از «حیوانات شب‌زی» (Nocturnal Animals) تا «کافه سوسایتی» (Cafe Society)، فیلم‌برداران از پرداختن به بعد عاطفی با استفاده از هنرشان می‌گویند.این تصویربرداران ماهر رازهای هنرشان را برملا می‌کنند. از کاباره‌های شیک در دوره فیلم‌ عاشقانه تاریخی وودی آلن گرفته تا ساحل‌های زیر بار شهوت میامی در فیلم «مهتاب» (Moonlight).
[animate animation=”bounceInRight” duration=”1″ delay=”1″]«حیوانات شب‌زی» (Nocturnal Animals)
مدیر فیلم‌برداری: شیموس مک‌گاروی (Seamus McGarvey)[/animate]
این فیلم روانشناختی-هیجان‌انگیز به کارگردانی تام فورد، سه قصه‌ کاملاً درهم‌تنیده دارد که هرکدام از آن‌ها نگاه شاخصی ارائه می‌دهند که حاصل کار شیموس مک‌گاروی به‌عنوان فیلم‌بردار است. فیلم‌برداری که دوبار نامزد دریافت جایزه اسکار شده است.
اولین قسمت فیلم درباره سوزان (امی آدامز)، یک صاحب گالری تنها است. مک‌گاروی درباره فیلم‌برداری این بخش می‌گوید: “ما پراکندگی و تنهایی را می‌بینیم. لازم بود که تقارن داشته باشد، بدون رنگ و با کنتراست پایین تا ظاهری ضعیف به آن ببخشد. ما این صحنه را در خانه‌ای باشکوه و بزرگ در لس‌آنجلس با کمترین حرکت دوربین فیلم‌برداری کردیم تا زمانی که دست‌نوشته شوهر سابقش (جیک گیلنهال) می‌رسد. آن کمبود رنگ با بریدن دست سوزان با بسته‌بندی از بین می‌رود. ناگهان رنگ قرمز درخشانی که نشانه‌ای از بدیمنی است پدیدار می‌شود. در بین هر سه بخش عناصر گرافیکی جادوگرانه‌ای وجود دارد.”

سوزان شروع به خواندن داستان‌های تو در تو می‌کند؛ داستانی راجع به یک خانواده که زمانی که در جاده‌ای خلوت (که در صحرای موجاو فیلم‌برداری شد) رانندگی می‌کردند توسط سه نفر اراذل مورد آزار قرار گرفتند.
مک‌گاروی توضیح می‌دهد: “ما آگاهانه می‌خواستیم یک تصویر رنگی داشته باشیم: رنگارنگ و البته بیشتر شامل رنگ‌های اصلی. برای صحنه شب، ما کنتراست را بیشتر کردیم تا به تصویر جوهری مدنظرمان برسیم.”
مکگاروی ادامه می‌دهد که از سری عکس‌های ریچارد میسراچ به نام Desert Cantos راهنمایی گرفته است که قاب این عکس روی دیوار خانه سوزان هم به چشم می‌خورد. (تصویر زیر)
در سومین بخش که آن‌هم در لس‌آنجلس فیلم‌برداری شده، سوزان لحظات شادی را در کنار ادوارد به خاطر می‌آورد.
مکگاروی ادامه می‌دهد: “ما فیلم‌های موج نو را بررسی می‌کردیم، نه برای رنگ بلکه برای سبُکی و ضرب‌آهنگ دوربین که کم‌وبیش نوعی خوش‌بینی با خود داشت.”
[animate animation=”bounceInRight” duration=”1″ delay=”1″]«کافه سوسایتی» (Cafe Society)
مدیر فیلم‌برداری: ویتوریو استورارو (Vittorio Storaro)[/animate]
برای فیلم وودی آلن، با داستانی در دهه ۳۰ میلادی راجع به بابی دورفمن (جس آیزنبرگ) با رؤیای وارد شدن به سینما به هالیوود می‌رود و دراین‌بین عاشق یک منشی (کریستسن استوارت) می‌شود، فیلم‌بردار ایتالیایی ویتوریو استورارو (فیلم‌بردار اینک آخرالزمان) که سه بار برنده جایزه اسکار شده است، برای هر قسمت فیلم سبک تصویری متفاوتی ساخته که پویایی خاصی به هرکدام می‌بخشد.

استورارو درباره «کافه سوسایتی» می‌گوید: “برای قسمت اول که در محله برانکس تصویربرداری می‌شد، سعی کردم از تک‌رنگ استفاده کنم، رنگ اشباع‌شده همراه با نور کم‌مایه که از عکسی از آلفرد ستاگلیتس و بعضی کارهای جورجیا اُکافه که راجع به نیویورک انجام داده بود الهام گرفتم. الهام گرفتن برای من گاهی تازه شروع یک‌چیز جدید است. شما آن‌ را دوباره تکثیر نمی‌کنید اما شاید این تنها یک احساس است که برای تعمق در یک زاویه تصویری با خود به همراه دارد.”
وقتی دورفمن به هالیوود می‌رسد یک تصویر گرم‌تر وجود دارد. استورارو می‌گوید: “من همیشه عاشق این رابطه بودم که مانند تابستان و زمستان است. من این ایده را روی این پروژه پیاده کردم. در این قسمت، من از عکسی که ادوارد اشتایشن ثبت کرده و نقاش اکسپرسیونیست آلمانی الهام گرفتم. وقتی به این نتیجه رسیدیم که این صحنه برای بروکسن و دیگری برای هالیوود باشد، زمانی که کاراکتر اصلی به نیویورک برمی‌گردد، ما یک نیویورک دیگر پیدا کردیم. این کافه سوسایتی است. ما نشان دادیم که برانکس و مردم فقیر تنها نشانه‌های نیویورک نیستند بلکه طبقه اجتماعی نیز وجود داشت که بالباس‌های رسمی برای مراسم شام شرکت می‌کردند؛ بنابراین زرق‌وبرق بسیار بیشتر شد و رنگ‌ها با الهام از نقاشی‌های سبک آرت دکو تامارا دو لمپیکا پرمایه‌تر شدند.”
با نزدیک شدن به آخر «کافه سوسایتی» که با دوربین سونی F65 فیلم‌برداری شده بود، دورفمن حدود سال ۱۹۴۰ به لس‌آنجلس بازمی‌گردد. استورارو می‌گوید: این قسمت فیلم از کارهای (نقاشی) ادوارد هاپر “کسی که نورهای زنده‌تری در کارش داشت” الهام گرفته شد.
[animate animation=”bounceInRight” duration=”1″ delay=”1″]«مهتاب» (Moonlight)
مدیر فیلم‌برداری: جیمز لاکستون (James Laxton)[/animate]
برای فیلم مهتاب به کارگردانی بری جنکینس که داستان مرد سیاه‌پوست  به نام شیرون است و سه بخش از زندگی‌ و بزرگ شدنش در میامی را به تصویر می‌کشد، جیمز لاکسنون (فیلم‌بردار فیلم‌های عاج فیل، دارو برای مالیخولیا)  گفت است که قصد داشته یک تجربه اول-شخص همه‌جانبه را برای مخاطب به وجود بیاورد. در مناسبت‌های مختلف او با اجازه دادن به بازیگران برای گفتگوی مستقیم مقابل دوربین و تصاویر کلوزآپ که منجر به ایجاد یک رابطه صمیمی میان کاراکترها و مخاطب می‌شود به این امر دست‌یافت. به‌عنوان نمونه‌ای دیگر، او با دوربین از پشت سر کاراکترها را دنبال می‌کرد.
وقتی دوربین حرکت می‌کند، “ما با توجه به فضای احساسی که می‌خواستیم با حس هر شخصیت وارد کار شود رویکردهای مختلفی را برای فیلم‌برداری انتخاب می‌کردیم ازجمله: دوربین ثابت، دالی (پایه سیار) و دوربین روی دست.” لاکستون گفت: “این چیزی بود که من و بری توجه ویژه‌ای به آن داشتیم.”
در بین صحنه‌های موردعلاقه‌اش، لاکستون به صحنه آخر و زمانی که شیرون بزرگ‌سال (تریوانت رودس) با دوست دوران کودکی‌اش کوین (آندره هولاند) در یک رستوران روبرو می‌شود اشاره می‌کند و همچنین یکی از صحنه‌های ابتدایی فیلم که هردو این‌ها به‌عنوان نوجوان در یک‌شب سرنوشت‌ساز در ساحل یکدیگر را ملاقات کردند. لاکستون می‌گوید نورپردازی صحنه ساحل بسیار چالش‌برانگیز بود: “درواقع هیچ نوری آنجا نبود و ما باید نور لازم را فراهم می‌کردیم.”
او فیلم‌برداری فیلم مهتاب را با دوربین آری آلکسا و با استفاده از لنزهای تغییر شکل‌دهنده در منطقه میامی انجام داد.
ممکن است هالیوود تازه جنکینس را کشف کرده باشد، اما لاکستون او را از زمانی که هردو دانشجوی دانشگاه فلوریدا و هم‌اتاقی بودند می‌شناسد و می‌گوید: “او (جنکینس) همیشه یک‌صدای مشابه داشت”.
[animate animation=”bounceInRight” duration=”1″ delay=”1″]«در شب زندگی کن» (Live By Night) 
مدیر فیلم‌برداری: رابرت ریچاردسون (Robert Richardson)[/animate]
این فیلم مهیج جنایی با نویسندگی، کارگردانی و بازیگری بن افلک، با اقتباس از رمان پرفروشی به همین نام اثر دنیس لهانس ساخته‌شده و در حدود دهه ۲۰ و ۳۰ میلادی اتفاق میفتد و راجع به یک کهنه سرباز جنگ جهانی اول است که به یک گانگستر تبدیل می‌شود.
“ما یک فیلم وابسته به دوره‌ای خاصی نمی‌خواستیم. ما تلاش کردیم یک داستان معاصر با پتانسیل یک داستان معاصر را در دل یک برهه خاص از زمان به تصویر بکشیم”. این‌ها گفته رابرت ریچاردسون ( فیلم‌بردار فیلم جی اف کی) به‌عنوان فیلم‌بردار و برنده سه جایزه اسکار است که این فیلم را با دوربین آری آلکسا ۶۵ فرمت بزرگ دیجیتال تصویربرداری کرده است.
شروع فیلم در بوستون است و بعد به شهر تامپا در ایالت فلوریدا می‌رود. “بن احساس می‌کرد که ویژه سازی کردن در کار ضروری بود. او می‌خواست صحنه‌های بوستون تصور نزدیکی به سیاه‌وسفید داشته باشد و میزان رنگ‌ها کم شده باشد و یک حساسیت نامحسوس/درهم به آن اضافه کند تا این احساس را ایجاد کند که همیشه در میان ابرها هستید؛ و درست زمانی که به فلوریدا می‌رسید، یک شروع پرنور وجود دارد؛ خورشید و رنگ‌ها درخشان‌ترند؛ اما آن رنگ‌ها به آهستگی به جدول راهنمای رنگی (نوعی راهنما برای نشان دادن فرآیند تغییر رنگ‌ها) که در بوستون استفاده کرده بودیم، با رنگ‌های بیشتری، تغییر پیدا می‌کنند؛ بنابراین چیزی که تا انتهای فیلم با آن درگیر هستید این است که ابتدا رنگ‌های زیادی می‌بینید و پس از مدتی کم شدن رنگ‌ها به چشم می‌آید که نکته ظریف آن این است که بیننده به بوستون، مرحله ابتدایی زندگی کاراکتر اصلی برمی‌گردد.”

ویژگی دیگر کار رابرت ریچاردسون که با به‌کارگیری آلکسا ۶۵ و انتخاب لنزهایش میسر شده، توجه او به نورپردازی است: “من روشی که قبلاً با آن سکانس‌ها را نورپردازی می‌کردم تغییر دادم، به این شکل که به‌جای استفاده از ابزارهای بزرگ، ابزارهای کوچک را جایگزین کردم مثل لامپ برق. من بیشتر سعی کردم تا از میزان نور ملموس بکاهم”. او همچنین از صحنه‌هایی که زمان بیشتری گرفتند تعریف کرد. ریچاردسون گفت: “من و بن چگونگی فیلم‌برداری هر صحنه با چیدمان خاصی بررسی می‌کردیم. قرار نبود آن‌ها جلب‌توجه کنند، بلکه قرار بود غیر محسوس باشند”.
[animate animation=”bounceInRight” duration=”1″ delay=”1″]«کتاب جنگل» (The Jungle Book)
مدیر فیلم‌برداری: بیل پوپ (Bill Pope)[/animate]
بعد از به نتیجه رسیدن این ایده که ساخت یک فیلم با یک پسربچه کوچک در یک جنگل واقعی غیرعملی و تقریباً غیرممکن است، جان فاورو کارگردان فیلم «کتاب جنگل»  کار و تیم پشت‌صحنه این کار که بیشتر تصاویرش کامپیوتری است و از آخرین تکنیک‌های “فرآوری مجازی” که در فیلم‌هایی نظیر «آواتار» و «جاذبه» استفاده‌شده بود بهره بردند، موفق به تصویر کشیدن یک فیلم طبیعت‌گرایانه درصحنه‌های بازسازی‌شده جنگل‌های CG (ترکیب انیمیشن و بازی واقعی) شدند.
“ما ابتدا نوردهی فیلم را با کامپیوتر انجام می‌دادیم. بعد نورپردازی، انتخاب لنزها و حرکات دوربین را اضافه می‌کردیم، درست مانند ساخت فیلم‌های انیمیشنی live action با این تفاوت که این فیلم در فضای دیجیتال ساخته شد.”
تصویربردار کار بیل پوپ (فیلم‌های ماتریکس و سه‌گانه مرد عنکبوتی) که فیلم را با دوربین آری آلکسا روی سکوی Cameron Pace 3d و به‌صورت native 3d ضبط کرده است در ادامه گفت: “به‌محض اینکه ایده خوبی از فیلم در فضای دیجیتال به ذهنمان می‌رسید، از نیل ستی (موگلی) در مقابل پرده آبی فیلم‌برداری می‌کردیم و با عکس‌های موگلی که با کامپیوتر ساخته بودم انطباق می‌دادیم.”

او در ادامه گفت: “من و جان به این ایده نزدیک شدیم که وقتی بیننده کار را می‌بیند احساس کند دارد فیلمی را تماشا می‌کند که در هند و در آن زمان‌ها ساخته‌شده است. ما فیلم‌های زیادی که در لوکیشن خارجی فیلم‌برداری شده بودند و همچنین مستندهای بسیاری را تماشا کردیم. هدف ما این بود که بیننده احساس کند از نظر بصری کاملاً در محل قرار دارد، برای همین می‌خواستیم نور ناگهانی در لنز و خطای انسانی در حرکات دوربین محسوس باشد، نوعی بی‌واسطه بودن برای درگیر شدن با دنیای موگلی. ما تصاویر را با تجهیزات مرسوم سینمایی گرفتیم تا برای بیننده کاملاً باورپذیر باشد. این کار باید نزدیک به واقعیت می‌بود و ما نمی‌خواستیم که شبیه یک کتاب عکس‌دار باشد”.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید