جوکر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تبهکارانی است که در سینما به تصویر کشیده شده، اما ریشه وجودی این سربه‌هوای مخرب چیست؟ از ابتدای خلق شدن بتمن همواره جوکر نیز حضورداشته است. آغاز کار زمانی است که در سال 1940 اولین کمیک بوک بتمن به بازار راه یافت و همچنان پس از گذشت 75 سال، در تعداد بی‌شماری کمیک بوک، ویدیو گیم، انیمیشن و فیلم سینمایی (آخرین فیلم جوخه خودکشی 2016) به حیات خود ادامه داده است که البته این پایداری چشمگیر به خاطر تلاش عده‌ی زیادی کارگردان، نویسنده، انیماتور و بازیگر است که در این راه به خلق جوکر، پشت این گریم شرارت که همیشه به دنبال بر هم زدن تعادل است، کمک کرده‌اند.

ظاهر جوکر تحت تأثیر نسخه سینمایی اقتباس‌شده از کتاب مردی که می‌خندد ویکتور هوگو، سینمای اکسپرسیونیست آلمان به کارگردانی پاول لنی در سال 1928 است اما ورژنی که بیشترین تأثیر را بر روی فرهنگ‌عامه داشته، طراحی‌های الن مور در سال 1986 در کتاب د کیلینگ جوک به وجود آمد. جوکر، یک کمدین سیاه‌بخت که در یک روز هم کار خود را از دست می‌دهد و هم متوجه می‌شود همسر باردارش مرده است، به یک اوباش بدل شده و بعد از پرش به داخل خمره شیمیایی سبزرنگ به جوکر تبدیل می‌شود.
اما ابداع و خلق نوع نگاهی تازه، زمانی است که برتون دست به ساخت فیلم بتمن در سال 1998، با بازی جک نیکلسون در نقش جوکر زد. جوکر والدین بروس وین را به قتل می‌رساند و این آسیب روانی منجر به تولد بتمن می‌شود؛ سال‌ها بعد زمانی که کاراکتر جک نیکلسون توسط بتمن به خمره شیمیایی پرت می‌شود، جوکر متولد می‌شود. در دنیای برتون، بتمن و جوکر مسئول موجودیت یکدیگرند و هر یک به دیگری هستی بخشیده است.

Joker2 جوکر به‌عنوان یک نیهیلیست به این باور رسیده است که هر فرد تنها یک روز شوم با آنچه او تبدیل‌شده تفاوت دارد و فارغ از هر نوع نتیجه‌گیری آنچه بدیهی است، برای جوکر بدون هیچ تفاوتی بین خوب یا بد، همه‌چیز به همان اندازه که بیهوده است به همان اندازه سرگرم‌کننده است.
ارتباط بین شر و شوخ‌طبعی به‌تفصیل بررسی‌شده، به‌ویژه آرتور شپنهاور در کتاب جهان همچون اراده و تصویر جایی که فیلسوف بیان می‌کند: خنده در هر فرد یک درک ناگهانی است از عدم تجانس بین مفهوم و واقعیت هر چیز، جوکر به‌عنوان فردی که دچار تغییرات ناگهانی شوم سرنوشت شده، شوخ‌طبعی را تنها راه برای درک زندگی به‌عنوان بخشی از رؤیای کیهانی می‌داند که باعث خوشنودی جوکر و درنهایت پوچی می‌شود. این دلیل خونسرد بودن جوکر و برعکس دیگر تبهکاران که به دنبال مبارزه با مخالفین خود هستند، جوکر به دنبال نابودی آن‌هاست.
در سال 1940 یک سال قبل از ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم، جوکر بازتابی از حس دیوانگی و پوچی است که جهان غرب را مبتلا کرده که شاهد دو ویرانی غیرقابل‌تصور در عرض بیست سال بوده‌اند. بروس وین و جوکر هردو قربانی بحران‌های مخرب وجودی‌اند و نوع برخورد آن‌ها با این مسئله به آن‌ها شکل داده است. بااین‌حال در سال 1960 در گونه‌ای از جوکر به وجود آمد که آن‌چنان فلسفه‌ای پشتش نداشت و بیشتر پولکی بود (گریم جوکر دریکی از قسمت‌های سریال، دستمایه‌ای شد در اختیار نولان (شوالیه تاریکی) برای ماسک‌های اولین سکانس)

DdS7d9Iتمامی جوکر ها تجلی کاملی نداشتند تا زمانی که هیث لجر در فیلم شوالیه تاریکی به بازی پرداخت. جوکر به بهترین شکل تصویر شده بود، عجیب غیرقابل‌پیش‌بینی دیوانه، برهم زن تعادل و آغازکننده هرج‌ومرج، عاری از منطق علی و معلولی.
حالا باید دید جرد لتو در فیلم جوخه اعدام (که حتی از مجموع بازیگران و تریلر فیلم می‌توان حدس زد که فیلم تا چه اندازه ضعیف است) چگونه در این نقش، که به نظر به همان سنت جوکر پایبند مانده است بازی می‌کند، آیا جوکر همچنان در خیابان قدم زده و دیگران را قانع می‌کند که آن‌ها مثل خودش‌اند؟ به همان روشی که مرد خندان در کارهای الن مور بیان می‌کند:

 

نویسنده: آرين دانش نژاد

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید