خطر لو رفتن داستان
وقتی انتظار سریالی را می‌کشید، هیجان‌انگیزترین بعد این انتظار قسمت اول است. همین‌که قسمت اول عرضه شد، انگار همه‌چیز روی غلتک می‌افتد و آن حس آشنا و فضای ملموس بار دیگر شمارا در خود می‌گیرد. حالا بعد از چند ماه اولین قسمت از فصل سوم مجموعه «شهرزاد» پخش‌شده است. حقیقت این است که در این قسمت، کنش‌های زیادی نمی‌بینیم و روایت دنباله آخرین قسمت فصل دوم است؛ اما همین روایت ساده هم حاوی کدها و سرنخ‌هایی است که با وصل کردن آن‌ها به هم می‌توان مسیری که «شهرزاد» طی خواهد کرد و مقصدی که به آن خواهد رسید را پیش‌بینی کرد.
یکی از مهم‌ترین اتفاقات این قسمت قتل شیروانی است که ازیک‌طرف پیمان دوستی و شراکت بهبودی و قباد دیوان‌سالار را تحکیم می‌کند و از طرف دیگر این فرضیه را که شیروانی قرار است در فصل سوم نقش مهمی داشته باشد را رد می‌کند. با مرگ شیروانی، باید به دنبال مهره جایگزینی برای قرار گرفتن در مقابل قباد باشیم که درعین‌حال به‌مانند کاراکتر بزرگ آقا و عمه بلقیس، خاصیت کنترل‌کنندگی داشته باشد و بتواند ماهرانه مهره‌های شطرنج را آن‌گونه که می‌خواهد حرکت دهد. به نظر می‌رسد سروان پرویز، با هنرنمایی امیر جعفری، گزینه مناسبی برای این کاراکتر باشد. هنوز نمی‌دانیم که نقشه‌اش چیست و به دنبال چه چیزی است، ارتباطش با اکرم مرموز و باانگیزه‌های پنهان به نظر می‌رسد اما در همین اول کار، این سروان پرویز است که از دور آدم‌های ماجرا را آن‌گونه که می‌خواهد هدایت می‌کند.
اکرم (گلاره عباسی) که اکنون چند ماهی از بارداری‌اش می‌گذرد، همچنان کنشمند اصلی ماجراست. قسمت اول درجایی تمام می‌شود که اکرم تحت‌فشار و تحت تأثیر صحبت‌های سروان قصد جان کبیر را می‌کند و پایان این قسمت درست جایی که بالش را روی صورت بچه پایین می‌آورد، ایجاد یک تعلیق اساسی است.
شهرزاد، در قسمت اول، به‌مانند فصل دوم، کنش زیادی ندارد و حضورش صرفاً برای بسط اندیشه و تفکر فمینیستی و مدرنش است؛ اما خانواده شهرزاد در شرایط حساس و دشواری قرار دارند. حمیرا (نسیم ادبی) با همسرش هوشنگ (رامین ناصر نصیر) اختلافات اساسی دارد و هوشنگ هم که به‌شدت تحت‌فشار مالی است به قباد روی می‌آورد و حالا قباد یک منبع اطلاعاتی دسته اول از شهرزاد و همسرش و همه تحرکاتشان در اختیار دارد.
فرهاد هم همچنان با آرزوهای آزادی‌خواهانه‌اش در مسیر پرخطری گام برمی‌دارد و در طرح نقشه فراری دادن دکتر مصدق جدی‌تر از پیش است، موضوعی که می‌تواند زندگی شهرزاد و فرهاد را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد.
اما در این قسمت جای خالی دو کاراکتر اصلی به‌شدت به چشم می‌آید؛ نصرت و هاشم. آخرین باری که هاشم را دیدیم در حال کمک به همسر بهبودی بود تا از کشور خارج شود و احتمالاً کیف مدارک بهبودی هم در حال حاضر همراه اوست. نصرت هم که هنوز یک‌مهره مرموز است که انگیزه‌هایش مشخص نیست، حالا که معشوقه‌اش کشته‌شده است، مثل یک مار زخمی می‌ماند که باید از او ترسید و این غیبت کمی عجیب است.
به‌هرحال، انتظار برای شروع فصل سوم شهرزاد به سرآمد و حالا فقط هر هفته باید منتظر باشیم تا ببینیم پایان این ماجرا به کجا ختم می‌شود.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید