر سرزمینش است در حالی که امثال آقای دری با واکنش های از سر احساس و بدون اطلاعات کافی، تمامی علایق شخصی یک کارگردان جهانی را زیر سوال می برند.
کمتر کسی وجود دارد که موسیقی سنتی را به شکل یک شنونده حرفه ای دنبال کرده باشد و تصنیف زیبای رعنا را نشنیده باشد. رعنا در مایه بیات ترک ساخته شده و مضمونی عاشقانه دارد. این تصنیف را عبدالله جهان پناه، آهنگساز و نوازنده ویولن ساخته است و بانو ملوک ضرابی آن را خوانده است؛ شعر آن نیز از محمود ثنایی متخلص به شهر آشوب است. که از شاعران و نویسندگان و کاریکاتوریست های قدیمی هستند.
ساختار کلی این تصنیف بسیار ساده است و ملودی روان آن باعث می شود که شنونده بتواند به آسانی آن را زمزمه کند. شاعر در وصف رعنا تعابیر عاشقانه‌ای را به کار می برد و پایان هر بند از شعر، همخوانانِ آواز نام رعنا را به عنوان ترجیع بند می خوانند. متاسفانه هنوز موفق به دیدن «فروشنده» فرهادی نشده ایم اما قطع به یقین شنیدن این تصنیف در فیلم، تصویر جدیدی از آن را ارائه می‌دهد و همین اتفاق، احتمالا سبب بازخوانی این تصنیف توسط خوانندگان مرد خواهد شد تا احتمالا جناب دری هم بتوانند آن را بشنوند و از آن لذت ببرند.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید