ترانه علیدوستی از چهره‌های آشنا و محبوب دنیای بازیگری است که در سال‌های اخیر به‌واسطه کارنامه درخشان و پرافتخارش بیش‌ازپیش دیده و تحسین‌شده است. ترانه علیدوستی، گلشیفته فراهانی و پگاه آهنگرانی، تقریباً هم‌زمان باهم فعالیت حرفه ایشان را آغاز کردند؛ اما از میان این سه نفر فقط ترانه است که همچنان می‌درخشد و حضور موفق و پررنگی در عرصه‌های هنری و اجتماعی دارد. گلشیفته که مهاجرت کرد و پگاه هم که دست به گزیده کاری زده است و کمتر بر پرده سینما ظاهر می‌شود؛ اما ترانه با انتخاب‌های درست و به دست آوردن فرصت همکاری با کارگردان‌های صاحب سبک توانست خودش را به اثبات برساند. تا جاییکه اخیراً با فیلم پرفروش و ستوده شده «فروشنده» پا بر فرش قرمز جشنواره کن گذاشت و یکی از اصلی‌ترین شانس‌های نخل طلا به‌حساب می‌آمد. همچنین حضور وی در «مجموعه شهرزاد» هم عامل مضاعفی شد تا هرچه بیش‌تر با توده مردم ارتباط برقرار کند.

about-elly-banner2-1024x528

سرآغاز کارنامه بازیگری ترانه علیدوستی، فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» است که برای اولین بار نام او را بر سر زبان ها انداخت. ترانه علیدوستی در دوره دبیرستان مشغول تحصیل در رشتهء علوم تجربی بود که در کلاس‌های بازیگری امین تارخ ثبت نام کرد. سال ۱۳۷۹ از طریق همین کلاس‌ها برای بازی نقش «ترانه پرنیان» در فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» انتخاب شد. فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» دومین قسمت از سه گانه فیلم های رسول صدر‌عاملی درباره دختران و معضلات اجتماعی آنان بود و شاید بهترین این سه گانه. این فیلم روایتگر قصه دختر تنهایی است که در کمال خشونت از کودکی و جوانی اش جدا شده و به بزرگسالی و عالم مادری پرتاب می شود. ترانه دختر ساده پایین شهری است که مادر ندارد و پدرش هم در زندان است و با مادربزرگ پیرش زندگی می کند. وقتی پسر پولداری سر راهش قرار می گیرد، به تبعیت از سنت های خانوادگی پسر که از خانواده ای مذهبی می آید به صیغه او در می آید. هرچقدر که ترانه جوان است و سرشار از ذوق کودکی اما زندگی سختش چیزهایی به او آموخته که پسرک بویی از آن ها هم نبرده است.

 

 

 

 

 

شخصیتی که علیدوستی در این فیلم ایفا می کند، سمیرا، فقط می خواهد خوشبخت باشد. می خواهد برای خودش و فرزندش یک زندگی جدید بسازد و به راستی که در این نقش بسیار خوب ظاهر شده است.

ترانه علیدوستی برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن؛ فستیوال لوکارنو ۲۰۰۲

 

 

 

بعد از اینکه پسرک از عروسک بازی چند هفته ای اش خسته می شود و می رود پی زندگی اش، ترانه می ماند و کودکی در شکم و بی کسی و تنهایی. مرگ مادربزرگ، اخراجش از مدرسه و تهمت هایی که هر روز تحمل می کند، از ترانه ۱۵ ساله ابتدای فیلم، مادری ۱۵ ساله می سازد که عاشقانه فرزندش را دوست می دارد و به قیمت آرامش کودکش حتی از آبروی خود می گذرد. ترانه روایت دنیای ستمگری است که دختران ما در آن زندگی می کنند و قربانی سنت های غلط و نابرابری هایش می شوند. علیدوستی در این فیلم چنان هنرمندانه نقش ترانه را بازی می کند که سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن را در اولین تجربه بازیگری اش تصاحب می کند. این فیلم به طور کلی به واکنش های مثبت منتقدان و اقبال خوبی در گیشه مواجه شد و جوایز بین المللی متعددی هم برای دست اندرکارانش به همراه آورد که از آن جمله می توان برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (رسول صدر عاملی) و بهترین فیلمنامه (کامبوزیا پرتوی) از بیستمین جشنواره فیلم فجر و جایزه ویژه هیئت داوران و نامزد جایزه یوزپلنگ طلایی جشنواره فیلم لوکارنو، اشاره کرد.

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-09-11 16:47:25Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

بعد از این فیلم علیدوستی تا دو سال بعد یعنی سال ۱۳۸۲ در هیچ فیلمی حاضر نشد. در سال ۱۳۸۲ اصغر فرهادی دومین فیلم بلندش به نام «شهر زیبا» را کارگردانی کرد که نقش آفرینی ترانه علیدوستی در این فیلم سرآغاز همکاری درخشان این دو در آینده بود. در «شهر زیبا»، فرهادی در پس قصه ای اجتماعی داستان عاشقانه ای را روایت می کند که سرانجامش نه مثل بقیه قصه های عاشقانه و نه شبیه قصه های پریان است. پایان «شهر زیبا» عین حقیقت است و بیان انتخاب هایی که بنیان های هستی انسانی را زیر و رو می کنند اما گریز ناپذیرند. بازی باورپذیر ترانه علیدوستی در نقش دختری که برادرش در شرف اعدام است و باید بین او و عشقش یکی را انتخاب کند، برایش نامزدی دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را در بیست و دومین جشنواره فیلم فجر به ارمغان می آورد. از این لحاظ علیدوستی یک رکورد شکن محسوب می شود که تا سن بیست سالگی، برای اولین فیلمش یک سیمرغ بلورین به خانه برده و در دومین تجربه اش دوباره در این رشته نامزد می شود.

 

 

ترانه علیدوستی در شهر زیبا به کارگردانی اصغر فرهادی

ترانه علیدوستی در شهر زیبا به کارگردانی اصغر فرهادی

بعد از «شهر زیبا»، علیدوستی دوباره یک وقفه دو ساله در کارش دارد تا سال ۱۳۸۴ که در «چهارشنبه سوری»، سومین فیلم اصغر فرهادی به ایفای نقش می پردازد. «چهارشنبه سوری» را می توان آغاز سبک فیلمسازی دانست که امروزه فرهادی را به آن می شناسیم. ترسیم خانواده هایی اسیر دروغ و خیانت، انسان هایی که نه می توانی از آن ها متنفر باشی و نه می توانی بخشیشان. «چهارشنبه سوری» روایتگر داستان زنی کارگر (ترانه علیدوستی) است که در آخرین سه شنبه سال برای نظافت خانه زوجی می رود که زن به شوهرش مشکوک است. در این فیلم ترانه علیدوستی ایفاگر نقش روحی، دختر جوانی که معصومانه به زندگی این زوج که در آستانه فروپاشی قرار دارد نگاه می کند و قضاوت می کند و قضاوتش را پس می گیرد، بازی می کند. اگر ترانه پرنیان طی مدت نسبتا بلندی به یک بلوغ روحی می رسد، روحی در چهارشنبه سوری در کمتر از ۲۴ ساعت یاد می گیرد بزرگ شود و آدم ها و دنیا را طور دیگری ببیند. مسلما بازنمایی این سیر روحی در یک بازه زمانی کوتاه به مراتب مشکل تر است و اینجاست که علیدوستی با زبر دستی، فقط با نگاهش به مخاطب می گوید که بزرگ شده است که شاید دیگر آنقدر که صبح اول وقت به ازدواج در پیش رویش خوشبین بود حالا نیست. درخشان ترین سکانس فیلم، جایی است که حمید فرخ نژاد در نقش مرد خیانتکار، زمانی که دستش برای روحی رو شده است او را به نامزدش می رساند و روحی دیگر چادر بر سر ندارد.

 

 

ترانه علیدوستی و هومن سیدی در چهارشنبه سوری به کارگردانی اصفر فرهادی

ترانه علیدوستی و هومن سیدی در چهارشنبه سوری به کارگردانی اصفر فرهادی

 

 

او دیگر دختر جوانی نیست که صبح به آن خانه آمده بود. مرحله اول دختری است که وارد زندگی یک زوج امروزی می شود و مشکلاتشان را می بیند، بعد ابروهایی که برمی دارد و در آخر دختری که بدون چادر به زندگی خودش برمی گردد. پرده های مقابل چشمان این دختر دریده شده است و او امکان ندارد مثل قبل به زندگی نگاه کند. هنر علیدوستی در این است که تحول و فروپاشی باور های این دختر را در حداقل دیالوگ نشان می دهد. این چشمان اوست که به موازات دنیایش تغییر می کند؛ و همین بازی حساب شده است که تقدیرنامه بهترین بازیگر نقش زن را از بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان می آورد.

ترانه علیدوستی و محمد رضا فروتن در فیلم کنعان به کارگردانی مانی حقیقی

ترانه علیدوستی و محمد رضا فروتن در فیلم کنعان به کارگردانی مانی حقیقی

تا اینجای کار کارنامه علیدوستی پربار و حتی می توان گفت کامل است. بعد از «چهارشنبه سوری» و یک وقفه دوساله این بار علیدوستی در اولین تجربه بلند سینمایی در سینمای جریان اصلی ( بعد از «آبادان» و «کارگران مشغول کارند»)  مانی حقیقی، یعنی فیلم «کنعان» حاضر می شود. علیدوستی در این فیلم برای اولین بار در نقش متفاوتی ظاهر می شود و به لطف گروه بازیگران شناخته شده فیلم و موسیقی شاهکار کریستف رضاعی به خوبی دیده می شد؛ اما این اولین باری است که علیدوستی نه تنها برنده جایزه ای نمی شود بلکه نامزد هم نمی شود. البته این به معنی بازی ضعیف ترانه نیست،«کنعان» فیلم خاصی بود، طبیعی بود که خیلی دیده نشود یا به مذاق منتقدان خوش نیاید، ضمن اینکه گروه بازیگران شناخته شده شاید بتواند خیل مخاطبان را به سینما بکشاند اما بازی متوسط اکثر این گروه مجالی برای درخشیدن به ترانه نمی دهد.

 

 

پشت صحنه فیلم کنعان

پشت صحنه فیلم کنعان

 

 

 

بعد از «کنعان» در سال ۱۳۸۷ علیدوستی به همراه عده دیگری از بازیگران زن ایران در فیلم «شیرین» اثری متفاوت از عباس کیارستمی به ایفای نقش می پردازد. شیرین که به نوعی بازسازی تجربه ای بود که برگمان در فلوت سحرآمیز انجام داده بود، با بازتاب های گوناگونی مواجه شد. در سال ۱۳۸۷ فیلم دیگری از علیدوستی اکران می شود که مخاطبان سینما سال ها انتظار اکرانش را کشیده بودند؛ «تردید».

پشت صحنه فیلم تردید

پشت صحنه فیلم تردید

«تردید» دومین ساخته واروژ کریم‌مسیحی پس از گذشت ۱۸ سال از ساخت نخستین فیلم او پرده آخر است که اقتباسی بود بر اساس نمایشنامه هملت. فیلم در خلال ساخت با کمبود بودجه و برنامه ریزی نامناسب و بیماری کارگردان و تعویض بازیگران روبرو می شود که اثراتش را در نسخه نهایی فیلم نشان می دهد. البته ناگفته نماند، این فیلم جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر را به‌دست‌آورد و بهرام بیضایی، استاد چیره دست سینمای ایران درباره آن گفته است:

همان میزان گرما، پُختگی، تحّرک، دقّت، نکته‌بینی، نیرو، سلیقه و مهّم‌تر از همه استقلالِ سَبک که هجده سال پیش تماشاگرانِ پردۀ آخر از آن شگفت‌زده شدند را افزون بر تجربه‌ی گذر از این هجده سال، در تردید می‌توان دید. تسلّطِ مطلق بر چینشِ عناصر و پردازشِ حرکت‌ها، گُسترشِ مضمونِ هر صحنه، دقّت بر جزئیاتِ هر قاب و خودِ قاب‌بندی که همه برای تدوینی ویژه اندیشیده شده‌اند.

about-elly-2009-1

علیدوستی برای این فیلم در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن بود که رقابت را به لیلا حاتمی برای فیلم «بی پولی»باخت؛ اما بهترین کار علیدوستی در این سال و جشنواره بیست و هفتم «درباره الی» بود که سومین همکاری علیدوستی و فرهادی بود و نقطه شکوفایی فرهادی در مقام یک فیلمساز ایرانی. حضور ترانه در این فیلم در نقش الی، گرچه کوتاه اما تاثیرگذار است. الی که تا پایان فیلم هم نام کاملش را نمی فهمیم دختری است که به اصرار مادر یکی از بچه های مهدکودکی که در آن مشغول به کار است به مسافرتی خانوادگی آمده است که تا زمینه آشنایی اش با یکی از دوستان این خانواده مهیا شود. با ناپدید شدن الی، رازهای زندگی اش برملا می شود، دروغ ها آشکار می شوند و بعد تاریک و دروغ گوی هرکدام از شخصیت های داستان عریان. کار تا جایی پیش می رود که این خانواده برای نجات آبروی خودشان، آبروی الی را دستمایه قرار می دهند.

ترانه علیدوستی، مانی حقیقی و اصغر فرهادی در پشت صحنه درباره الی

ترانه علیدوستی، مانی حقیقی و اصغر فرهادی در پشت صحنه درباره الی

ترانه علی رغم حضور کوتاهش، چنان زیبا بازی می کند که امکان ندارد بیننده فیلم بعد از گذشت حتی چند سال از اکران فیلم خنده معصومانه وی را در حالی که بادبادکی به هوا فرستاده است را فراموش کند. فرهادی در الی به پختگی رسیده است که حاصل همکاری اش با یک گروه بازیگری توانا به خلق یک شاهکار منجر شده است. فیلم در سفر جهانی اش کلکسیونی از جوایز را بدست آورد و با افتخار تمام در گیشه هم فروش موفقی داشت. درباره این فیلم بیش از این سخن نمی گوییم. اگر مایل به مطالعه بیشتر درباره این فیلم و کارنامه فرهادی هستید شما را به مقاله ای با این مضمون که قبلا در نماوا منتشر شده است ارجاع می دهم.

ترانه علیدوستی، شهاب حسینی و اصغر فرهادی در کنفرانس مطبوعاتی فیلم فروشنده

ترانه علیدوستی، شهاب حسینی و اصغر فرهادی در کنفرانس مطبوعاتی فیلم فروشنده

بعد از «درباره الی»، ترانه علیدوستی در فیلم «زندگی با چشمان بسته»، برای بار دوم با رسول صدر عاملی همکاری می کند که در سال ۱۳۹۰ اکران می شود. این فیلم روایت چندان سرراستی ندارد و زیاد همه دیده نمی شود. بازی علیدوستی هم گویی از اینجا به بعد وارد یک فاز رکودی می شود. انتخاب هایش چندان حساب شده نیستند و این گونه به نظر می رسد که به نوعی کنار می نشیند و بیشتر به زندگی خصوصی اش می رسد و در حاشیه جریان اصلی سینما را نظاره می کند. فیلم های «راز دشت تاران»، «هرچی خدا بخواد»، «انتهای خیابان هشتم»، «پذیرایی ساده»، «آسمان زرد کم عمق»، «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» از این دست هستند. حتی فیلمی مثل «آسمان زرد کم» عمق یا «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» که فیلم های شایسته ای هستند و در زمان اکران مورد استقبال منتقدان قرار گرفتند هم نتوانستند آنچنان که باید و شاید علیدوستی را به دوران اوج بازگردانند. دستاورد وی در این دوره دو کاندیداتوری بازیگر نقش اول زن در از جشنواره های سی ام و سی یکم برای فیلم های پذیرایی ساده و آسمان زرد کم عمق است.

ترانه علیدوستی در تاتر FANS به کارگردانی محمد رحمانیان(۱۳۸۲)

ترانه علیدوستی در تیاتر FANS به کارگردانی محمد رحمانیان(۱۳۸۲)

به هر حال از بازیگر هنرمندی چون ترانه علیدوستی نمی توان انتظار داشت که در دوران رکودش هم کم تر از این ظاهر شود. بعد از این ها ترانه علیدوستی در فیلم «مادر، قلب اتمی» به کارگردانی علی احمدزاده بازی می کند که جز فیلم های اکران نشده و توقیف شده ای است که تا به امروز هم شانس اکران را بدست نیاورده اند به نظر می رسد به بایگانی تاریخ سینما پیوسته اند. حضور بعدی علیدوستی در «استراحت مطلق» عبدالرضا کاهانی است که وی در این فیلم علاوه بر ارائه یک بازی متفاوت، ظاهر شناخته شده و زیبایش را هم در هم می شکند و در نقش زن شهرستانی ظاهر می شود که به دلیل اعتیاد همسرش از او جدا شده و به تهران آمده است.شخصیتی که علیدوستی در این فیلم ایفا می کند، سمیرا، فقط می خواهد خوشبخت باشد. می خواهد برای خودش و فرزندش یک زندگی جدید بسازد و به راستی که در این نقش بسیار خوب ظاهر شده است.

bigslider سمیرا نماینده قشری است که همه ما ساکنان تهران آن ها را محکوم می کنیم که چرا به این شهر آمده اند، چرا به شهر خود باز نمی گردند و آنجا دنبال خوشبختی نمی‌گردند؟ کاهانی از طریق بازی درخشان علیدوستی پاسخ محکمی به همه این سوالات می دهد. در استراحت مطلق، زبان طنز کاهانی به اندازه همیشه برنده نیست و بیشتر خستگی و فرسودگی جایگزین آن شده است که در طراحی لباس و گریم و بازی علیدوستی، به خوبی دیده می شود.

absoloute-rest-1

تبی که شبکه های اجتماعی را پرکرده است و فروش بسیار موفق آن نویدبخش بازگشت دوباره علیدوستی به صحنه بود که با اکران فیلم موفق و تحسین شده فروشنده این ظن به یقین بدل شد. «فروشنده» که آخرین همکاری فرهادی و علیدوستی می باشد، برای ترانه فرصتی پدید آورده است تا نه تنها مثل روزهای قبل که حتی پرقدرت تر و بهتر ظاهر شود. بازی وی در این فیلم چنان مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد که خیلی ها منتظر بودند که وی با نخل طلای جشنواره کن به خانه برگردد. گرچه این امر محقق نشد اما علیدوستی در فروشنده ثابت کرد که بازیگری چیره دست و قابل است و هنوز در اوج.

shahrzad1
باری درباره «فروشنده» بیش از این سخن نمی گوییم که به اندازه کافی در نماوا راجع به آن و بازی علیدوستی در این فیلم صحبت شده است. آنچه باقی می ماند، این است که باید منتظر ماند و دید انتخاب بعدی ترانه علیدوستی چه خواهد بود و او به چه سمتی گام برمی دارد.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید