چه کسی به چه کسی سیلی می‌زند؟ بازیگر ما نقش چه کسی را بازی می‌کند؟ جای پلیس و جنایتکار کجاست؟ این تمام سوال هایی است در مدت فیلم باید از خودمان بپرسیم و این سوالی است که اسکورسیزی قصد مطرح کردنش را دارد: اینکه آیا در تمام مدت، ما در زندگی به نقش هایی فرو رفتیم که جامعه خواهان دیکته کردن به ماست؟

دیپارتد یا رفتگان ده سال پیش درست زمانی ساخته شد که اکثر منتقدان هجمه انتقاد خود را به سمت کار های اسکورسیزی نشانه رفته بودند (از جمله آخرین فیلمش پیش از دیپارتد،هوانورد)و او را از دوران اوج خود به دور می‌دیدند اما همین زمانی بود که ساخت فیلم دیپارتد در رسانه ها مطرح شد.فیلمی اقتباسی از یک فیلم هنگ کنگی به نام روابط جهنمی به کارگردانی اندرو سوفای ماک، که این ظن را به وجود آورد که آیا اسکورسیزی آنقدر چنته اش خالی شده که به سراغ فیلمی اقتباسی رفته؟ خب جواب منفیست، درسته که فیلم اقتباسی است ( و از نظر من اگر مدت زمان ، کارگردانی و بودجه فیلم هنگ کنگی بیشتر و بهتر بود قطعا نتیجه بهتری از فیلم دیپارتد داشت) اما این اسکورسیزی است که خواهان نمایش آن به سبک و سیاق خودش است یا بهتر است بگویم لباسی نو به تن فیلم کرده ،لباسی از جنس دارو دسته نیویورکی.

 

the-departed

 

داستان فیلم روایت دو پسر جوان با بازی لئوناردو دیکاپریو و مت دیمون است ،دو ایرلندی مهاجر که یکی به عنوان پلیس و دیگری به عنوان یک گانگستر نشان داده می‌شوند چنانکه در واقعیت هردو برعکس نقش اولیه خود نقش متضادی دارند (البته اگر واقعیتی وجود داشته باشد)،پلیس گانگستر و گانگستر پلیس مخفی است(کسی که انگار به سندروم استکهلم مبتلا شده). سردسته گانگستر ها فرانک کاستلو با بازی جک نیکلسون اینبار از ایتالیا با موهای فرفری نیامده بلکه جزو همان دسته مهاجران ایرلندی است که به آمریکا کوچ کرده اند.شاید عجیب باشد که چرا این همه سال اسکورسیزی با جک نیکلسون کار نکرد البته که دوستداران اسکورسیزی هنوز منتظر رابرت دنیرو و جو پشی با یک بشقاب اسپاگتی هستند اما  با این حال نتیجه کار تحسین برانگیز است، جک با خونسردی تمام خشن ترین رفتار ها را نشون داده و در عین حال شوخ طبعی مبتذلی در پیش گرفته و حرف های فیلسوفانه می‌زد :وقتی هم سن تو بودم اونا می‌گفتن: ما یا پلیس می‌شیم و یا جنایتکار. امروز چیزی که من بهت می‌گم اینه: وقتی یه اسلحه پر به سمتت نشونه رفته چه فرقی می‌کنه کی باشی؟

 

 

The-Departed-Movie-HD-2006

 

فیلم در شهر بوستون جریان دارد جایی که پلیس ماساچوست به دنبال فروپاشی تشکیلات تبهکاری کاستلو است،پدر خوانده مافیایی که با توسل به نفوذی خود کالین سالیوان خود را چند قدم از پلیس جلو می‌بیند،در حالی که پلیس نیز نفوذی خود ،بیلی کاستیگان را به مافیا فرستاده تا از نقشه های کاستلو با خبر شوند تا زمانی که هم پلیس و هم تبهکاران به وجود یک خبرچین  درطرف مقابل پی می‌برند و به دنبال پیدا کردن این نفوذی.اگر فیلم قرار بود به صورت نمایشنامه ای در تئاتر به نمایش در بیاید بیشتر شبیه به کار های ژان ژنه می‌شد،شخصیت هایی که دائما در حال نقش بازی کردند ، هیچ کدام چهره واقعی بر صورت ندارند و به دنبال تحقیر واقعیت خود هستند و در آخر هم جایگاه واقعی ندارند درست به مثل کالین،تبهکاری که خود را به جای پلیس جا می‌زند و آخر هم نه پلیس است نه تبهکار بلکه موجودیست ناشناخته و به همین صورت بیلی.البته در اینجا نقش زن روانشناس با بازی ورا فارمیگا هرچند کم اما پررنگ است.او که به مثل کشیشی در کلیسا، به اعترافات گوش داده در پی نشان دادن همان جان مایه ای است که اسکورسیزی در تمام زندگی درگیرش بوده، او که پیش از ورود به عرصه سینما در پی کشیش شدن بوده ، موضوع دین ،گناه، بخشش و اعتراف دغدغه ای همیشگی بوده و بر روی زندگی هنری او نیز تاثیر داشته است برای مثال در این فیلم کالین که با کلیسا و آیین های مذهبی بزرگ شده است با وجود همکاری با کاستلو هیچوقت گذشته اش را از یاد نمی‌برد . انگار درحال اعتراف در کلیسا فریاد می‌زند: پدر می‌دونم کارم اشتباهه اما چه کار دیگه ای می‌تونستم بکنم ؟

 

the-departed (1)

 

گذشته از تمام بن مایه های تکرار شونده همچون قدرت ،رفاقت،خشونت،هویت ایتالیایی_آمریکایی که این بار ایرلندی _آمریکایی شد، کلیسا و مذهب ( اسکورسیزی بار ها تاکید کرد که تمامی این ها ریشه در دوران کودکی و محله ای که زندگی می‌کردند دارد) در این فیلم شخصیت قهرمان و ضد قهرمان مخلوطی است از دوشخصیت ، هیچکدام به غایت بد یا خوب نیستند و پایان بندی بی نظیر فیلم که نقطه شروعیست برای رستگاری.

به غیر از بازیگران فیلم که خود در دوره های مختلف وزنه های مهمی در سینمای آمریکا بودند و هستند نباید از نام های بزرگی مثل تلما شون میکر تدوینگر ماهر و چیره دست اکثر فیلم های اسکورسیزی گذشت کسی سومین اسکار خود را به واسطه این فیلم دریافت کرد یا فیلم بردار مایکل بالاس و موسیقی فیلم اثر هاوارد شور معروف که نه تنها موسیقی متن بلکه موسیقی های انتخابی درستی مثل رولینگ استون را برای فیلم برگزید.

در هر حال انگار این قانونی نانوشته بر پیکره کارنامه کاری اسکورسیزی است که هر دهه دستکم یک فیلم شاهکار به تاریخ سینما عرضه کند دهه۷۰ راننده تاکسی، دهه۸۰ گاو خشمگین، دهه۹۰ رفقای خوب ، دهه ۲۰۰۰ رفتگان و حالا امروز باید منتظر بنشینیم ببینیم این دهه اسکورسیزی به دنبال پرواز چه رویای گانگستری بر روی پرده سینما جهان است.

 

نویسنده: آرین دانش نژاد

 

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید