«گنجشک سرخ» Red Sparrow فیلمی جذاب و سرگرم‌کننده است و شور و هیجان خود را در تمام مدت دو ساعت فیلم حفظ می‌کند؛ اما نکته‌ای که باعث باارزش‌تر شدن این فیلم می‌شود، فرصتی است که این فیلم برای نمایش استعداد جنیفر لارنس Jennifer Lawrence، یکی از معدود ستاره‌های هالیوود که به معنی‌ واقعی کلمه ستاره است، ایجاد کرده است.
درست است، «گنجشک سرخ» فیلمی جاسوسی است، اما درعین‌حال فیلمی در مورد جنیفر لارنس است و او در تمام صحنه‌های فیلم استعداد‌های خود را به نمایش می‌گذارد. ساختار داستان قابل‌ستایش است، نقش‌های مکمل و حتی سیاه لشکرها به‌دقت انتخاب‌شده‌اند؛ اما درعین‌حال فیلم تنها در مورد لارنس است، نمایش او که بیرون پنجره را نگاه می‌کند، یا دشمنانش را با چوب گلف می‌زند، یا ظاهر خود را آٰرام و خونسرد نشان دهد، کاری که از همه بهتر می‌تواند انجام دهد.
لارنس نقش یک رقاص باله روسی را بازی می‌کند که به‌ نظر مسخره می‌آید و البته کمی هم مسخره است- فقط بخش بالرین بودن آن. دومینیکا Dominica (لارنس) رقاص درجه‌یک تالار بولشوی Bolshoi است، بنابراین ما در صحنه‌هایی رقصیدن لارنس را می‌بینیم و احتمالاً او یکی از ضعیف‌ترین رقاص‌های باله، بعد از گرتا گاربو Greta Garbo در فیلم «گرند هتل» Grand Hotel است. در فیلم‌های این‌چنینی معمولاً دو موضوع باهم پیش می‌روند: ما داستان یک شخصیت را تماشا می‌کنیم، اما درعین‌حال بازی‌های جدیدی از یک بازیگر را می‌بینیم. تماشای لارنس که می‌رقصد و از این‌ور به آن‌ور می‌رود، سرگرم‌کننده است. وقتی پای دومینیکا در هنگام رقصیدن می‌شکند، مجبور است رقصیدن را کنار بگذارد و خیال خودش و ما را راحت می‌کند.
درواقع اوضاع پای دومینیکا بدتر از یک شکستگی ساده است، استخوان پایش خردشده است، پس باید زندگی حرفه‌ا‌ی جدیدی را آغاز کند. خوشبختانه فرصت شغلی دیگری برای او فراهم است، اما او خیلی از این تغییر خوشحال نیست. عموی او که شباهتی به پوتین دارد، با بازی ماتیاس اخونارتس Matthias Schoenaerts، رئیس شبکه جاسوسی روسیه است و معتقد است که دومینیکا می‌تواند جاسوسی خوبی باشد.
بسیاری از فیلم‌های جاسوسی، جاسوس بودن را یک حرفه باشکوه جلوه می‌دهند، همراه با پروازهای مجانی به شهر‌های بزرگ دنیا؛ اما «گنجشک سرخ» جاسوسی را یک شغل می‌داند، شغلی که نیاز به تمرین‌های جسمی و روانی دارد. شغلی که اساساً حرفه‌ای سخت و ناجور است. جاسوس‌ها باز کردن قفل‌های مختلف و خواندن ذهن افراد – که می‌تواند جالب باشد- را یاد می‌گیرند.
شارلوت رمپلینگ Charlotte Rampling نقش ماترون Matron، مسئول مدرسه جاسوسی زنان را بازی می‌کند و همیشه عصبانی و اخمو است. این نقش بسیار مناسب رمپلینگ است، نه‌فقط به خاطر این‌که می‌تواند همه را اداره کند، بلکه به این دلیل که می‌توانیم او را در همان نقش خود در فیلم «هتلبان شب» The Night Porter تصور کنیم، فقط ۴۰ سال پیرتر و بسیار عصبانی‌تر.
«گنجشک سرخ» جنبه‌های جذاب یک فیلم جاسوسی را حفظ کرده است. موسیقی زیبای فیلم ساخته جیمز نیوتون هاوارد James Newton Howard است که مانند موسیقی‌های رمانتیک دهه ۵۰ است. دومینیکا به وین، بوداپست و لندن می‌رود و ما را با خود همراه می‌کند. در طی در این سفرها ماجراهای زیادی برای او اتفاق می‌افتد،‌ اما موضوع اصلی فیلم، ترس دومینیکا از کشته شدن، از دست دادن هویتش و خدمت کردن به دولتی که از آن تنفر دارد، است.
این نقشی است که لارنس به‌راحتی می‌تواند از عهده اجرایش بربیاید، شخصیتی خاکی که به‌ندرت درگیر بایدونبایدهای اخلاقی می‌شود. شخصیت او در مجموعه فیلم‌های «عطش مبارزه» The Hunger Games نیز این خصوصیت را داشت، اما فیلم‌های «عطش مبارزه»، خیلی جدی نبود. «گنجشک سرخ» نیز فیلم خیلی جدی نیست، اما فیلمی بزرگ سالانه است و لارنس نیز برای این نقش سنگ تمام می‌گذارد. دومینیکا هیچ‌وقت حسی که محرک اوست را رها نمی‌کند: میل او به رفتن و تلافی کردن.فرانسیس لارنس Francis Lawrence (تشابه اسمی با جنیفر لارنس)، کارگردان این فیلم است. او کارگردان فیلم ارزشمند «آب برای فیل‌ها» Water for Elephants ساخته سال ۲۰۱۱، نیز بود؛ اما پس از ساخت آن، فیلم‌های دیگری را نیز کارگردانی کرد که متأسفانه موفق نبودند، ازجمله سه فیلم «عطش مبارزه»؛ اما او دوباره به سینما بازگشته است و بازی‌هایی عالی از اسخونارتس، جرمی آیرونز Jeremy Irons، کیران هایندز Ciaran Hinds، جوئل اجرتون Joel Edgerton و بیل کمپ Bill Camp در آخرین فیلم خود گرفته است.
یکی از نشانه‌های کارگردانی خوب، توجه به جزییات است. در هنگام تماشای «گنجشک سرخ»، به جزییات دقیق شخصیت سرپرست خدمه سناتوری قدرتمند، با بازی مری-لوئیز پارکر Mary-Louise Parker توجه کنید. به جزییاتی که پارکر به این نقش اضافه و کارگردان روی آن تأکید کرده است، دقت کنید. نقش پارکر فقط ۵ دقیقه است،‌ اما همین پنج دقیقه برای نمایش بازی عالی او کافی است.
نظر برخی از منتقدین در مورد این فیلم:
منهولا دارگیس Manhola Dargis منتقد روزنامه نیویورک‌تایمز The New York Times در مورد بازی جنیفر لارنس در این فیلم می‌گوید: «این توانایی خانم لارنس، مانند دیگر بازیگران بزرگ سینما، در فرورفتن در نقش خود است که این شخصیت را باورپذیر کرده است. مهارت و جذابیت و هم‌چنین لهجه قابل‌قبول او، ویژگی‌هایی است که او به این نقش اضافه کرده است؛ اما آرامش مطلق و اطمینان به نفس اوست که شما را تا انتهای «گنجشک سرخ» می‌کشاند.اوون گلیبرمن Owen Gleiberman منتقد مجله ورایتی Variety نیز از تماشای بازی لارنس لذت برده است و ازنظر او لارنس با بازی خود، نمونه‌ای از بازی با کیفیت را به بیننده ارائه می‌دهد و بیننده را در عطش کشف واقعیت نگه می‌دارد. او بیننده را همراه خود دارد و به نظر می‌رسد نه‌تنها تماشاچی همراه شخصیت اوست، بلکه درون ذهن او نیز است؛ و البته همین باعث می‌شود که بیننده راحت گول بخورد.
اریک کان Eric Kohn منتقد سایت ایندی‌وایر Indiewire از باقی عوامل فیلم می‌گوید: «کارگردانی زیبای فرانسیس لارنس، فیلم‌برداری جو ویلمز Jo Willems و موسیقی زیبای جیمز نیوتون هاوارد را در پی اتفاقات و صحنه‌های نه‌چندان جدید می‌بینیم، بااین‌حال این فیلم اثر پرسروصدای هالیوودی است و موفق خواهد بود.»
مت سینگر Matt Singer منتقد ScreenCrush نظر متفاوتی دارد. به نظر او باوجود عوامل خوب و داستان جذاب و بازیگران بااستعداد، فرانسیس لارنس نتوانسته در این فیلم نیز مانند فیلم‌های قبلی خود، اثری جدید و غافل‌گیر کننده خلق کند و به همین دلیل «گنجشک سرخ» یک فیلم هیجان‌انگیز قابل‌قبول است و نه بیشتر.
مت می‌تام Matt Maytum منتقد Total Film نیز با او هم‌نظر است و به نظر او به دلیل موضوع خشن فیلم، تنها بازی بازیگران خوب فیلم است که توانسته «گنجشک سرخ» را به فیلمی سرگرم‌کننده تبدیل کند.
همچنین بخوانید:
نقد و بررسی فیلم Phantom Thread: بازی لطیف دنیل دی لوییس افسون کننده است

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید