در دنیایی خیالی که در آن شهاب‌سنگی که قرار بود دایناسورها رو منقرض کند به زمین برخورد نمی‌کند و ۶۵ میلیون سال بعد دایناسورها همچنان بر زمین حکم رانی می‌کنند، دایناسور کوچک و خوش‌قلبی به نام آرلو در خانواده‌ای کشاورز زندگی می‌کند اما قدرت تطبیق بازندگی کشاورزی و رقابت با خواهر و برادر موفق خود را ندارد. فاجعه‌ای نابهنگام خانواده‌ای آن‌ها را از هم می‌پاشد وآرلو که خود را گناهکار می‌داند درگیر ماجراجویی برای جبران اشتباهش می‌شود و سفری ناخواسته را شروع می‌کند که منجر به دوستی‌ای غریب و نامتعارف می‌شود…

انیمیشن «دایناسور خوب» محصول مشترک کمپانی دیزنی و پیکسار و اولین انیمیشن بلند پیتر سون به‌عنوان کارگردان، یک پیروزی و دستاورد بزرگ است. این انیمیشن ترکیبی از تصاویر واقع‌نما و بی‌نظیر و یک داستان زیبا ومتاثر کننده از دوستی غیرمتعارف است. وقتی انیمیشن «درون و بیرون» در اوایل امسال منتشر شد، بسیاری فکر می‌کردند که شانس برد آن در اسکار به‌عنوان بهترین انیمیشن سال بسیار بالاست (حتی بعضی انتظار داشتند که به‌عنوان بهترین فیلم انتخاب شود)؛ اما با شروع پخش «دایناسور خوب» حالا این تثبیت موفقیت کاهش‌یافته.
این‌یک جانور بسیار متفاوت نسبت «درون و بیرون» است. فیلم سون به میراث پیکساری خود اجازه می‌دهد تا آشکارتر، با تکیه به عواطف ساده درعین‌حال پیچیده، روایتی با استفاده از استعاره‌های وسترن ارائه دهد. یک طرح داستان غنی و پیشرو، یادآور داستان‌های همچون «شیرشاه» و «به سوی خانه» داستان در عمق فضا شروع می‌شود، وقتی‌که یک شهاب‌سنگ به سمت زمین پرتاب می‌شود. بعد می‌بینیم که این شهاب‌سنگ از آسمان رد می‌شود و به سیاره ما برخورد نمی‌کند. چند میلیون سال جلو می‌رویم و می‌بینیم که دایناسورها هنوز بر روی زمین پرسه می‌زنند و اینجاست که با خانواده‌ای از آپاتوزروس ها (نوعی دایناسور گیاه خوار با گردنی بلند) ملاقات می‌کنیم که سبک زندگی توسعه‌یافته کشاورزی دارند.


رئیس خانواده، پوپا (با صداپیشگی جفری رایت) است که مانند یک تراکتور زنده عمل می‌کند، زمین را با سرخود شخم می‌زند و محصولات را با دهانش آبیاری می‌کند. درحالی‌که موما (با صداپیشگی فرانسه مک دورمند) محصولات را برداشت و بسته‌بندی می‌کند. زندگی خوب است، تنها حضور برافراشته کوهستان کلاتوس یادآور تهدید طبیعت بر زندگی شکننده آن‌هاست. آرلو (با صداپیشگی ریموند اوچوا) کوچک‌ترین فرزند خانواده است، یک بچه دست‌وپا چلفتی که در کنار خواهرش لیبی (با صداپیشگی مالیح نیپای پادیلا) و برادرش باک (با صداپیشگی رایان تیپل) احساس اضافی بودن می‌کند.
بدتر از آن، به نظر می‌رسد که آرلو مناسب زندگی کشاورزی نیست، جای که هر کاری که پدر بامحبتش به او واگذار می‌کند، در انجامش شکست می‌خورد. زمانی که از او خواسته می‌شود که جانور – یک پسر کوچک انسان- را شکار کند و به دام بیندازد، او متوجه می‌شود که غریزه لازم برای کشتن را ندارد. مأیوس از ناتوانی آرلو در تمام کردن کار جانور، پوپا، آرلو را به سمت پایین رودخانه می‌برد تا کار آن بچه محصول دزد را تمام کنند. فرای محدوده امن مزرعه در یک سیل ناگهانی آن دو از هم جدا ‌می‌شوند. آرلو بااحساس گناهی که دارد مصمم می‌شود تا جانور کوچک را بگیرد و بکشد که منجر به افتادن او درون رودخانه می‌شود و جریان آب او را به پایین‌دست رود می‌برد. هنگامی‌که او بهوش می‌آید پسر گرگ مانند وحشی را (که بعداً او را اسپات می‌ نامد) را بالای سر خود می‌بیند. به‌تدریج رابطه و پیوند غیر محتملی بین این دشمنان سابق به وجود می‌آید. آن‌ها کشف می‌کنند که مشترکات بیشتری ازآنچه فکر می‌کردند میان آن‌ها وجود دارد و شروع می‌کنند به تلاش برای یافتن راه بازگشت به خانه. چشم‌اندازی که از آن عبور می‌کنند نفس‌گیر است. درخشش نور بر روی جریان رود، قطرات باران که به نرمی از نوک درخت می‌چکد و افق‌های گسترده‌ای که جان فورد (کارگردان سبک وسترن آمریکای فیلم‌هایی چون دلیجان و جویندگان) را حسرت‌زده می‌کند.


کارگردان سون وفیلمنامه نویس مگ لوفاو خشونت جهان طبیعی را نادیده نگرفتند. شکارچیانی که در جهان سکنی دارند – ازجمله روانی به نام ستورم- ترانادان ها (دایناسور پرنده گوشت‌خوار) و ولاسیراپتورها (دایناسورهای کوچک و سریعی که گروهی شکار می‌کردند) که با لذتی دیوانه‌وار جانوران کوچک و دوست‌داشتنی را شکار می‌کنند، به ما یادآوری می‌کند که در جهان وحشی زندگی می‌کنیم که دایناسور، دایناسور را می‌خورد؛ و سپس طوفان رعدوبرق و رودخانه‌های خروشانی وجود دارد که به ما قدرت فوق‌العاده و بی‌رحم طبیعت را یادآوری می‌کند. انیمیشن دایناسور خوب همتراز با «داستان اسباب بازی» از لحاظ دستاوردهای تکنیکی قرار می‌گیرد و همچنین برای ارائه یک داستان عاطفی به همان اندازه تأثیرگذار است؛

و با متعجب کردن خیلی‌ها موفق به پیشی گرفتن از انیمیشن فوق‌العاده «درون و برون» شده است. آنچه مسلم است این است که امسال، سال بزرگی برای پیکسار است.

 

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید