خلاصه: کلنسی پادکستر پس از مشکلاتی که در شبیه‌ساز جهان‌های موازی‌اش پیش آمد، مجبور است خانه‌ی خود را ترک کند تا با موجوداتی که در دنیاهای دیگر زندگی می‌کنند مصاحبه کند. این سریال انیمیشنی ساخته‌ی پندلتن وارد و دانکن تراسل است.
معجزه‌ی کوچک «زمان ماجراجویی» Adventure Time در فصل اول خود حاصل جسارت خالق آن پندلتون وارد در ترکیب چیزهایی است که به نظر نمی‌رسد با یکدیگر هم‌خوانی داشته باشند. این سریال در عین خنگ و احمقانه بودن، به همان میزان خوش‌ساخت و باکیفیت است، و این تعادل را به شکلی بی‌نظیر در طول داستان حفظ می‌کند. The Midnight Gospel همین روند را با شدت بالاتری تکرار می‌کند، و با درهم شکستن تصور این‌که این یک “سریال کودکانه” است، به بررسی ایده‌های بزرگی می‌پردازد. این سریال به بهترین شکل ممکن شما را انگشت به دهان خواهد گذاشت.

همچنین بخوانید:
سریال وقت ماجراجویی Adventure Time: خیال‌گونه و زیرکانه

The Midnight Gospel

ز یک نظر، The Midnight Gospel شروع به مراتب ساده‌تری نسبت به «زمان ماجراجویی» دارد: وارد و دانکن تراسل در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا مکالمات عمیق و بعضا پر شور پادکست “ساعت خانوادگی دانکن تراسل” را در قالب انیمیشن به تصویر بکشند، که او در آن با طیف گسترده‌ای از شخصیت‌ها در مورد فلسفه‌های زندگی و تمرینات مدیتیشن هر کدامشان صحبت می‌کند. این دو نفر شخصیت صورتی‌رنگ پر سر و صدای خیالی طراحی کرده‌اند که تراسل صداپیشگی آن‌را بر عهده دارد. نام او کلنسی است و یک شبیه‌ساز کیهان بدون مجوز دارد. ، نوعی دستگاه بسیار پیشرفته که به او اجازه‌ی سفر به دنیاهای خیالی و تعامل با گونه‌های متنوعی از حیات هوشمند را می‌دهد. اگر تمام این‌ها برای شما گیج‌کننده به نظر می‌آید، صبر کنید و اجازه دهید The Midnight Gospel رفته رفته آن‌ها را برای شما واکاوی کرده و هدف خود را برایتان روشن کند.
چند پهپاد کلنسی را در هر سفر همراهی می‌کنند و به او اجازه‌ی آپلود کردن ویدیوهایش را در “اسپیس‌کست” خود می‌دهند.

آموزه های شب

پادکست تراسل ریتم یک مکالمه‌ی معمولی طبیعی را دارد، در حالی‌که سفرهای کلنسی بر خلاف آن به ملاقات با سوژه‌هایی می‌شود که زیر بمباران سوال‌های او مدفون می‌شوند. این مکالمه‌ها کیفیتی مجذوب‌کننده دارند که توجه مخاطب را متمرکز بر خود نگه می‌دارند، حتی اگر به مضمون آن‌ها که معمولا سلامت و تعادل جسم و ذهن است اهمیت ندهید.
با این وجود، طراحی سریال نشان می‌دهد که تلاش شده است گامی در جهت شفافیت بیشتر برداشته شود که پروسه‌ی مدیتیشن را تعیین می‌کند: هر قسمت به بررسی ایده‌هایی پیچیده و ظریف می‌پردازند، در حالی‌که آن‌ها را در قالبی مناسب در یک سریال کارتونی جای می‌دهند. بنابراین The Midnight Gospel شما را مجبور می‌کند فرای اجزای رنگارنگ و پر تحرک آن نگاه کنید و ایده‌هایی که در هسته‌ی داستانی آن مطرح می‌شود را درک کنید. نتیجه‌ی آن یک داستان ماجراجویانه‌ی علمی-تخیلی است که هم برای چشم و هم برای ذهن ضیافت مبسوطی مهیا کرده است.

اثری از پندلتن وارد و دانکن تراسل

با گذشت زمان، این سریال به بزرگ‌ترین ایده‌ی خود — روح مرگ — می‌پردازد و معنای واقعی را در تقابل و رویارویی با آن جستجو می‌کند. حتی خود فرشته‌ی مرگ هم در اواخر این فصل حضور پیدا می‌کند، که صداپیشگی آن‌را کیتلین داوتی انجام داده است. این مصاحبه‌ها کیفیتی انرژی‌بخش و غنی دارند و هر چه بیشتر پرورانده می‌شوند، مقدمات پایانی باشکوه‌تر را فراهم می‌کنند که اشتیاق و انتظار مخاطبان برای قسمت‌های بعدی را برافروخته‌تر می‌کند. البته هشت قسمت فصل اول The Midnight Gospel یک داستان کامل مستقل است، با وجودی که داستان کلنسی تازه شروع شده و همچنین پایان نفس‌گیری که به نظر می‌آید نکته‌ی اخلاقی آن اهمیت زندگی در لحظه‌ی حال است، فارغ از آن‌که در آینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد.
این مطلب برگرفته از نوشته‌ی اریک کوهن در وب‌سایت ایندی‌وایر است.

حال به بررسی نظر سایر منتقدین می‌پردازیم:

جوئل کلر Joel Keller | دیسایدر Decider

The Midnight Gospel

این سریال ممکن است باب میل همه نباشد، اما The Midnight Gospel به شکل شگفت‌انگیزی عجیب است، و اگر به آن‌چه که شخصیت‌های آن درباره‌اش صحبت می‌کنند خوب گوش دهید، ممکن است پس از تماشای آن بینش تازه‌تر و عمیق‌تری نسبت به وضعیت و جایگاه انسان در دنیا به دست آورده باشید.

استوارت جفریس Stuart Jeffries | گاردین The Guardian

The Midnight Gospel کمی احساس‌برانگیز است اما مطمئن هستم مخاطبان زیادی با تماشای آن اشک در چشم‌هایشان حلقه خواهد زد. در طول هشت قسمت فوق‌العاده جذاب و درگیرکننده، قهرمان داستان ما به جنگ زامبی‌ها می‌رود و پا در راه جستجوی حقایق فلسفی در فضا می‌گذارد.

برایان تالریکو Brian Tallerico | وب‌سایت راجر ابرت RogerEbert.com

این سریال گاهی می‌تواند از تجربیات و شهود انسان بسیار فراتر برود. وارد چنان انرژی و خلاقیتی در آن به خرج داده که جزئیات تک تک فریم‌ها مسحورکننده شده‌اند، و تراسل پادکستر فوق‌العاده‌ای است که با موضوع مورد صحبت خود عمیقا ارتباط برقرار می‌کند. البته The Midnight Gospel گاهی ممکن است خسته‌کننده باشد. پیشنهاد نمی‌کنم تمام هشت قسمت آن‌را یک‌جا تماشا کنید، چون خیل عظیم ایده‌های نو و جلوه‌های دیداری پر زرق و برق ممکن است بیش از حد تحمل باشد.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید