«بن هور» ساخته‌شده در سال ۲۰۱۶ و محصول کشور آمریکا، فیلمی حماسی/ماجراجویی/درام به کارگردانی تیمور بکمامبتوف و نویسندگیِ کیث کلارک و جان ریدلی است. این فیلم پنجمین اقتباس سینمایی از رمان بن هور: قصه‌ای از مسیح” نوشته لو والاس (۱۸۸۰) است. دو فیلم اولی که بر اساس این رمان ساخته شد یکی در سال ۱۹۰۷ و دیگری در سال ۱۹۲۵، هر دو فیلم‌های صامت بودند. فیلم اقتباسی سال ۱۹۹۷ (با بازی چارلتون هستون) برنده جایزه اسکار شد و در سال ۲۰۰۳ یک انیمیشنش به همین نام از روی این رمان ساخته شد. این فیلم جدید القابی چون “دوباره‌سازی “دوباره تصویر شده و “تفسیر جدید” را یدک می‌کشد. ستارگان فیلم جک هیستون، مورگان فریمن، توبی کِبِل، نازنین بنیادی، هالوک بیلگینر و رودریگو سانتورو هستند. «بن هور» در نهم آگوست ۲۰۱۶ در مکزیکوسیتی برای اولین بار به روی پرده رفت و اکران عمومی آن از نوزدهم آگوست ۲۰۱۶ شروع‌شده است.

635658325675827027-xxx-risen-mov-jy-5898-72638074-1200x630-1

بن هور که بر اساس رمانی از لیو والاس ساخته‌شده است؛ داستان تاجری یهودی که در پی انتقام از دوست اسبقش است را روایت می‌کند، کسی که خواهر و مادر او را زندانی و او را وادار به بردگی کرده است. تیمور بکمامبتوف کارگردان فیلم موردبحث است، البته نباید انتظار داشت که به‌خوبی فیلم آخر و جوایز بی‌نظیرش باشد؛ اما آنونس فیلم قولِ جنگ و زدوخوردهای جانانه را به بینندگان می‌دهد و تنها موهای بافته‌ی مورگان فریمن است که فیلم را از گلادیاتور، ۳۰۰ و خدایان مصر و این قبیل متمایز می‌کند. مشکل اینجاست که باوجود پیچیدگی‌های روزگار مدرن کنونی، هر فیلم جدیدی، درواقع گونه‌ای از تقلید محسوب می‌شود. اگر پیشوند “گی” یک مدل بستنی‌فروشی بود، حتماً حداقل ۵۷ مدل بستنی وانیلی داشت.

هالیوود متوجه شده است که بقایش در ساخت دوباره‌ی فیلم‌های قدیمی است، البته این موضوع، به این معنی نیست که باید بلندی‌های بادگیر، دیو و دلبر و یا هفت دلاور را دوباره بسازند. شمار فیلم‌های بدساختی که در سودای بهتر شدن هستند کم نیست، اینجا اشاره‌ی داریم بر، ۱۰ فیلم که در این دسته هستند.

۱۰ – مارشال‌های ایالتی (us marshals)

این فیلم ادامه‌ای نه‌چندان شاخص برای فیلم فراری ست که در آن تامی لی جونز در تلاش برای به دام انداختن بی‌گناه داستان، هریسون فورد است. مارشال‌های ایالتی نیز تلاش به بازگوییِ همین استان دارد، البته با بی‌گناهی متفاوت که نتوانست نگاه بینندگان را به خود جلب کند. امپایر هم فیلم را بسیار معمولی، بی‌انگیزه و بی تعلیق تفسیر می‌کند. فیلم حول محور جونز که جایزه اسکار را برای فراری برده بود می‌چرخد که کارِ بسیار سختی است، به همین دلیل این نسخه از فیلم بهتر است که از تصورات اسبق کاملاً دور شود و نقش بی‌گناه بر عهده یک زن گذاشته شود، کسی همانندِ جون الن یا کیم دیکنز.
آن‌ها را در رقابت با کریس پرتِ بی‌گناه بگذارید که برای گناه انجام نداده‌اش تحت تعقیب است، کارِ جالبی از کار درخواهد آمد. فکر کنید قسمت پایانیِ فیلم را به که رابرت دوانی جونیر تبه‌کار فیلم به سخن می‌آید و نقشه شیطانی خود را برملا می‌کند، شاید بهتر باشد که این قسمت از فیلم ما پاک شود.

fi4ev854prer78_1_a۹ – استیل (Steel)

احتمالاً وارنر برادرز در سال ۱۹۹۷ تمامی سرمایه خود را برای فیلم بتمن و رابین خرج کرده بوده است، زیرا فیلم استیل استانداردهای فیلم ساخته‌شده از روی کتاب‌های کمیک را ندارد و تنها حضور بازیگرانی چون ریچارد راندتری در فیلم باعث می‌شود فکر کنیم که این فیلم برای پرده‌های سینماهای کوچک ساخته نشده است بدتر از آن، هنرپیشه اصلی فیلم کسی نیست جز، شکیل اونیل بسکتبالیستِ ۲۱۵ سانتیمتریِ ان بی ای که قبلاً نقش غول چراغ را در Kazaam بازی کرده بود. تصور کنید که تبه‌کار داستان و دشمن شما مردی سیاه‌پوست و ۲۱۵ سانتیمتری است که کم‌وبیش سعی در مخفی کردن هویت خود دارد، پیدا کردن این تبه‌کار، کار چندان سختی نخواهد بود. اعتراضاتی این‌چنین، قابل جبران نخواهند بود، ولی استیل قابلیت بازگشت به صحنه را دارد، می‌تواند به‌عنوان نقشی مکمل در فیلم حضورداشته باشد. بار اول در سال ۱۹۹۴ و در فیلم مرگ سوپرمن حضور داشت، پس حضورش در کنار سوپرمن چندان دور از ذهن و نامحتمل نیست.

justicier-d-acier-1997-03-g۸ – Hell Comes To Frogtown

رادی پایپرِ بزرگ، بازی نقش سام هل، آخرین مرد بارور جهان را بر عهده دارد که مأموریتی رؤیایی بر عهده‌اش گذاشته می‌شود، او باید زنانی زیبا را از اسارت نجات داده و آن‌ها را باردار کند. نکته داستان در این است که او باید زنان داستان را، در شهر قورباغه‌ای و از دست قورباغه‌هایی جهش‌یافته و دیوانه، در نقطه‌ای دورافتاده در صحرا که بازگشتی از آن نیست، پیدا کند و آن‌ها را نجات دهد. برای دادن انگیزه بیشتر به هل، بمب کوچکی به او وصل شده که در صورت فرارِ وی، منفجر خواهد شد. سندهال برگمن نیز همراه اوست و درنتیجه، چاره‌ای جز اطاعت از اوامر ندارد. در زمانه‌ای که مکس دیوانه در بازار موجود است، فیلم‌های رده پایینی همچون این فیلم ارزشی ندارند. ساخت دوباره‌ی شهر قورباغه‌ای می‌تواند در میان فیلم‌هایی که نشانگرِ حمله‌ی کوسه‌ها و یا زامبی‌ها هستند، بدرخشد. مخصوصاً اگر دو این جانسون حاضر به همکاری شود و یا به سراغ جان سینا بروند.

frogtown2۷ – تنها در تاریکی (Alone In The Dark)

متهم درجه اول در پرونده‌ای با حضور اووه بال، فیلم تنها در تاریکی با توجه به تعقیب و گریزهای خوش‌پرداخت و هیولاهای نه‌چندان خوش‌ساخت فیلم، ایده‌های جالبی نیز ارائه می‌کند. قبل از شروع فیلم، راوی داستان را تعریف می‌کند، همین‌جا برای ساخت یک فیلم خوب به‌اندازه‌ی کافی موضوع هست، پس چرا فیلم را از وسط داستان شروع می‌کنند پس از آنونسی بی‌نظیر برای بازیِ تنها در تاریکی، فیلم از چهارمین قسمت مجموعه‌ی بازی،‌ تنها در تاریکی-کابوسی جدید، شروع می‌شود. درواقع فیلم از اول برای طرفداران پر و پا قرص بازی‌ها ساخته‌شده بود، یعنی از اول شکست‌خورده محسوب می‌شد فیلمی سرگرم‌کننده در نهاد این داستان نهفته است ولی در این دستانِ فیلم‌ساز درگیر با تعریف داستان (به ازای فروش زیاد) کار بیشتری از فیلم برنمی‌آید، یک ساخت جدید می‌تواند فیلم را احیا کند. فقط نباید به سراغ انسان‌شناسی چون تارا رید بروند.

alone_in_the_dark_split۶ – شیاطین (Demons)

این فیلم خیلی بر روی نقش‌ها و قابل‌قبول بودن کارنکرده است، ولی بسیار سرگرم‌کننده است. موارد بسیار جالبی را در مورد تبدیل‌شدن شبانه‌ی دوستانتان به موجوداتی با چنگال‌های بزرگ و حمله به تماشاگران سینما و تبدیل آن‌ها به شیاطینی تشنه به خون را برای بیننده بازگو می‌کند. البته خوشبختانه و خیلی اتفاقی، شمشیر و موتوری در سالن سینما برای قهرمانان داستان حاضر است؛ و آن‌ها همراه با موزیکِ متنی راک، از میان صندلی‌های سینما فرار می‌کنند و حتی هلیکوپتری از سقف وارد می‌شود و آن‌ها را فراری می‌دهد.
ساختی دوباره بدون استفاده از دوبله‌های عجیب و نقش‌های از مد افتاده‌ای چون تونیِ ساقی (شخصیتی کاریکاتوری از عهد عتیق در فیلم) می‌تواند کارساز باشد. البته تا زمانی که از جی کورتنی یا بازیگرانِ گرگ‌ومیش در فیلم جدید استفاده نشود.

demons-image-10۵ – حمله جسد دزدها (Invasion Of The Body Snatchers)

درست است که این فیلم دوباره نه یک‌بار، نه دو بار، بلکه سه بار ساخته‌شده است، آخرین آن با بازی دنیل کریگ و نیکول کیدمن همراه بوده است. اگر آن نسخه را ندید،‌ برای توضیح در یک کلمه باید بگویم: اَه، همشون افتضاح هستند.هرکدام از نسخه‌های این فیلم نگرانی‌های دهه‌ای را نشان می‌دهند که فیلم در آن ساخته‌شده است، فیلم سال ۱۹۵۶ در مورد پاک‌سازی کمونیست‌ها در امریکاست، فیلم سال ۱۹۷۸ درباره‌ی توهمات پس از واترگیت است و فیلم سال ۱۹۹۴ درباره‌ی تنش‌ها، پس از جنگ سرد است. تصور کنید که می‌توانیم شاهد فیلمی باشیم درباره‌ی نوعی باکتری که از فضا به انسان‌ها منتقل می‌شود تا آن‌ها را تبدیل به انسان‌هایی بی‌روح کند که در عصر رسانه‌های اجتماعی، جهان‌های سینمایی مشترک و برندهای شرکتی زندگی می‌کنند.

tumblr_nb0qr8xwcm1tvsbvjo3_1280 در داستان ما دختری نوجوان در تلاش برای درک فرهنگ عمومیِ مشترک و یکسان اطرافیانش متوجه می‌شود که همه افراد در شهر تبدیل به موجوداتی انسان‌نما شده‌اند (بهترین بینندگان برای فیلم بتمن در مقابل سوپرمن همین افرادند).

maxresdefault-12۴ – قطعه (Pieces)

نمونه‌ی بارزی ست از فیلم‌هایی که از شدت بد بودن خوب هستند.فیلم در دستان کارگردانِ اسپانیایی، خوان پیکوئر سیمون، فیلمی که باید یک فیلم ترسناک باشد، تبدیل به فیلمی پلیسی می‌شود که در تلاش برای متوقف کردن دیوانه‌ای زنجیری در دانشگاه بوستون است که زنان را با اره‌برقی تکه‌تکه می‌کند. به علت نبود شاهد از سربریدن دختری در حیاط جلوی دانشگاه، رئیس دانشگاه تصمیم می‌گیرد که این اتفاق را تصادفی اعلام کند و دانشگاه را نبندد. این موضوع باعث می‌شود چندین قتل دیگر نیز اتفاق بیافتد و جالب‌ترینشان قتل دختری است که با قاتل وارد آسانسور می‌شود و تنها زمانی که اره‌برقی روشن می‌شود متوجه جریان می‌شود. مسلماً ساخت دوباره‌ی این فیلم با تعریفِ همین داستان مسخره است، پس حتماً باید در یک هواپیما اتفاق بیافتد. با بازیگرانی همچون، بن استیلر، ویل فرل و مارک والبرگ و بهترین کمدی ۲۰۱۷ را خواهیم دید.

pieces2-1600x900-c-default۳- کبرا (Cobra)

حتی فیلم مسخره و لوس دهه ۸۰، Red Dawn هم دوباره ساخته‌شده، پس دیدن دوباره‌ی این فیلم از سیلوستر استالون خیلی هم چالش‌برانگیز نیست.
فیلم همه‌ی کلیشه‌های فیلم‌های پلیسی را دارد،‌ یک قهرمان تک رو، رئیسی اعصاب خورد کن، با قاتلی چشم چپ و انبوهی زدوخورد. در این دنیای وانفسا به فیلم‌هایی این‌چنین که تشخیص نقش خوب و بد از هم آسان است احتیاج زیادی ست.
ساخت دوباره فیلم می‌تواند نشانگرِ اعمالی متفاوت ازتبه کار و گروهش باشد،‌ در نسخه استالون تبه‌کاران در سوله‌ای با کوبیدن تبرها به هم سعی در تغییر اجتماع دارد. آن‌ها درباره‌ی دنیایی جدید که سعی به ساختش دارند صحبت می‌کنند ولی نشانه‌های کمی از وجود آن در فیلم وجود دارد، مگر اینکه تلاش برای قتل بریجیت نیلسن اولین گام برای تحقق آرزویشان باشد.

cobra-original۲. The Tingler
قلعه‌ی تیره، خود را با ساخت‌هایی دوباره از فیلم‌های ویلیام کسل (بازگشت به خانه روی تپه جن‌زده و ۱۳ روح) نشان داده است،‌ پس حتماً فیلم‌های بزرگ‌نما و ترسناک مخاطب زیادی دارد. با در نظر گرفتن این‌که فیلم‌های مدرن نمی‌خواهند بینندگان خیلی سرگرم شوند، زمان مناسبی است برای ساخت دوباره یکی از مجموعه فیلم‌های قلعه. با حضور وینسنت پرایس، این فیلم داستان چیزی (تینگلر) را تعریف می‌کند که در زمان وحشت به ستون فقرات وصل می‌شود و تنها با فریاد کشیدن از آن جدا می‌شود. برای اطمینان از همراهی کامل بینندگان با فیلم، در زمان اجرا به چندین صندلی به‌صورت تصادفی ویبراتو (لرزاننده) وصل می‌شده تا در لحظه‌های کلیدی به کار بیافتند. دریکی از صحنه‌ها پرده سینما کاملاً سیاه می‌شود و صدای پرایس اعلام می‌کند: نترسید،‌فریاد بزنید! برای زنده ماندن فریاد بزنید، تینگلر در همین سالن است، فریاد بزنید. تینگلر نه‌تنها فیلمی ترسناک و سرگرم‌کننده است، یک تجربه‌ی مشترک است که متأسفانه در زمانه‌ی کارهای ویدیوئی کم‌پیداست. با چیدمانِ دهه‌ی ۵۰ می‌تواند ساختی دوباره و هیجان‌انگیز برای سینما روها باشد.

tingler-lobby-card1۱. آرماگدون (Armageddon)

باید صادق بود، فیلم اصلی چندان چنگی به دل نمی‌زند. هیچ فیلمی که در دقایق اول همه دایناسورها را می‌کشد و میان نویسی مبنی بر ۶۵ سال بعد روی پرده می‌آید، فیلم خوبی نیست، ولی فیلم پرزرق‌وبرق لوس و پرسروصدایی مثل آرماگدون کارگردانی جز مایکل بِی نمی‌تواند داشته باشد. با ساخت این فیلم بِی استاندارد فیلم‌های بعدی خود را مشخص می‌کند. زن اصلی فیلم در خانه به گریه کردن مشغول است و مردان فیلم به فضا می‌روند تا دنیا را نجات دهند. خیلی جالب می‌شود اگر فیلم بعدی باشخصیت‌هایی تماماً زن ساخته شود. در فیلمی به کارگردانی کاترین بیگلو، نقش بروس ویلیس را به میشل رودریگز می‌دهیم و شخصیت‌های مکمل را به روندا روزی، زوئی بل، ربکا فرگوسن و بلیک لایولی می‌دهیم.از فیلم اصلی مطمئناً بدتر نخواهد شد. فیلم بر اساس هرج‌ومرج کمدیِ گروه رنگارنگ بروس ساخته‌شده، ولی زمانی که به فضا می‌روند و با اولین مشکل مواجه می‌شوند، کمدی داستان تمام می‌شود. باید کار بیشتری به نقش‌ها بدهیم و فیلم را زیر ۲ ساعت تمام کنیم، فیلم خوبی از آب درخواهد آمد.

maxresdefault-13

آیا فیلم بد دیگری در نظر دارید که می‌تواند دوباره ساخته شود؟ نظراتتان را با ما درمیان بگذارید.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید