یکی از مهم‌ترین جنبه‌های مثبت عرضه محصولات فرهنگی در روزنامه‌فروشی‌ها و سوپرمارکت‌ها، در دسترس قرار گرفتن آثار سینمایی برای عموم مردم و به‌ویژه افرادی است که زیاد سینما نمی‌روند. وقتی کارهای هنر و تجربه که برنامه اکران محدودی هم دارند و اساساً در اکران با بی‌مهری مخاطبان روبرو می‌شوند این‌چنین در دسترس قرار می‌گیرند، فرصتی فراهم می‌شود تا مخاطبان فیلم‌های بدنه و جریان اصلی سینما هم بتوانند با آثاری متفاوت و درخور آشنا شوند.
«پات» اولین فیلم بلند سینمایی امیر توده روستا، آخرین اثر جریان هنر و تجربه است که این روزها نسخه نمایش خانگی آن عرضه‌شده است.
برای دنبال کنندگان سینما و به‌ویژه فیلم‌های کوتاه، امیر توده روستا نام آشنایی است.

درنتیجه، در «پات» باوجوداینکه با یک فیلم اولی طرف هستیم، اما فیلم‌سازی پشت دوربین قرار دارد که سینما را خوب می‌شناسد و به زبان سینمایی تسلط کامل دارد. همین تجربیات و دانش توده روستا هم هست که اولین اثر بلند سینمایی‌اش را از کارهای مشابه متمایز می‌کند و آن را یکسر و گردن بالاتر نگاه می‌دارد. در «پات» با فیلم‌سازی طرف هستیم که تصویر را به‌خوبی می‌شناسد و می‌داند چگونه با به کار گرفتن تصویر و کمترین دیالوگ، روایتش را به‌پیش برد. ناب بودنی که در «پات» می‌بینیم یادآور شاهکارهای دهه ۲۰ سینمای روسیه و آلمان است که دوربین در نقش محوری روایت ظاهر می‌شود. تمامی قاب‌های توده روستا، علاوه بر چشم‌نواز بودن، بار نمایشی دارند که مشابهش را در آثار کارگردانان امروزی کمتر می‌بینیم. هیچ قابی بی‌مورد در میان فیلم قرار نگرفته است. هرچه می‌بینید نقشی مهم در پیشبرد داستان دارد.
توده روستا، بدون هیچ بزک اضافی، فیلمش را از ورای تصاویر روایت می‌کند و بدون دیالوگ به بهترین شکل قصه می‌گوید. در «پات» خبری از نماهای نزدیک یا دور متوالی و بی‌دلیل نیست. فقط وقتی یک نمای نزدیک می‌بینیم که لازم است و فقط زمانی دوربین از سوژه دور می‌شود که داستان می‌طلبد. همه این‌ها نشان می‌دهد که «پات» یک فیلم اولی حساب‌شده است که خیلی جلوتر از آثار مشابه خود حرکت می‌کند.«پات» روایت سگی است که زندگی خوب و آرامی را در کنار صاحب تنها و ساکتش می‌گذراند اما اتفاقی باعث مرگ این مرد و فرار پات می‌شود.
در نگاه اول، این خط روایی شاید آن‌قدر جذاب نباشد یا با تلقین موضوعی در جهت حمایت از حیوانات ذهن مخاطب را منحرف کند؛ اما «پات» همان‌قدر که واکنشی مثبت از سوی فیلم‌ساز به مسئله‌ای اجتماعی و زیست‌محیطی چون حمایت از حیوانات و فرهنگ حیوان‌دوستی است، واکنش وی به اجتماعش و مهم‌ترین مسئله‌ای که انسانیت از ابتدای تاریخ با آن مواجه بوده، است؛ تولد و ادامه نسل.
این موضوع در نوع خود آن‌قدر جسورانه است که می‌تواند یک فیلم معمولی را دیدنی کند، اما جسارت توده روستا در پرداخت داستانش و بی‌پردگی در سخن گفتن و به نمایش گذاشتن چیزهایی که خط قرمز نیستند اما هیچ‌وقت مطرح نشده‌اند است که «پات» را ویژه و جسورانه می‌کند.
در ابتدای فیلم، وقتی «پات» و صاحبش مشغول صرف صبحانه هستند، رادیویی در پس‌زمینه روشن است و کارشناسی درباره علل فرزند دار شدن زوجین و عقلانیت این تصمیم صحبت می‌کند. این گره اصلی داستان «پات» است. گره‌ای که اگر از آن بگذرید، «پات»تبدیل می‌شود که به یک سیاه نگاری از زندگی سگی جامعه ساکن در تهران؛ اما پیام توده روستا، فراتر از این حرف‌ها است. انتقاد او به ذات تولد وزندگی‌هایی است که هرلحظه در هر شهری، نه صرفاً تهران، شکل می‌گیرد اما بعدتر رها می‌شود تا خودش مسیرش را بیابد. توده روستا در «پات» از اهمیت زادوولد در جامعه‌ای می‌گوید که هنوز بسترهای فرهنگی و اقتصادی آن در مراحل ابتدایی است و از تصمیم‌گیری‌هایی که اصلاً وجود ندارد. مسیری که پیش پای یک زوج بعد از ازدواج به‌وسیله عرف و رسوم معمول دیکته می‌شود، اما همین رسوم بعدتر، قربانیانش را طرد می‌کند و راه‌حلی در مقابل مشکلاتشان ارائه نمی‌دهد.سفر پات کاملاً بر پایه الگوی سفر قهرمان است. او از خانه بیرون می‌آید و در این راه با موانع مختلفی روبرو می‌شود، درنهایت به خانه برمی‌گردد، اما آنجا دیگر برای زندگی او مناسب نیست. حالا پات با همه تجربیاتی که به دست آورده، دیگر یک سگ نازنازی خانگی نیست و باید از این به بعد در خیابان و در میان مردمی که خیلی دوستش ندارند زندگی کند. یک وجه‌تسمیه دیگر با انسان‌هایی که بدون آگاهی و میل و اراده خود به میان جامعه پرتاب می‌شوند و بعد از زمین خوردن‌های فراوان بالاخره به‌نوعی به تحمل وضع موجود عادت می‌کنند. از سوی دیگر، هرکدام از توقف‌های پات در مورد مسئله تولد است؛ نوزادی که ناخواسته به وجود آمده و قرار است سقط شود، کودکی بیمار که مادرش در ۱۴ سالگی با پسری از خانه فرار کرده و اکنون تنها راه درمان فرزندش فروش کلیه‌اش است و درنهایت پسر معتادی که زندگی نکبت باری را می‌گذراند اما از همه با پات مهربان‌تر است گرچه بعدتر به خاطر پول مواد پات را می‌فروشد. روند روایت توده روستا، مثل قطاری می‌ماند که دائماً سرعت می‌گیرد و تندتر می‌رود. در ابتدا پات بالای پلی بر فراز بزرگراه نشسته است و زنی را نگاه می‌کند که در میان ماشین‌هایی که برایش می‌ایستند یکی را انتخاب می‌کند. هرچه جلوتر می‌رویم، همان‌قدر که درگیری پات در خرده روایت‌ها بیشتر می‌شود، مخاطب هم بیشتر درگیر داستان می‌شود و سیر حوادث دیوانه‌وارتر می‌شود. در روایت نهایی هم هست که درام به اوج می‌رسد. پسرک معتاد از این‌سوی شهر به آن‌سو می‌رود و به دنبال مواد است و پات هم معصومانه به دنبال او. در سکانسی با مادرش درگیر می‌شود و ما به‌رسم تمام فیلم که نشان از انسجام پرداخت توده روستا دارد، فقط پاهای مادر را می‌بینیم که روی زمین افتاده است و لنگه‌کفشی که از پایش درآمده است. با پیشرفت روایت، پسرک برای خرید مواد به سراغ ساقی‌اش می‌رود و ساقی از مهمان ویژه‌ای که قرار است بیاید سخن می‌گوید. زنی وارد محوطه ساختمان نیمه‌کاره‌ای می‌شود که پسرک در آن مشغول است. زن با دیدن پات، پا به فرار می‌گذارد و نمای نزدیکی از لنگه‌کفشی که از پایش درآمده می‌بینیم. او همان مادر پسرک است. حلقه نابودی و ویرانی که توده روستا در روایتش به تصویر کشیده است کامل شده است. سرنوشت نوزادی که در ابتدا راجع به بودن یا نبودنش تصمیم می‌گرفتند، کودک بیمار و پسر معتاد همه ویرانی و بدبختی است.
«پات» صریحاً صحبت می‌کند و کوتاه و موجز پیامش را منتقل می‌کند. جسارتی که در «پات» مشاهده می‌کنیم گاهی هولناک است و مخاطب را می‌ترساند از حجم واقعیتی که بدون سانسور در مقابلش قرارگرفته است. امیر توده روستا، نه خودش را سانسور می‌کند و نه فیلمش را. با کمترین امکانات و در یک فیلم کاملاً مستقل جسورانه حرفش را می‌زند، پرسش اما این است، آیا مخاطب آمادگی پذیرش این جسارت را دارد؟

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید