نقش زنان در سینمای ایران روزبه‌روز بیشتر می‌شود. فیلم‌هایی که حال و هوایی زنانه دارند و از دنیای زنان میگویند، حالا به کارنامه کاری فیلم‌سازان مرد هم راه پیداکرده‌اند. چنین تغییری در دنیای امروزی ناگزیر به نظر می‌رسد. در حالیکه زنان در سراسر دنیا در شغل‌هایی که سال‌ها برچسب مردانه می‌خوردند، می‌درخشند، ادبیات سینمایی هم ناچار است خود را برای پذیرش این تغییر آماده کند.
بااین‌حال، قهرمان زن در سینمای ایران هنوز چندان جا نیفتاده است. تصویر زنان گرچه کم‌کم از کلیشه‌های قدیمی دور می‌شود، اما زنی کنشگر که در مقابله با جامعه‌اش به واکنش برمی‌خیزد، همچنان یک تابو است. در این میان است که فیلمی چون روزهای نارنجی، این تابو را می‌شکند و یک زن قهرمان تمام‌قد می‌آفریند. زنی که در یک جامعه سنتی، با پذیرش جنسیت خود، برای بقا می‌جنگد. زنی که می‌تواند مردش را همراه خود بکشد و برای تغییر مبارزه کند.
به بهانه نگاه ناب و متفاوت روزهای نارنجی به نقش زن، نگاهی می‌اندازیم به بهترین بازنمایی‌های قهرمان زن در سینمای ایران.

1- سگ کشی (بهرام بیضایی) – گل‌رخ کمالی

سگ کشی - مژده شمسایی

نقش زن در سینمای بیضایی همیشه برجسته بوده است. گل‌رخ کمالی (مژده شمسایی) در سگ‌کشی هم یکی از ماندگارترین و قوی‌ترین زنانی است که در سینمای ایران آفریده‌شده است. گل‌رخ برای گرفتن رضایت از شاکیان همسرش، از یک دنیای بسته وارد دنیای مردانه جامعه سنتی ایران می‌شود. با مردان مختلف از طبقات مختلف روبرو می‌شود و حتی آزار و اذیت جنسی را تحمل می‌کند تا به هدفش برسد. سیاست و زیرکی، مقاومت و پایداری و وفاداری است که گل‌رخ را در عین زنانگی به یک مبارز تبدیل می‌کند. سکانس پایانی فیلم هم سند دیگری است بر شخصیت متفاوت گل‌رخ. وقتی با حقیقت نقشه همسرش روبرو می‌شود، باوقار و متانت حقیقت را می‌پذیرد و راهش را ادامه می‌دهد. یک تصویر کاملاً تابوشکن از زنی که قربانی خیانت شده است، اما خود را به‌عنوان یک قربانی تعریف نمی‌کند.

2- زیرپوست شهر (رخشان بنی اعتماد) – طوبی

زیرپوست شهر - گلاب آدینه

رخشان بنی اعتماد از پیشگامان سینمای زنانه ایران است. زنان در آثار او همیشه فعال هستند و محوریت درام را شکل می‌دهند. از نوبر کردانی در روسری آبی که بار یک خانواده ازهم‌پاشیده را به دوش می‌کشد تا ننه گیلانه در گیلانه که عصای دست پسر جانبازش می‌شود.
کاراکتر طوبی با بازی خوب گلاب آدینه، اما تصویر ملموسی است از مادر. مادری که در اوضاع سخت مالی، چرخ زندگی را به حرکت درمی‌آورد و یک‌تنه برای حفظ خانواده‌اش می‌جنگد. خانواده زیرپوست شهر خانواده عجیبی نیست. هرکدام از اعضای خانواده از جامعه می‌آیند و به این شکل است که طوبی هم در نقش مادر، به‌خوبی می‌درخشد و در خاطر می‌ماند. طوبی قبل و بعد از همه‌چیز مادر است، اما زیر سایه مردان زندگی‌اش تعریف نمی‌شود بلکه خود زندگی تک‌تک اعضای خانواده‌اش را تعریف می‌کند.

3- قرمز (فریدون جیرانی) – هستی مشرقی

قرمز - هدیه تهرانی

هستی مشرقی (هدیه تهرانی) در قرمز به‌عنوان زنی که در مقابل قوانین زن ستیزانه جامعه می‌ایستد یکی از جنجالی‌ترین کاراکترهای سینمای ایران است. هستی در زندگی با مردی بدبین که مشخصاً از عقده‌های روانی ناشی از کودکی‌اش رنج می‌برد، ابتدا با مهربانی و سیاست عمل می‌کند، اما زمانی که شرایط او را قربانی می‌کند، به‌تلافی روی می‌آورد. هستی در هیچ قسمتی از روایت یک کاراکتر منفعل نیست و همین موضوع خروش نهایی او را جذاب‌تر می‌کند.

4- شوکران (بهروز افخمی) – سیما ریاحی

شوکران - هدیه تهرانی

نیمه دوم دهه هفتاد، هدیه تهرانی به شمایل زن امروزی و مستقل تبدیل‌شده بود. او در اکثر آثارش با درهم شکستن کلیشه‌های تصویر زن، شخصیتی متفاوت و مبارز به نمایش می‌گذاشت. اما کاراکتر سیما ریاحی در شوکران با بقیه کاراکترهای تهرانی کمی متفاوت است. سیما، یک پرستار است و از موقعیت اجتماعی مناسبی برخوردار است. خانواده درهم‌شکسته و قضاوت‌های جامعه هم او را از به دست آوردن چیزی که می‌خواهد بازنمی‌دارد. این عاشقی سیما است که او را برجسته می‌کند. این روی عاطفی کاراکتر در تضاد با تصویر زن مقتدر و نفوذناپذیر در کنار کاراکتر زن سنتی فیلم، به سیما شمایلی جذاب می‌بخشد و او را به یک قهرمان دوست‌داشتنی تبدیل می‌کند.

5- عرق سرد (سهیل بیرقی) – افروز اردستانی

 عرق سرد - باران کوثری

بیرقی را باید از تازه‌واردان سینمای زنانه نام برد. او در اولین فیلمش تصویری از زنی عاصی ارائه می‌دهد و در عرق سرد این تصویر را تکمیل می‌کند. افروز اردستانی، یک قهرمان ملی است که در زندگی زناشویی‌اش با مشکل مواجه است. افروز یک مبارز خستگی‌ناپذیر است. در مقابل مسئولان تیم می‌ایستد، به سرپرست تیم می‌تازد و از اینکه به رسانه‌های جمعی برای کمک خواستن پناه ببرد هم ترسی ندارد. نوع عصیان افروز است که او را از سایر زنان مبارز سینمای ایران متفاوت می‌کند. جایی که سیما ریاحی عاشق‌پیشه است و هستی مشرقی سعی می‌کند با سازگاری مشکلش را حل کند، افروز می‌شورد و تن به سکوت و سازگاری نمی‌دهد. مبارزه افروز مبارزه برای هویت است. افروز از معدود کاراکترهایی است که به‌عنوان یک زن، با خواسته‌هایی فراتر از نقش‌های مادر و همسر ترسیم می‌شود و همین موضوع هم او را جذاب می‌کند.

6- ویلایی‌ها (منیر قیدی) – خانم خیری

ویلایی‌ها - پریناز ایزدیار

نقش زنان در سینمای دفاع مقدس ایران همیشه محدود بوده است. اما منیر قیدی در اولین فیلمش به سراغ زنانی می‌رود که در همسایگی خط مقدم جبهه، برای خود زندگی ساخته‌اند و در انتظار مردانشان یک جامعه کوچک را مدیریت می‌کنند. خانم خیری با بازی پریناز ایزدیار، رهبر این جامعه کوچک است. جامعه‌ای که مادران و همسران رزمندگان از شهرها و فرهنگ‌های مختلف در آن جای دارند. خانم خیری میان زنان صلح برقرار می‌کند، جیره تقسیم می‌کند، خبر شهادت می‌دهد و در کنار این‌ها، خود همسری است چشم‌به‌راه با باغچه‌ای که نماد زنانگی‌اش است در یک وضعیت کاملاً مردانه.

7- من ترانه پانزده سال دارم (رسول صدر عاملی) – ترانه پرنیان

من ترانه پانزده سال دارم - رسول صدرعاملی - ترانه علیدوستی

یک قهرمان کوچک که به‌زودی در مسیر داستان بزرگ می‌شود. ترانه (ترانه علیدوستی) در ابتدا یک دختر دبیرستانی ساده است، با همه آرزوها و بلندپروازی‌های مختص به سنش. اما در میانه راه، با ازدواجی نافرجام و فرزندی که باید به دوش بگیرد، کم‌کم بزرگ می‌شود و یک خانواده کوچک دونفره برای خودش و فرزندش می‌سازد. نکته جالب شخصیت ترانه این است که او در مواجه با سختی‌هایی که سر راهش قرار می‌گیرد، به‌جای یک واکنش عاطفی شدید، هر بار به منطقش پناه می‌برد. ترانه با سن کم و شرایط عجیبی که گرفتارش است، تسلیم نمی‌شود و هر بار سعی می‌کند مشکلش را حل کند. او نه یک فمینیست است و نه یک فعال اجتماعی، فقط دختری است که در جامعه‌ای بی‌رحم آرام‌آرام معنای زن بودن را یاد می‌گیرد.

8- ماهی‌ها عاشق می‌شوند (علی رفیعی) – آتیه

رویا نونهالی ماهی ها عاشق می شوند

اولین فیلم علی رفیعی، عاشقانه‌ای است در یک بستر کاملاً زنانه. آتیه (رؤیا نونهالی) زنی است مستقل که از مشکلات زیاد زندگی نجات‌یافته است و به همراه دخترش رستورانی کوچک را اداره می‌کند. اتکای آتیه به خودش برای گذران زندگی و بلندنظری‌اش در کمک کردن به زنان دیگر یک بعد شخصیت جذاب او است و تلاشش برای آنکه دخترش هم در فضایی مستقل و خارج از باورهای دست و پاگیر سنتی رشد پیدا کند قسمت دیگر است. به‌علاوه همین استقلال شخصیتی آتیه است که رابطه او با عشق قدیمی‌اش را جذاب می‌کند و از کلیشه نجات می‌دهد.

9- استراحت مطلق (عبدالرضا کاهانی) – سمیرا

استراحت مطلق - ترانه علیدوستی

کاهانی در استراحت مطلق مثل بیشتر فیلم‌هایش از پوچی و بیهودگی می‌گوید. اما این بار شخصیت اصلی‌اش یک زن است. یک زن که می‌تواند یک قهرمان هم باشد. سمیرا (ترانه علیدوستی) زنی است که بعد از جدایی از شهرستان به تهران آمده است و سعی دارد برای خودش و فرزندش یک زندگی جدید بسازد. تلاش سمیرا در قلب طبقه فرهنگی‌اش و اینکه نه به خواسته‌های غیرمتعارف تن می‌دهد و نه در مقابل همسر قبلی‌اش کوتاه می‌آید، او را به یک شخصیت متفاوت تبدیل کرده است.

10- بنفشه آفریقایی (مونا زند حقیقی) – شکوه

بنفشه آفریقایی

مونا زند حقیقی در دو اثری که تاکنون ساخته است نشان داده که به قصه‌های زنانه علاقه بیشتری دارد. شخصیت شکوه (فاطمه معتمدآریا) در بنفشه آفریقایی یک شخصیت متفاوت است که بیننده را مجاب می‌کند دوستش داشته باشد. شکوه، با جسارت زنانگی‌اش را به آغوش گرفته است. دنیای رنگارنگ زندگی شکوه، شوقش برای آرایش کردن و توجهی که به اطرافیانش نشان می‌دهد، ویژگی‌هایی است که او را در قالب یک قهرمان دوست‌داشتنی به تصویر درمی‌آورد که به دست خود تغییر ایجاد می‌کند.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید