اگر خیال می‌کردید هایائو میازاکی Hayao Miyazaki، کارگردان افسانه‌ای انیمه‌های فوق‌العاد‌ه‌ای مثل «همسایه من توتورو» My Neighbor Totoro و «شهر اشباح» Spirited Away و «سرویس تحویل کیکی» Kiki’s Delivery Service، پدربزرگی مهربان با چشمانی پر از شگفتی است، پس از دیدن این مستند نظرتان کمی تغییر خواهد کرد. در مستند «پادشاهی رؤیاها و جنون» The Kingdom of Dreams and Madness، ساخته مامی سونادا Mami Sunada، میازاکی، نابغه‌ای سخت‌کوش و مؤدب و گاهی مردی منفی نگر و بی‌امید را می‌بینیم. می‌توان تأثیر این روحیه او را بر بعضی از ساخته‌هایش نیز دید. میازاکی در صحنه‌ای در این مستند می‌گوید: “هیچ‌وقت در زندگی‌ام احساس خوشبختی نکرده‌ام. مگر می‌شود فیلم‌سازی هدف نهایی ما باشد؟ ساختن فیلم فقط ناراحتی ما را بیشتر می‌کند.”
«پادشاهی رؤیاها و جنون»
میازاکی را در هنگام خلق انیمه «باد برمی‌خیزد» The Wind Rises که بعدتر آخرین کار او معرفی شد، دنبال می‌کند. در این مستند همکار و رقیب او، ایسائو تاکاهاتا Isao Takahata نیز حضور دارد و در صحنه‌ای اعلام می‌کند که تصمیم دارد جدیدترین اثر خود «داستان پرنسس کاگویا» Tale of the Princess Kaguya را در همان روز انتشار ساخته میازاکی اکران کند. تاکاهاتا پس از قبول کردن میازاکی به‌عنوان شاگردش، به همراهی او استودیو جیبلی Studio Ghibli را تأسیس می‌کند و با هم به ساخت انیمه مشغول می‌شوند؛ اما بعدتر میازاکی تصمیم می‌گیرد که به‌تنهایی آثار خود را کارگردانی کند و درنهایت از استاد خود موفق‌تر می‌شود.
میازاکی با این‌که هفتادسال دارد، اما هرروز از ساعت ۱۱ صبح تا ۹ شب در استودیو مشغول کار است. او یکشنبه‌هایش را نیز به تمیز کردن رودخانه‌ محلی می‌گذراند؛ اما این‌طور که به نظر می‌رسد خیلی از زندگی راضی نیست “من مرد قرن بیستم و دلم نمی‌خواهد با مشکلات قرن بیست‌ویک مواجه شوم”. میازاکی اکثر مواقع افکارش را به زبان می‌آورد و با خود زمزمه می‌کند و نارضایتی خود را از اوضاع اطرافش اعلام می‌کند. فاجعه فوکوشیما نیز تأثیر بزرگی بر نوع تفکرش گذاشته است.
برخلاف شهرت زیاد او به‌عنوان بزرگ‌ترین انیماتور زنده جهان، میازاکی علاقه زیادی به آثارش نشان نمی‌دهد “چطور می‌توان فهمید فیلمی ارزش دیدن دارد؟” و یا در جایی می‌گوید “این فیلم چطور به اینجا رسید؟ می‌خواهم در آخر با این فیلم به چه برسم؟” وقتی در مورد آینده استودیو جیبلی که سال‌هاست صحبت‌های زیادی در مورد آن می‌شود، از او پرسیده می‌شود، پاسخ او صریح است “آینده روشن است: کار این استودیو به پایان می‌رسد. از الآن می‌توانم آینده را ببینم، چرا باید نگران آن باشم؟ اتفاقی است که می‌افتد.”
تاکاهاتا حضور کمرنگی در این مستند دارد تا این‌که در اواخر فیلم در صحنه‌ای او را می‌بینیم.
میازاکی شروع به گلایه کردن از همکارش می‌کند و او را برای رها کردن استودیو در وضعیتی آشفته سرزنش می‌کند. هنگامی‌که خبر اکران فیلم «پرنسس کاگویا» منتشر شد، تهیه‌کننده، توشیو سوزوکی Toshio Suzuki به خبرنگاران می‌گوید “تاکاهاتا هیچ‌وقت فیلمی را سر وقت و یا با رعایت بودجه تمام نمی‌کند. من مطمئنم که این بار هم به تاریخ اعلام شده برای اکران فیلمش نمی‌رسد.” سونادا در «پادشاهی رؤیاها و جنون» در رابطه این دو کارگردان کنکاش می‌کند و روایتی جذاب را نمایش می‌دهد.
با این وجود، این مستند تصویر دقیقی ازآنچه در استودیوی جیبلی می‌گذرد ارائه نمی‌دهد. کارمندان استودیو از سختی کار زیر دست میازاکی صحبت می‌کنند، اما صحنه‌هایی که او را در حال کار و انتخاب صداها و صحبت با هنرمندان در مورد کارهایشان می‌بینیم، تنها نشان‌دهنده کارگردانی با استعداد و دقیق است. آثار میازاکی و تاکاهاتا، بیشتر از هر انیمه دیگری من را تحت تأثیر قرار می‌دهند و دیدن مراحل سخت و طولانی خلق چنین آثاری واقعاً برایم جذاب بود.
با این حال، «پادشاهی رؤیاها و جنون» برای کسانی که با آثار استودیوی جیبلی آشنایی ندارند، جذابیتی نخواهد داشت. مدت زمان ۲ ساعته فیلم، موضوع آن و اشاراتی که به آثار این استودیو دارد، نیازمند آشنایی قبلی با آن و حتی آشنایی کمی با فرهنگ ژاپن است.
سونادا در تصمیمی شجاعانه، به‌جز چند صحنه در اواخر فیلم، تصویری از انیمه‌های میازاکی را در این مستند نشان نمی‌دهد. صحنه‌ای که میازاکی خبر بازنشستگی خود را اعلام می‌کند، لحظه‌ای احساسی و نفس‌گیر است. تماشای «پادشاه رؤیاها و جنون» برای همه طرفداران استودیو جیبلی لازم است و مسلماً از تماشای آن لذت خواهند برد.
این مطلب از نوشته سم بایفورد Sam Byford در سایت The Verge گرفته شده است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید