«اتفاقات عجیب» Stranger Things بالاخره حال و هوای یک سریال را به خود گرفته است. دو فصل اول این سریال ماوراءالطبیعی محبوب از نظر ساختار و حال و هوا بیشتر از یک سریال چند قسمته‌ی تلویزیونی شبیه یک فیلم و دنباله‌های آن بودند. این ساختار برای فصل اول که داستان گم شدن ویل بایرز (نوآ اشنپ) را دنبال می‌کرد جوابگو بود اما تکرار آن در فصل دوم روایت‌گویی سریال را تکراری کرده بود.
از آنجایی که تکرار این کار برای فصل سوم نتیجه نمی‌داد، سازندگان سریال مت و راس دافرز، راهی هوشمندانه برای ساخت فصل سوم پیدا کردند. به جز چند صحنه‌ی خاص، اکثر قسمت‌های جدید بی‌نظیرند. می‌توان گفت این فصل از نظر خلاقیت به اوج رسیده و حتی از فصل اول نیز بهتر ظاهر شده است.

غیرممکن است بدون اینکه داستان آن را لو بدهیم، درباره‌ی این فصل خارق‌العاده‌ حرف بزنیم. اما تا این حد می‌توان گفت که فصل سوم «اتفاقات عجیب» با نیم‌نگاهی به فیلم‌های زامبی و حمله‌ی بیگانگان، از فیلم‌های استیون اسپیلبرگ و آثار استیون کینگ الهام گرفته است و از ترکیب آن‌ها یک فصل بی‌نهایت ترسناک را خلق کرده است.
احتمالا بخشی که حتی جالبتر از بعد ترسناک سریال از آب در آمده است، مواجهه‌ی سریال با تغییرات افراد در دوره‌ی کودکی به نوجوانی است. مایک (فین ولفهارد)، لوکاس (کی‌لب مک‌لافلین)، ال (میلی بابی براون) و مکس (سیدی سینک که در این فصل نسبت به فصل پیش نقش بیشتری دارد) درگیر روابط احساسی‌ شده‌اند و این در حالی است که ویل تلاش می‌کند از بازی‌های کودکی‌شان “دخمه‌ها و اژدهایان” دور نشده و در همان حال و هوا باقی بمانند. داستین (گیتن ماتارازو) که یک ماه در کمپ تابستانی دور از بقیه بوده است با شروع سریال و برگشتن به هاوکینز احساس جدا افتادن از دوست‌هایش دارد.

فصل سوم سریال اتفاقات عجیب

نوجوان‌‌های بزرگ‌تر داستان نیز درگیر مشکلات خودشان هستند. ننسی (ناتالیا دایر) و جوناتان (چارلی هیتون) در روزنامه‌ی محلی کار پیدا کرده‌اند و مجبورند با تفاوت طبقاتی‌شان کنار بیایند. با وجود تمام تلاش‌های انجام شده، شخصیت‌های نانسی و جوناتان ضعیف‌ترین شخصیت‌های سریال باقی مانده و فصل سوم زمان زیادی را صرف آن‌ها می‌کند.
اما استیو (جو کیری) فوق‌العاده ظاهر شده است. او با پایان دبیرستان، در یک بستنی فروشی مشغول به کار شده است و در حالی که مشغول سر و کله زدن با همکار جدیدش رابین (مایا هاک، دختر اوما تورمن و ایثن هاک که شخصیت عجیب و دل‌نشینی را در این فصل جلوی دوربین برده است) است، تلاش می‌کند در دنیای واقعی هم شهرتش به عنوان بچه‌ی محبوب به دست بیاورد.

 گیتن ماترازو جو کری مایا هاک

هاپر (دیوید هاربر) و جویس (وینونا رایدر) نیز در حال کنار آمدن با تغییرات به وجود آمده در خانواد‌ه‌شان هستند. جویس در حال عزاداری برای دوست از دست رفته‌اش باب نیوبی (شان آستین) است و هاپر تلاش می‌کند روش سنتی را برای تربیت ال به عنوان پدرش در پی گیرد. تنش‌‌های عاشقانه‌ و تناقضات میان هاپر و جویس، ملودرام و طنز خاصی را به همراه دارد. با وجود اتفاقات عجیبی که در حال رخ دادن است، دیگر شخصیت‌های بزرگ‌سال سریال به طرز عجیبی کاملا بیخیال به نظر می‌رسند.
یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های این فصل جدید «اتفاقات عجیب» این است که داستان آن در تابستان ۱۹۸۵، درست شش ماه بعد از اتفاقات فصل دوم سریال دنبال می‌شود. این در حالی است که با توجه به وقفه‌ی میان فصل دوم و فصل جدید، بازیگران جوان سریال رشد زیادی داشته‌اند و زودتر از شخصیت‌هایشان بزرگ شده‌اند.

 وینونا رایدر، دیوید هاربر،

با این وجود نویسندگان «اتفاقات عجیب» توانسته‌اند بدون اینکه به هسته‌ی داستان صدمه‌ای وارد کنند، راهی برای رشد کردن و تغییر شخصیت‌ها و هیولاهای دنیایشان پیدا کنند. در نهایت با اینکه ممکن است نفوذ چندین و چندباره‌‌ی آپساید داون به هاوکینز کمی تکراری به نظر برسد، اما فصل سوم ثابت کرده است هیولاها و اتفاقات عجیب، تنها دلیل برای تماشای این سریال جذاب نیستند.

و حالا نظر سایر منتقدین در مورد فصل سوم «چیزهای عجیب»:

مایک ای. پریگارد منتقد بوستون هرالد نوشته است:

اتفاقات عجیب فصل 3

“این فصل جدید از همان ابتدا تلاش بیشتری برای به تصویر کشیدن چالش‌های بزرگ شدن کرده است. فصل سوم یک فصل اساسی برای «اتفاقات عجیب» بود، فصلی که هم می‌تواند پایان این سریال باشد که البته با توجه به محبوبیت سریال، احتمال آن بسیار کم است. سازندگان سریال هم اصرار دارند که لااقل برای پنج فصل داستان دارند.
از میان بازیگران نوجوان نیز براون بازی احساسی و بی‌نظیری را از خودش به یادگار گذاشته است.”

جودی برمن منتقد تایم نقد خود را اینطور تمام کرده است:

«اتفاقات عجیب» به ما اجازه می‌دهد به درون یک دنیای ایده‌آل دهه‌ی ۸۰ میلادی که تفاوت زیادی با دنیای خیالی که در قسمت سن جونیپرو «آینه سیاه» نشان داده شد ندارد، فرار کنیم. با اینکه تقلید ضعیفی از چیزی است که قبلا داشتیم اما هیچ کس نمی‌تواند ما را برای غرق شدن در آن و لذت بردن سرزنش کند.”

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید