Stateless با داستان واقعی خود زندگی می‌کند و می‌میرد. این سریال جدید نتفلیکس که حاصل همکاری کیت بلانشت، تونی آیرس، و الیزه مک‌کردل است، از داستان زندگی کرنلیا رائو الهام می‌گیرد، خدمه‌ی سابق پرواز که زندانی شدنش در یک مرکز پناهندگان در استرالیا به مدت ده ماه جنجال بین‌المللی به پا کرده بود. چطور شهروند یک کشور از خاک کشور خودش به مدت قریب به یک سال محروم شده بود؟
سریال Stateless به این سوال به شیوه‌ای اسرارآمیز نگاه نمی‌کند، بلکه جواب‌های آن به خودی خود بسیار عجیب و غریب‌تر از آن هستند که بتوان نادیده گرفت — و همچنین تمرکز سریال را از اهداف اصلی خود منحرف می‌کنند. وقتی آوسیس فهمید که یکی از خودشان به اشتباه در سال ۲۰۰۵ تحت بازداشت نگه داشته شده است، توجهات زیادی را به سوی سیستم مهاجرتی بی‌رحم که کاستی‌های عمیقی دارد، جلب کرد. ناگهان مجازات کسانی که در جستجوی سرپناه قدم به راهی نامعلوم گذاشته بودند دیگر مشکل “خارجی‌ها” نبود، بلکه مشکل همه بود.
Stateless سعی می‌کند با روایت همان داستان، همان حس و پاسخ را مجددا برانگیزد، اما این بار با روایتی از پیش نوشته شده که گروهی از بازیگران توانا آن‌را بازگو می‌کنند. (ایوان استراهاوسکی نقش سوفی ورنر را بازی می‌کند، شخصیتی که از رائو الهام گرفته شده است.)

همچنین بخوانید:
نقد فصل اول سریال دستگیری The Capture – نگاهی به آینده‌ی وحشتناک نظارت گسترده‌ی حکومتی

ایوان استراهاوسکی

شش قسمت این سریال خوش‌ساخت، با نیتی درست و نقش‌آفرینی زیبای بازیگران ساخته شده‌اند، اما با تمرکز بر یک قربانی سفید — در کنار بسیاری شخصیت‌های سفید دیگر — Stateless بیشتر به سمت یک استثنا کشیده می‌شود به جای آن‌که به هجمه‌ی کلان واقعی که علیه پناه‌جویان بازداشت شده وجود دارد بپردازد.
Stateless با سوفی شروع می‌شود که در بیابان در حال دویدن است. نفس او بریده شده و به نظر می‌رسد گم شده باشد، او به زانو در می‌آید و ناگهان یک بادکنک قرمز — که بسیار دور از ذهن است که در چنین موقعیتی به چشم بخورد — ظاهر می‌شود. از آن‌جا سریال فلش‌بکی به گذشته می‌زند و ظرفیت محدود طنز خود را صرف نشان دادن بادکنک قرمز در موقعیت‌های به خصوصی از زندگی “عادی” گذشته‌ی سوفی می‌کند. پیش از این دویدن مرگ‌آسا، سوفی یک خدمه‌ی پرواز و یک رقاص توانا بود. همه چیز تا به اینجا عادی به نظر می‌رسد تا وقتی که طی یک شام خانوادگی پر استرس، سوفی از پنجره بیرون می‌پرد و فرار می‌کند. بسیار خب، شاید او واقعا دوست ندارد ناگهان با افرادی که نمی‌شناسد مواجه شود، و یا شاید راز تاریکی در تاریخچه‌ی روابط خانوادگی او وجود دارد که ما هنوز از آن بی‌اطلاع هستیم. و یا شاید او عضو یک فرقه‌ی مخفی رقاصان است که او را از طریق سندرم بچه‌ی دوم بودنش تحت فشار می‌گذارند و از خواهر پرعاطفه‌اش جادوگری خبیث ساخته‌اند که تمام توجهات جهان را به خود جلب می‌کند.

سریال Stateless

جای کورتنی (بازیگر فیلم یک روز خوب برای جان‌سخت) نقش کم را بازی می‌کند، یک مکانیک، شوهر و پدری که با حقوق خوب وسوسه شده است تا نگهبانی مرکز نگهداری پناه‌جویان را به عهده بگیرد. کم به زودی تحت تاثیر آن‌چه که در آن مرکز می‌بیند قرار می‌گیرد. بچه‌ها از مادرانشان جدا می‌شوند. پناه‌جویان برای سال‌ها و دهه‌ها زندانی می‌شوند. هر روز دعوا و درگیری در جریان است و همکاران کم از افراد بی‌تفاوت به این موضوعات تا افراد سادیستیک را در بر می‌گیرد؛ می‌توانید حدس بزنید کم با قرارگیری در این محیط چگونه بر روی روح و روان خود ارزش‌گذاری می‌کند.
امیر (با نقش‌آفرینی باورپذیر و دلنشین فیصل بزی) تنها شخصیت رنگین‌پوست گروه بازیگران اصلی Stateless است. امیر پس از دادن پول اندکی که دارد به قاچاقچیان انسان، در مسیر جستجوی خانواده‌ی خود سر از کمپ پناه‌جویان در می‌آورد. داستان امیر که مملو از فقر، بدشانسی و رویارویی با سیستمی است که با بهترین انگیزه‌ها و نیت‌های او در هر قدم مسیرش مقابله می‌کند، هم بسیار تاثیرگذار است و هم در عین حال کمتر از همه چیز به آن پرداخته می‌شود. من چیزی به جز رنج‌های امیر از او نمی‌دانم؛ سریال به زحمت می‌گوید که او اهل کجاست و برای چه فرار کرده است، چه رسد به این‌که کجا کار می‌کرده، عاشق چه چیزی است، و یا هر ویژگی شخصی دیگری که گاه و بی‌گاه در مورد سایر شخصیت‌های سریال بازگو می‌شود.

سریال Stateless

کم عاشق استخر، نوشیدنی و راگبی است. او مردی با هیکل بزرگ است که شکمی در خورد نوشیدنی‌هایش دارد. شخصیت سوفی توسط ویژگی‌های مختلفی توصیف می‌شود که باعث می‌شود منحصر به فرد و پیچیده باشد (استراهاوسکی هم کمک زیادی به این موضوع می‌کند، و به تک تک باورهای سوفی پایبند است، صرف‌نظر از این‌که چقدر اشتباه هستند.)
امیر نماینده‌ی عده‌ی کثیری در دنیاست؛ او و خانواده‌اش نماینده‌ی ۷۰ میلیون انسان بی‌خانمان هستند که از جنگ و یا مجازات در جای جای دنیا فرار کرده‌اند. این آمار در بخش‌های پایانی سریال ارائه می‌شود. Stateless از مخاطبان خود انتظار دارد با چهره‌های آشنا و داستانی واقعی پا به دنیایی بگذارند که در آن انسان‌ها و داستان‌هایی که هنوز درباره‌ی آن‌ها چیزی نمی‌دانیم به وفور یافت می‌شود. اما در سال ۲۰۲۰ تمام مخاطبان می‌دانند چه بلایی بر سر پناه‌جویان می‌آید؛ آن‌ها نیاز به تمثیل و داستان ندارند تا با کسانی که ماه‌ها و سال‌ها در زندان اسیر شده‌اند هم‌دردی کنند، و داستان رائو بهترین داستانی نیست که نماینده‌ی مردمی باشد که سختی‌ها و چالش‌های این مسیر را از سر می‌گذرانند. Stateless به عنوان سریالی با داستان واقعی که به یک بحران جهانی می‌پردازد، کار خود را به خوبی انجام داده است. اما با توجه به وضعیت فعلی این بحران در دنیا، کمی کاستی در آن به چشم می‌خورد و به نظر می‌آید جا داشت به ابعاد بیشتر و جزئی‌تری از آن در این سریال پرداخته شود.

این مطلب برگرفته از نوشته‌ی بن ترورس در وب‌سایت ایندی‌وایر است.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید