کتاب جنگل مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه نوشته رودیارد کیپلینگ نویسنده انگلیسی است. این مجموعه پیش از آن‌که به‌صورت کتاب دربیاید در مجله‌ها چاپ می‌شد و دارای تصویرسازی‌های بود که برخی از آن‌ها را پدر نویسنده جان لاک وود کیپلینگ انجام داده بود.
رودیارد کیپلینگ در هند به دنیا آمد و تا شش‌سالگی در آنجا بزرگ شد. پس از 10 سال زندگی در انگلستان دوباره به هند برگشت و برای حدود شش سال در آنجا به روزنامه‌نگاری پرداخت. کیپلینگ داستان‌های کتاب جنگل را زمانی به رشته تحریر درآورد که در آمریکا زندگی می‌کرد، در خانه‌ای که خودش ساخته بود “نا او لا کا”. کیپلینگ داستان‌های کتاب جنگل را برای دخترش جوزفین نوشته بود که در سن شش‌سالگی در اثر ذات‌الریه می‌میرد.
داستان‌های کتاب افسانه‌های هستند که در آن‌ها حیوانات با شیوه و رفتاری انسان گونه درس‌های اخلاقی می‌دهند. به‌عنوان‌مثال در داستان “اشعار قانون جنگل” قوانین امنیت فردی، خانواده و جوامع را بیان می‌کند. کیپلینگ در این داستان‌ها و اشعار هر چیزی که درباره جنگل‌های هند می‌دانست یا شنیده بود یا درباره‌اش رؤیاپردازی کرده بود را گنجانده است.


بهترین آن‌ها سه داستان است با محوریت ماجراهای از “موگلی “، یک “توله انسان ” رهاشده که توسط گرگ‌ها در جنگلی در هند بزرگ‌شده. از چهار داستان دیگر در مجموعه احتمالاً داستان “ریکی- تیکی- تاوی ” مشهورترین آن‌هاست، داستان یک خندگ بی‌باک (نوعی حیوان شبیه سمور). مثل بیشتر آثار کیپلینگ این داستان‌ها نیز با تعدادی شعر همراه‌اند. در سال 1895 کیپلینگ کتاب دیگری در ارتباط با این مجموعه نوشت به نام کتاب جنگل دوم، این کتاب شامل پنج داستان درباره “موگلی ” و سه داستان متفرقه است.
بر اساس این مجموعه داستان مشهور و جادوئی، داستان، کمیک بوک، انیمیشن، فیلم و نمایش‌های زیادی ساخته‌شده است. اولین فیلم اقتباس‌شده از روی این مجموعه در سال 1937 ساخته شد فیلمی بانام «اِلِفِنت بوی» که از روی داستان کوتاهی از همین مجموعه به نام “تومایی آف اِلِفِنت” که داستان آن درباره یک مربی جوان فیل‌هاست؛ اما اولین فیلمی که به داستان “موگلی” می‌پردازد و عنوان «کتاب جنگل» را یدک می‌کشد در سال 1942 ساخته شد.

3334816647f1ebbe1a54c2f4427df548در سال 1967 کمپانی “والت دیزنی انیمیشن استودیو” نوزدهمین فیلم انیمیشنی بلند خود را به اقتباسی از این اثر اختصاص داد، یک کمدی موزیکال کلاسیک. این آخرین فیلمی بود که توسط خود آقای والت دیزنی تهیه شد، او در حین تهیه‌کنندگی همین فیلم درگذشت.
داستان این انیمیشن شخصیت “موگلی” را دنبال می‌کند، یک کودک وحشی که در جنگل‌های هندوستان توسط گرگ‌ها بزرگ‌شده، دوستان او “باگیرا” پلنگ سیاه و “بالو” خرس دوست‌داشتنی، تلاش می‌کنند او را متقاعد کنند تا جنگل را ترک کرده و به دهکده انسان‌ها برود، قبل از این‌که توسط “شیر خان” ببر شیطانی خورده شود. ورژن اولیه فیلم‌نامه و آهنگ‌های انیمیشن، بیشتر به داستان اصلی کیپلینگ وفادار بود، اما به خاطر تُن دراماتیک، تاریک و شیطانی آن (چیزی‌های که دیزنی نمی‌خواست در فیلم‌های خانوادگی‌اش دیده شوند) باعث شد که نویسنده آن بیل پیت و آهنگسازش تری گیلکیسون جایگزین شوند. داستان تغیر کرد تِم آن ملایم‌تر شادتر و کودکانه‌تر شد.
«کتاب جنگل» در هجدهم اکتبر 1967 بر روی پرده‌های سینما رفت. موسیقی متن تحسین‌شده آن شامل پنج آهنگ از برادران شرمن بود و یک آهنگ از تری گیلکیسون، آهنگ ” ضروریاتِ عریان”. این فیلم بیش از 23.8 میلیون دلار در سراسر دنیا در اولین پخش خودفروش کرد و در انتشار دوم هم چیزی در همین حدود فروخت. این انیمیشن نقدهای مثبتی در زمان اکران خود دریافت کرد، بدون شک این نقدها تحت تأثیر واکنش‌های نوستالژیک به مرگ والت دیزنی بود. در سال 1994 دیزنی یک بازسازی به‌صورت لایو- اکشن و یک دنباله نمایشی نیز از آن ساخت.
به‌غیراز ساخته دیزنی فیلم‌ها و انیمیشن‌های دیگری نیز از کتاب جنگل ساخته‌شده، ازجمله می‌توان به انیمیشن روسی به نام «موگلی» ساخته 1967 اشاره کرد و سریال انیمه ای ژاپنی به نام «کتاب جنگل شونِن موگلی» که در سال 1989 پخش تلویزیونی آن شروع شد. این اقتباس ترکیبی مصالحه آمیز از داستان‌های اصلی کتاب و ورژن والت دیزنی بود.اکنون پس از گذشت 49 سال از ساخت انیمیشن «کتاب جنگل»، دیزنی فیلم اقتباسی دیگری از داستان نامیِ کیپلینگ ساخته است. این جدیدترین اقتباس، بی‌شک و بی‌هیچ اغراقی بهترین اقتباسی است که تاکنون از این داستان ساخته‌شده. با توجه به تعداد بالای بازسازی‌ها و دنباله‌های که امسال اکران شدند وعدم توفیق اکثرشان در جلب نظر منتقدین یا مخاطبان (هر دو باهم)، این موفقیت بی‌نظیر برای «کتاب جنگل» بشدت قابل‌توجه و خوشحال‌کننده است. این فیلم هیچ نقد منفی از منتقدان دریافت نکرده و همه به تحسین این شاهکار پرداخته‌اند. به همچنین بازخورد مخاطبان هم کاملاً مثبت بوده و فیلم در گیشه به فروش بالای دست‌یافته و تبدیل به یک موفقیت مالی بزرگ‌شده.

jungle-book-disneyscreencaps-com-2998

«کتاب جنگل» موفق به کسب تحسین جهانی شد، این تحسین‌ها مربوط به جلوه‌های بصری فیلم، موسیقی متن جان دِبنی، اجرای بی‌نظیر صداپیشگان، کارگردانی جان فاوریو و وفاداری فیلم هم به انیمیشن و هم به اثر اورجینال کیپلینگ می‌شود (به این معنا که فیلم از هر لحاظ قابل‌تحسین است). در سایت تخصصی جمع‌آوری نظراتِ “روتن تومِیتو”، بر اساس 257 ری وی یو، فیلم امتیاز شایسته 95 درصدی دریافت کرده، با میانگین امتیاز 7.7 از 10. در این سایت آمده: ” به همان اندازه که تماشای آن دوست‌داشتنی است به همان اندازه هم جذب‌کننده و گیراست، کتاب جنگل از آن بازسازی‌های نادری است که درواقع بر پیشینیان خود برتری دارد و این در حالی است که یک استاندارد جدید برای سی.جی.آی پایه‌گذاری کرده” در سایت “مِتاکرِدیت” بر اساس 49 نقد، فیلم امتیاز 77 از 100 را دریافت کرده. مخاطبان در نظرسنجی “سینما اسکور” به‌طور متوسط امتیاز “اِی” از “اِی پلاس” تا “اِف” را به فیلم داده‌اند.

the-jungle-book-2016-jon-favreau-movie-review

چیزی که بیش از همه در این نسخه جدید نظرها را جلب کرده و باعث تحسین همگان شده جلوه‌های ویژه کامپیوتری فیلم است. شخصیت‌های حیوانی به‌طور کامل توسط برنامه‌های کامپیوتری ساخته‌شده‌اند، با استفاده فیلم‌های از حرکات حیوانات واقعی، بازیگران حرکاتشان را ثبت و اجرا کرده‌اند تا به‌عنوان مرجع ضبط شود. کمپانی “مووینگ پیکچر” و “وِتا دیجیتال” جلوه‌های ویژه بصری فیلم را ساخته‌اند. نزدیک به هزار عکس از جنگل‌های هند گرفته شد و به‌عنوان منبع در مراحل پیش‌تولید استفاده شد.
منتقد “تلگراف” رابی کالین در تحسین جلوه‌های ویژه بصری فیلم گفته: ” اما ستاره واقعی فیلم اقتباسی جدید دیزنی از کتاب جنگل، ببر سخنگوی کامپیوتری آن است. “شیرخان” که توسط ادریس آلبا صداگذاری شده، یک مخلوق کاملاً کامپیوتری است؛ اما او چنان خارق‌العاده در جزئیات کامل مو تکمیل‌شده و با چنان فیزیک و وزن قانع‌کننده‌ای حرکت می‌کند که به نظر واقعی می‌رسد.” او در ادامه می‌گوید: ” زمانی که شروع به صحبت می‌کند جادویش ما را تصرف می‌کند، به حدی که شما ممکن است پیش خود تصور کنید شاید چند سال پیش کارگردان جان فاوریو یک ببر واقعی را با یک مربی دیالوگ نشانده و این کار به شکل شگفت‌آوری خوب از آب درآمده.”

jungle1-1

کِنِث توران منتقد “لوس آنجلس تایم” می‌گوید: ” چالش دیگر که به‌خوبی از آب درآمد، ایجاد دنیای جنگلی بود که به‌طور هم‌زمان واقعی و درعین‌حال افسانه گون باشد، جایی که حیوانات شبه واقعیِ باورپذیر مانند سفیران سازمان ملل باهم صحبت و مذاکره می‌کنند، فقط بامزه‌تر.”
اما این تنها جادوی جلوه‌های ویژه نیست که چشم‌ها را خیره کرده؛ فیلم فاوریو به‌طور گسترده‌ای خط داستان اصلی کیپلینگ را دنبال می‌کند و تنها انحرافات کمی از داستان اصلی دارد. جدای مسائل تکنیکی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده، این کاراکترها هستند که روح واقعی فیلم‌اند. شما به آن‌ها اعتماد می‌کنید، با آن‌ها همدردی می‌کنید و نگران زندگی‌شان می‌شوید؛ و بیشتر این‌ها به خاطر صداپیشگان فوق‌العاده‌ای است که نقش آن‌ها را بازی می‌کنند. اسکارلت یوهانسون در نقش “کا” مار اسطوره‌ای هیپنوتیزم کننده “موگلی” را به سمت خطر اغوا می‌کند (این اولین باری است که “کا” به شکل یک شخصیت مؤنث ظاهر می‌شود). لوپیتا نیونگو به‌عنوان “راکشا” گرما و سرسختی مادری در محافظت از “توله” اش را به نمایش می گذارد. ادریس البا در نقش “شیرخان” از نفسش آتش می‌بارد و از نفرتی عمیق نسبت به انسان‌ها کور شده (او به‌واقع یک‌چشم اش را در حمله یک انسان ازدست‌داده) او ممکن است نیروی شر فیلم باشد، اما شأن خاصی به این شرارت داده است. “کینگ لویی” یک جایگَنتوپیتِکوس/میمون غول‌آسا (که در داستان اصلی یک اوران گوتان است) در حجره‌های تاریک یک معبد رهاشده زندگی می‌کند، صحبت‌های روان خدعه گرانه و کنترل‌کننده او که به “موگلی” پیشنهاد محافظ در برابر “شیرخان” را می‌دهد، توسط کریستوفر واکن در حد کمال اجراشده است. بن کینگزلی در نقش “باگیرا” ببر سیاه راهنما، محافظ و دوست “موگلی” درخشان ظاهرشده، یک فیگور پدرانه برای “موگلی”، او با نشان دادن نگرانی‌های خود برای امنیت او همچون یک کهنه سرباز جنگی بدبین عمل می‌کند اما همین برنامه‌ریزی‌های تاکتیکی و خِرَد اوست که به “موگلی” کمک می‌کند.

part-gty-519171376-1-1-1پیتر تراورس منتقد “رولینگ استون” در تمجید کاراکتر “بالو” و صداپیشه آن بیل موری می‌گوید: ” درست زمانی که ما تشنه خندیدنیم، “بالو” وارد می‌شود، یک خرس دغل‌باز تنبل با صدای غیرقابل مقایسه بیل موری. بالو به بازسازی چهره خوش‌ذات عسل خوارِ خواب زمستانی کُنِ چاقالویِ پستانداری کمک کرد که برای تبدیل کردن لئوناردو دی کاپریو به اسباب‌بازی جویدنی در فیلم «بازگشته» مشهور شده بود. موری بی‌بها خنده‌دار ایست، به‌خصوص در هم‌خوانی با “موگلی” در اجرای آهنگ “ضروریات عریان” که در ورژن انیمیشنی فیلم نامزد جایزه اسکار بود.”
درنهایت باید به بازی درخشان نیل سِث در نقش “موگلی” اشاره‌کنیم (قبلاً هرگز در فیلمی بازی نکرده اما از میان حدود 2000 نفر که برای این نقش تست داده بودند انتخاب شد)، تنها کاراکتر واقعی و زنده فیلم. بازیگر سرزنده، مشتاق، تازه‌کار و نوجوانی که با مخلوطی از حس بی‌گناهی و آسیب‌پذیری مناسب‌ترین گزینه به‌عنوان پسری است که با حیوانات دوست شده و جنگل را خانه خودکرده.

برای دیدن این فیلم دوست داشتنی؛ «کتاب جنگل» می توانید به راحتی، و  حتی با یک اینترنت کم سرعت به سایت نماوا سر بزنید.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید