نیمه‌ی اول سال ۲۰۱۸ تا الآن پر از سریال‌های موفق تلویزیونی بوده است. در این متن از بهترین سریال‌های شش‌ماهه‌ی اول سال ۲۰۱۸ نوشته‌ایم.
۱۰- Barryاگر «دوقلوهای اسکلت» The Skeleton Twins ساخته‌ی سال ۲۰۱۴ را دیده‌ باشید، حتماً به‌خوبی می‌دانید چطور بیل هیدر Bill Hader می‌تواند علاوه بر کارهای درام، به‌خوبی از پس کمدی هم برآید. با سریال «بری» Barry توانسته است بازیگری را در کنار تهیه‌کنندگی و یا حتی سمت نویسنده-کارگردان را تجربه کند. شخصیت اصلی سریال یک هیت‌من است که به لس‌آنجلس Los Angeles رفته تا رؤیای بازیگر شدنش را محقق کند اما متأسفانه یک قاتل همیشه یک قاتل می‌ماند. ترکیبی عجیب و هوشمندانه از طنز و خشونت.
۹- Save Me
این سریال داستان نلی Nelly (با بازی لنی جیمز Lennie Jame) را روایت می‌کند که متهم به ربودن دخترش که سال‌هاست او را ندیده است، می‌شود. این پروژه فرصتی چشمگیر برای جیمز بوده است تا بتواند بازی‌ زیبایی را جلوی دوربین ببرد. بازی او در کنار ایفای نقش قوی سوران جونز Suranne Jones در نقش همسر سابقش و هم‌چنین فیلم‌نامه‌ی پر از پیچش‌های داستانی، ترکیبی دیدنی خلق کرده‌‌اند.
۸- A Very English Scandal
بازگشت عجیب هیو گرانت Hugh Grant در این مینی سریال سه‌قسمته خلاصه می‌شود. این بار او در نقش جرمی تورپ Jeremy Thorpe، سیاست‌مدار بریتانیایی جلوی دوربین رفته است. تورپ وارد رابطه‌‌ای عاشقانه‌ با نورمن اسکات Norman Scott شده (با بازی بن ویشاو Ben Whishaw) و بعدازآن سعی می‌کند برای مخفی کردن این راز او را بکشد. در سرتاسر این سریال بازی‌های بی‌نظیر دو نقش اصلی، طنز فیلم‌نامه‌‌ی راسل تی. دیویس Russell T. Davies و کارگردانی قوی استیون فریزر Stephen Frears به چشم می‌خورد.
۷- Atlantaتا همین‌جای کار هم ۲۰۱۸ سال دونالد گلاور Donald Glover بوده است، چه به خاطر نقش لاندو Lando در «سولو: داستانی از جنگ ستارگان» Solo باشد، یا موزیک ویدیو‌ی این آمریکاست This Is America و یا حتی فصل دوم «آتلانتا» Atlanta.
این بازیگر، نویسنده و تهیه‌کننده گفته بود تنها وقتی این کمدی-درام‌ را برمی‌گرداند که حرفی برای گفتن داشته باشد؛ اما «آتلانتا» نیازی ندارد پیرامون مشکلات و مسائل مختلف روایت شود: این سریال به‌خودی‌خود ارزش دیدن دارد. علاوه بر این، «آتلانتا» یکی از بهترین شخصیت‌های تلویزیونی این سال‌ها، تدی پرکینز،Teddy Perkins را به ما داده است. «آتلانتا» فقط سریال گلاور نیست، بلکه فرصت خوبی برای درخشش کیت استنفیلد Lakeith Stanfield و برایان تیری هنری Brian Tyree Henry نیز بوده است. هیرو مورای Hiro Murai هم به‌عنوان یک کارگردان معمولی فوق‌العاده ظاهر شده است.
۶- Derry Girlsده سال بعد از ساخت The Inbetweeners حالا نسخه‌ی بهتر آن از راه رسیده است. این نسخه صریح‌تر، بی‌ادبانه‌تر است. Derry Girls متعلق به کانال ۴ Channel 4 درست همانند بهترین کمدی‌های بریتانیایی تعداد زیادی بازیگر قوی تازه‌کار دارد که در میان آن‌ها جیمی‌-لی اودانلد Jamie-Lee O’Donnell حسابی درخشیده است. فیلم‌نامه‌ی Derry Girls پر از صحنه‌‌های خنده‌دار است.
۵- The Handmaid’s Tale

ازآنجایی‌که بیشتر قسمت‌های رمان مارگارت اتوود Margaret Atwood در فصل اول این سریال پوشش داده شد، فصل دوم «سرگذشت ندیمه» The Handmaid’s Tale آزادانه داستان گیلیاد Gilead را روایت کرده و فراتر از آن‌هم می‌رود. این فصل به‌خوبی فصل اول توانسته احساسات جون June (الیزابت ماس Elizabeth Moss)، یا همان آف‌فرد Offred را به‌خوبی نشان ‌دهد. این فصل لوکیشن‌های جدیدی مثل زندان‌های کثیف و آلوده‌ی جهنمی را هم به تصویر می‌کشد. در این فصل نویسنده بر روی دیگر شخصیت‌ها نیز تمرکز کرده که نتیجه‌ی آن فرصت بیشتری برای ایفای نقش بازیگرانی مثل ایوان استراهاوسکی Yvonne Strahovski و الکسیز بلدل Alexis Bledel بوده است.
۴- Westworld

بعد از فاصله‌ی زیاد بین فصل اول و دوم این سریال، «وست ورلد» Westworld موفق شد چالش اصلی که در هنگام ساخت فصل اول بر سر راه داشت را بردارد. این سریال موفق شد از پس طرفدارانی که اتفاقات آینده را درست پیش‌بینی می‌کردند را بگیرد و آن‌ها را حسابی غافلگیر کند. فصل دوم این سریال واقعاً هیجان‌انگیز است. در این فصل مخاطب درک عمیق‌تری نسبت به میزبانان پیدا می‌کند. درست همانند فصل اول، قسمت آخر فصل همه را سر جای خود میخکوب کرده و کلی سؤال برای مخاطب ایجاد می‌کند که جواب آن‌ها را باید در فصل‌‌های بعدی پیدا کند.
۳- The Americansبعد از فصل آرامی که سال گذشته پخش شد، این فصل از «آمریکایی‌ها» The Americans به خاطر بازی‌های احساسی متیو ریس Matthew Rhys و کری راسل Keri Russell سرعت بیشتری پیدا کرد. سریال در آخرین فصل خود حال و هوایی احساسی پدید آورد تا فشار را از روی قسمت آخر سریال بردارد، کاری که سریال‌های زیادی موفق به انجام آن نمی‌شوند.
۲- The Assassination of Gianni Versace: American Crime Storyدرست همان‌طور که «مردم علیه او. جی. سیمپسون: داستان جنایی آمریکایی» The People vs. OJ Simpson: American Crime Story فقط در مورد پرونده‌ی او. جی. نبود، «ترور جانی ورساچه» The Assassination of Gianni Versace هم فقط در مورد قتل این ستاره‌ی دنیای مد به دست اندرو کونانان Andrew Cunanan نیست. رایان مورفی Ryan Murphy از مرگ ورساچه برای نشان دادن اثرات هم‌جنس‌گرا هراسی در آمریکا استفاده می‌کند، این در حالی است که به داستان اصلی که سریال بر اساس آن ساخته شده است هم به‌خوبی پرداخته می‌شود. مورفی در ساخت طرح داستانی سریال ریسک‌های جسورانه‌ای کرده است. سریال با قتل شروع شده و بعدازآن به عقب برگشته و به فروپاشی ذهنی کونانان و عواملی که او را به این نقطه رساندند می‌پردازد.
۱- Patrick Melrose

بندیکت کامبربچ Benedict Cumberbatch ایفای نقش‌های فوق‌العاده‌ی زیادی داشته است، اما «پاتریک ملروز» Patrick Melrose جایی است که یک شاهکار خلق می‌کند. این سریال در حقیقت داستان پیچیده‌‌ای است که به اعتیاد و افراطی که ریشه در آزار و اذیت‌ها و بی‌توجهی‌ داشته است می‌پردازد. علاوه بر کامبربچ که فوق‌العاده ظاهر شده است، هوگو ویوینگ Hugo Weaving در نقش پدرش و جنیفر جیسن لی Jennifer Jason Leigh هم در نقش مادر او بازی‌های زیبایی از خود نشان داده‌اند. تماشای این سریال به‌شدت توصیه می‌شود.
این مطلب برگرفته از نوشته‌‌ای در سایت www.empireonline.com است.
همچنین بخوانید:
خوب، بد و زشت؛ خلاصه‌ای از مجموعه سریال‌های تلویزیونی پاییز

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید