عباس کیارستمی فیلم ساز ایرانی در چهارم ژوئیه در سن ۷۶ سالگی در شهر پاریس درگذشت. این ضایعه بزرگی برای جهان سینما محسوب می شود. جمله ژان لوک گدار (سینما گر شهیر فرانسوی) درباره کیارستمی شاید اغراق آمیز باشد, اما در عین حال یک حقیقت شاعرانه نیز هستد. او گفته است: سینما با دی. دابلیو گریفیث آغاز می شود و با عباس کیارستمی تمام می‌شود.فیلمسازی بلندمرتبه، با مهارتی هشیارانه در آغاز قرن بیستم؛ با خیالاتی لطیف و زیرکانه از حقیقت و زیبایی در پایان همان قرن و ادامه آن در قرن بیست ویکم.
کیارستمی پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ در ایران باقی ماند. او زندگی خود را برای ثبت بافت، شیدایی، زیبایی جسورانه و معمای زندگی وهستی در چنین جایی وقف کرد. من کار این کارگردان و نویسنده را از آخر به اول شناختم، هنگامی که دراولین اکران عمومی در جشنواره کن با روایت فیلم های پایانی او مواجه شدم، «کپی برابر اصل» در سال ۲۰۱۰ و «مثل یک عاشق» در سال ۲۰۱۲، آن فیلم هایی که خارج از کشور خود ساخت. پس از آن، به عنوان قطعات جدا از یک پازل بزرگ، من فیلم «طعم گیلاس» (که برای آن جایزه نخل طلا را برده بود) وبعد «باد ما را خواهد برد» و «زیر درختان زیتون» را خارج از ترتیب دیدم، چشم اندازی محزون از زندگی و دیگر هیچ (به قول اسم یکی از فیلم هایش).
درمصاحبه ای با تریبون که در سال ۲۰۱۱ انجام شد و در این روزنامه همراه با نقد های «کپی برابر اصل» و «مثل یک عاشق» دوباره چاپ شد. عباس کیارستمی در این مصاحبه از فیلم برداری در توسکانی، صحنه های گالری تهران و لذت های دیگر صحبت می کند. کیارستمی از طریق مترجم به من گفت: من در شگفتم، با وضعیت اقتصادی و سیاسی، با تمام ظلم وستمی که ما از آن رنج می‌بریم، چطور هنوز می‌توانیم وقت وپول کافی برای هنر پیدا کنیم؟ من هیچ توضیحی برای آن ندارم. …هرگاه هر گونه شکست اقتصادی یا اجتماعی از هر دستی رخ می دهد، هنر تبدیل به یک پناهگاه می شود، راهی برای فرار از واقعیت مشکلات.»
منبع: chicagotribune

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید