این جواهر، که در پاریس اتفاقی می افتد، دومین شاهکار بیلی وایلدر با ادری هپبورن است، و نیز آغاز همکاری درخشانی با  آی ال دایموند، هپبورن نقش دختر کارآگاه خصوصی، کلود شواس (موریس شوالیه) را اجرا می‌کند، دختری معصوم که نوازنده ویلون سل است. هپبورن با استراق سمع پشت در اتاق کار پدرش عملاً درگیر رابطه عاشقائه «پلی بوی» مشهوری می‌شود که نقش او را گری کوپر اجرا می‌کند.
ادری هیپرن دوست داشتنی و فریبنده چهار سال پس از درخشش بینظیر در نقش شاهزاده فراری فیلم«تعطیلات رمی» به کارگردانی ویلیام وایلر که جایزه اسکار را برای او به ارمغان آورد و یک شبِ او را به نماد معصومیت سینمای دهه پنجاه و شصت سینمای آمریکا تبدیل کرد، این بار در فیلم «عشق در بعد از ظهر» در نقش دختری ساده دل که گرفتار یک دون‌ژوان میانسال می‌شود ظاهر می‌شود. خود این انتخاب از شیطنت‌ها‌ی وایلدر بشمار می‌رود که او برای همچین نقشی ادری هیپبرن رو بر می‌گزنید. دختر کاراگاه فیلم ما در نهایت با گذر از معصومیت ِ باسمه‌ای به دختری رِند تبدیل می‌شود تا دون‌ژوان خرپول فیلم را به زانو در آ‌ورد.
و اما بشنوید از حضور گری کوپر، کلانتر نخراشیده فیلم «ماجرای نیمروز» ِ فرد زینه مان در «عشق در بعد از ظهر». وایلدر که همیشه سودای همکاری با کری گرانت را در سر می‌پروارند، همه تلاش خود را انجام داد تا در «عشق در بعد از ظهر» بلاخره این طلسم شکسته شود و کری گرانت جلوی دوربینش برود که این بار‌ها هم با اینکه به نظر می رسید همه چی بر وفق مراد پیش می‌رود، در اخرین لحظات به دلیل تداخل کاری این امکان از دست رفت و گری‌گوپر جایگزین گردید. دلخوری و عدم رضایت وایلدر تا جایی از این اتفاق مشهود بود که در تمام صحنه های دو نفره و تک نفره گری کوپر ، تعمدا در سایه قرار داده شده است و نوعی مدیر فیلم‌برداری فیلم طراحی نور کرده که کمترین میزان از صورت این بازیگر معلوم باشد.
برای پی بردن به نبوغ وایلدر، به ارکستر چهارنفرهٔ سازهای زهی مجار توجه کنید که کوپر را در همه جا دنبال می‌کنند، و برای تمام ماجراهای او موسیقی متن رمانتیکی می‌نوازند. صحنه ای که کوپر به نوار ضبط صوتی پر شده توسط هپبورن گوش می‌دهد که در آن فهرست طویلی از عشاق خیالی اش را برمی‌شمرد، یکی از‌موفقترین لحظه‌های دوران سینمایی وایلدر است. همچنان که کوپر و نوازندگان ویلن، میز مشروبات الکلی را اتاق به اتاق و پشت سر هم برای هم می‌فرستند، رومئوی اندوهگین به علاقهٔ رو‌به افزایش‌اش به دخترک پی می‌برد، اغلب کارگردانان به‌سادگی بازیگر نقش اول را به نوشخانه‌ای می‌فرستادند. ولی آنها که وایلدر نیستند!!
در مجموع «عشق در بعد از ظهر» سرشار از تغزلهای تصویری و موسیقایی است و حتما یکی از بهترین آثار وایلدر پیش از «آپارتمان» و «بعضی ها داغش رو دوست دارند» است. روح ارنست لوبیچ استاد ابدی و ازلی وایلدر در این اثر بسیار زنده است.به خصوص سکانس افتتاحیه فیلم که راوی فیلم پاریس رو به تماشاچی معرفی می‌کند، یادآور پاریس ِ فیلم «نینوچکا» ِ لوبیچ است.
این به جای توصیف سکانس به یاد ماندنی فیلم، خود آن را برایتان انتخاب کرده‌ایم. از نبوغ وایلدر لذت ببرید و منتظر خاطره بازی با فیلم «سانست بلوار» باشد.

 

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید