«هفت دلاور» (The Magnificent Seven) یک فیلم آمریکایی در سبک وسترن و اکشن به کارگردانی آنتوان فوکوآ (Antoine Fuqua) و نویسندگی نیک پیزولاتو (Nic Pizzolatto) و ریچارد ونک (Richard Wenk) است که به عنوان نسخه دوباره تولیدشده‌ی فیلمی با همین نام، به کارگرانی جان استراگز (John Sturges) محصول سال ۱۹۶۰ است که خود آن نیز نسخه‌ای از فیلم ژاپنی «هفت سامورایی» ساخته‌ی آکیرا کاراسووا (Akira Kurosawa) در سال ۱۹۵۴ به حساب می‌آید. در این فیلم بازیگرانی همچون دنزل واشینگتن (Denzel Washington)، کریس پرت (Chris Pratt)، هیلی بنت (Haley Bennett)، وینسنت دن آفریو(Vincent D’Onofrio)، ایتن هاک (Ethan Hawke) و پیتر سارسگارد (Peter Sarsgaard) ایفای نقش می‌کنند.

نگاه منتقدین به این فیلم نگاهی متوسط بوده است. اغلب این فیلم را سرگرم‌کننده ولی خالی از مفهوم و تکنیکی عمیق دانسته‌اند؛ وجود هنرپیشه‌های خوب فیلم یکی از نکات مثبت فیلم تلقی شده است.
در زیر نگاهی داریم به چکیده‌ای از نظرات منتقدان این فیلم:

[animate animation=”rotateInUpRight” duration=”2″ delay=”1″][/animate]
منتقد راجر ایبرت (rogerebert)، برایان تالریکو (Brian Tallerico) در نقد فیلم می‌گوید؛ پیتر سارسگارد در نقش تبه‌کار داستان – بوگ (Bogue)- خیلی خوب ظاهرشده، او و فوکوآ این کاراکتر داستان را بسیار خوب شناخته‌اند و یکی از کم‌کاری‌های فیلم شاید نشان ندادن کافی این کاراکتر با بازی سارسگارد است. در قسمت اول فیلم، بوگ با سیبیلی نازک و قیافه‌ای شرور با حضور در کلیسای روستای رُز کریک (روستایی با معدن طلا) با ایجاد رعب و وحشت تلاش به گرفتن زمین‌های کشاورزان می‌کند و پس از کوچک‌ترین اعتراض نوچه‌ها و مزدورانش چند نفر از اهالی روستا را می‌کشند و با تعیین وقتی ۳ هفته‌ای برای تخلیه و فروش زمین‌ها روستا را ترک می‌کند.
هنا کولن (هیلی بنت) که همسرش را کشته‌اند و بیوه شده و همراهش تدی برای کمک و رهایی از این ماجرا به سم چیزُلم (دنزل واشنگتن)‌ روی می‌آورند و با پرداخت تمام دارایی خود، اولین دلاور را استخدام می‌کنند. کسی که در ادامه فَرَدِی (کریس پرت)، گود نایت (ایتان هاک)، بیلی (بیانگ هان لی)، واسکیس (مانوئل گارسیا رافولو)، جک هورن (وینسنت دونوفریو) و رد هاروست (مارتین سنسمییر) را به کار می‌گیرد تا ۷ دلاور داستان را برای انتقام کشاورزان از بوگ دورهم جمع کند. کوین جگرنات (Kevin Jagernauth) منتقد پلی لیست در کل نقدی منفی به فیلم دارد و آن را فیلمی ضعیف می‌داند ولی در نقد خود عنوان کرده که دلایل مکفی و کوتاهی برای گردهمایی این ۷ فرد بی‌ربط و غیرمعقول -در دوران پس از جنگ داخلی- به بینندگان داده می‌شود تا حضور این افراد از نژاد و رنگ‌های مختلف را در برهه زمانی نمایش داده‌شده، قابل‌قبول کنند.
[animate animation=”rotateInUpRight” duration=”2″ delay=”1″][/animate]
اکثر منتقدین معتقدند که فیلم «هفت دلاور» (The Magnificent Seven)  در واقع فیلم دنزل واشنگتن است.
الن شرتزول (ALAN SCHERSTUHL) منتقد ویلج ویس (village voice) معتقد است که این فیلم همانند «Django Unchained» یک وسترن تمام‌عیار هالیوودی است که برخلاف آخرین همکاری واشنگتن و فوکوآ در ایکولایزر «The Equalizer» که دنزل در آن نقشی منفی داشت، این بار در نقش نجات‌دهنده ظاهرشده است. انقدر در این نقش خوب ظاهرشده است که فکر می‌کنید شاید باید ۸ سال رئیس‌جمهوری یک سیاه‌پوست در آمریکا اتفاق می‌افتاد تا نقش اول یک فیلم وسترن به دنزل واشنگتن داده شود.
هفت دلاور به شهر وارد می‌شوند و در ورود با مزدوران بوگ روبرو می‌شوند، پس از کشتن آن‌ها و فرستادن کلانتر برای باخبر کردن بوگ از تصرف شهر توسط آن‌هاست که کارگردان اجازه صحبت و طنز مختصری را به شخصیت‌های داستان می‌دهد. اینجاست که بینندگان باشخصیت‌ها آشنا می‌شوند، کمی از داستان زندگی‌شان می‌فهمند و با آن‌ها همراه می‌شوند.
نقد دیگر این منتقد بر فیلم، وجود صحنه‌های طولانی و اضافه از درگیری و کشت و کشتار است. در درگیری آخر و پایان داستان به نظر می‌رسد که همه‌کسانی که در درگیری حضورداشته‌اند کشته می‌شوند و حضور اسلحه (مسلسل) مکانیکی و کلیشه‌ای در آخر در واقع تنها برای نمایش توانایی استفاده و مهارت کارگردان در به تصویر کشیدن این پدیده است.
[animate animation=”rotateInUpRight” duration=”2″ delay=”1″][/animate]
باری هرتز (BARRY HERTZ) منتقد گلوب اند میل (the globe and mail) فکر می‌کند که فیلم سریع از حافظه‌تان پاک خواهد شد و آن را فراموش خواهید کرد.
استفاده از جملات و خاصه‌های فیلم ۱۹۶۰ را هم می‌توان در فیلم مشاهده کرد، برای مثال؛ تک جمله‌ی “تا حالا که خوب بوده” از استیو مک کوئین (Steve McQueen) که در این فیلم توسط شخصت فَرَدِی چندین بار استفاده می‌شود و یا شخصیت خل‌وچل داستان ۱۹۶۰ که در این فیلم در نقش هورن ظاهر می‌شود و یا رفیق نیمه‌راهی (گود نایت) که باز به گروه بازمی‌گردد تا همراه آن‌ها کشته شود.
[animate animation=”rotateInUpRight” duration=”2″ delay=”1″][/animate]
منتقد ایندی وایر معتقد است که خط داستان فیلم تغییر چندانی نداشته و داستان در سال ۱۸۷۹ و در روستای رز کریک اتفاق می‌افتد و تبه‌کار داستان مردی در سودای سرمایه‌داری است که در تلاش برای اجیر کردن مردم و به چنگ آوردن زمین‌ها و درنتیجه معادن طلای اطرافشان است.
این منتقد نگاه بهتری به فیلم داشته است و فیلم را فیلمی جالب و سرگرم‌کننده می‌داند به نظر او فوکوآ برخلاف باقی فیلم‌های وسترن همه‌چیز را واقعی جلوه داده است، آسمان فیلم آبی است (نه مثل باقی فیلم‌های وسترن خاکستری)، صحنه‌های تیراندازی تا حدودی واقعی و محتمل جلوه می‌کنند و ساخت فیلم حتی برخلاف عادت فوکوآ به از این شاخه به آن شاخه پریدن بسیار منسجم است. به نظر او فیلم می‌توانست کپی بی‌ارزشی از نسخه‌ی اصلی باشد، ولی این‌چنین نشده است.
[animate animation=”rotateInUpRight” duration=”2″ delay=”2″][/animate]
منتقد رولینگ استون، پیتر ترورس هم معتقد است که فیلم اعتبار لازم را از منتقدان دریافت نکرده است، به نظر او نقد منفی پس از اکران فیلم در جشنواره‌ی فیلم تورنتو همانند نقد منفی نسخه ۱۹۶۰ است که در آن فیلم و بازیگران به باد انتقاد گرفته شدند و در مقایسه با فیلم ۱۹۵۴ آکیرا کروسوا (هفت سامورایی «Seven Samurai»)، از آن به عنوان فیلمی ضعیف یاد شد.
همکاری دوباره واشنگتن و فوکوأیی که در فیلم روز تعلیم «Training Day» او را به اسکار رساند، به نظر این منتقد، بسیار خوشایند است و در کل این فیلم، خوب و سرگرم‌کننده‌ از آب درآمده است.
این منتقد نقدی مثبت بر بازی کریس پرت و ایتان هاک داشته و آن دو را در تصویر نقش‌هایشان بسیار موفق خوانده است.
اگر فیلم‌های وسترن را دوست دارید این نسخه مدرن شده از فیلمی وسترن و کلاسیک، با نمایش خاصه‌های آمریکایی در به دست آوردن حق‌وحقوق شهروندی هرچند با توصل به زور، ۱۳۳ دقیقه‌ی سرگرم‌کننده را برایتان رقم خواهد زد. به یاد داشته باشید که این فیلم امتیاز PG-13 گرفته و به دلیل صحنه‌های خشن و بددهنی برای افراد زیر ۱۳ سال مناسب نیست.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید