مستند جایی برای فرشته ها نیست چندی قبل اکرانش را در گروه هنر و تجربه آغاز کرد و حالا در اکران آنلاین هم در دسترس است. این مستند ساخته سام کلانتری است و تاکنون جوایز بسیاری ازجمله سیمرغ بلورین بهترین مستند جشنواره فجر را از آن خودکرده است.
حضور سام کلانتری در پشت این پروژه بزرگ‌ترین امتیازی است که جایی برای فرشته ها نیست دارد. او سینمای مستند را به شکل جدی دنبال می‌کند و مستند برایش راهی برای ورود به سینمای داستانی نیست. کلانتری تاکنون با ساخت چند مستند نشان داده که این نگاه را جدی می‌گیرد و با جوایزی هم که نصیب خودکرده موفقیتش در سینمای مستند را جشن گرفته است.
نگاه جدی کلانتری به سینمای مستند از انتخاب سوژه‌هایش می‌آید. از از خانه شماره 37 که به سراغ زندگی صادق هدایت رفت تا همین جایی برای فرشته ها نیست که قصه‌ای از فرازوفرودهای تیم اسکیت هاکی دختران را روایت می‌کند. کلانتری زبان مستند را می‌شناسد و به بهترین نحو آن را به کار می‌گیرد تا بیننده‌اش را یکسره در روایتش غرق کند و به او تلنگر جانانه‌ای بزند.

همچنین بخوانید:
نقد و بررسی فیلم کشتارگاه – به خاطر یک مشت دلار

آغاز با یک تیم افسرده

جایی برای فرشته ها نیست

روایت جایی برای فرشته ها نیست از روزهای آماده شدن تیم اسکیت هاکی دختران برای شرکت در مسابقات آسیایی شروع می‌شود. تیم بی‌انگیزه و بی‌روحیه است. دختران در قالب شکست فرورفته‌اند و به تلاش‌هایشان امیدی ندارند. زمین مناسبی برای تمرین در اختیارشان نیست. تفاوت‌ها و تبعیض‌ها آزارشان می‌دهد و آمادگی اعزام به مسابقات را ندارند.
جایی برای فرشته ها نیست مسیر سختی که دختران تیم اسکیت هاکی باید طی کنند تا به مسابقات برسند را مرحله‌به‌مرحله نشان می‌دهد. از تلاش برای پیدا کردن یک اسپانسر، از نگرانی هزینه‌های سفر و از درگیری‌های شخصی بازیکنان، جایی برای فرشته ها نیست به عضوی جدید از این تیم تبدیل می‌شود و بیننده را در این سفر با تیم همراه می‌کند.
کلانتری از همان پلان اول حضورش را به بیننده نشان می‌دهد. شخصیت‌ها او را مخاطب قرار می‌دهند و گاهی هم جلوی دوربین ظاهر می‌شود. این ترفند به او کمک می‌کند تا ناخودآگاه بیننده را هدف قرار دهد و دائماً به او یادآوری کند که هرچه می‌بیند حقیقت است. از همین طریق است که بیننده به‌جای آنکه در سیر حوادث غرق شود، با آن‌ها همراه می‌شود اما قوه قضاوت گرش همواره همراهش است.
این تکنیک، به‌جای آنکه جایی برای فرشته ها نیست را به اثری تبدیل کند که با احساسات بیننده‌اش بازی می‌کند به‌اندازه کافی عواطف او را درگیر می‌کند اما رابطه او با حقیقت را قطع نمی‌کند. جایی برای فرشته ها نیست پیام مهمی دارد. از دختران و محدودیت‌هایشان حرف میزند و نیاز دارد مخاطب، فارغ از جنسیتش، بتواند مشکلات شخصیت‌ها را درک کند و موقعیت سخت این دختران را تحلیل کند.

جز از کل

جایی برای فرشته ها نیست

جایی برای فرشته ها نیست در نیمه ابتدایی، نیم‌نگاهی به تلاش گروهی تیم دارد و تمرکزش روی فردیت و هویت دختران استوار است. روایت، چند عضو تیم را دست‌چین می‌کند، وارد زندگی‌شان می‌شود و برداشت دقیقی از روزگارشان به بیننده ارائه می‌دهد.
از ورای این نگاه فردی است که بیننده با این دختران هم ذات پنداری می‌کند. قصه زندگی‌شان را می‌شنود و با احساسات و درونیات آن‌ها آشنا می‌شود. دختران جایی برای فرشته ها نیست در ورزشی فیزیکی و سخت، زنانگی‌شان را به رخ می‌کشند و نشان می‌دهند که از همان نابرابری‌ها و تبعیض‌هایی که جهان بزرگ‌تر زنانه با آن روبروست رنج می‌برند.
احساس ناامنی، استرس‌ها و تلاش برای اثبات به مشخصه هویتی این دختران تبدیل‌شده است و این مستند به‌خوبی می‌تواند این ویژگی‌ها را به نمایش بگذارد. این‌گونه است که بیننده با این دختران احساس نزدیکی می‌کند و مبارزه آن‌ها برایش مهم می‌شود.
به‌علاوه همان‌طور که گفتیم فیلم‌ساز دائماً حضورش را به بیننده یادآوری می‌کند. اما در لحظاتی از روایت فاصله می‌گیرد و اجازه می‌دهد حجم واقعی احساسات دختران این تیم بیننده را درگیر کند و او را در میان این قصه پرپیچ‌وخم راهنمایی کند. مثل زمانی که فیلم تبلیغاتی گروه ساخته می‌شود. بااینکه تأکید می‌شود که این فیلم ساخته سام کلانتری است، اما این دختران هستند که بی‌هیچ پرده‌ای جلوی دوربین او احساساتشان را نشان می‌دهند. برداشت‌های متفاوت و آماده شدن دختران برای بیان آنچه در دل دارند و درنهایت رسیدن به یک نسخه نهایی، به‌شدت عواطف بیننده را درگیر می‌کند و احساساتش را هدف قرار می‌دهد.

جایی برای فرشته‌ها نیست

همین تکنیک در نیمه دوم فیلم هم به کار می‌رود. با شروع مسابقات آسیایی، کلانتری بار دیگر از روایت فاصله می‌گیرد و اجازه می‌دهد که حوادث، مسیر فیلم را به‌پیش ببرند. با شروع این مسابقات، روایت به اوج می‌رسد و لحن حماسی که برای چنین مستندی لازم است در فیلم جاری می‌شود. مسابقات پشت سر هم برگزار می‌شود و در حین مسابقه، هرآن چه بیننده می‌بیند، تلاش و مبارزه است.
در این نیمه دیگر فردیت دختران اهمیت چندانی ندارد. همه جزئی از رؤیایی هستند که برایش مبارزه می‌کنند. جایی برای فرشته ها نیست مرثیه‌ای است از پیروزی و مبارزه. از اشک شوق و شادی و شور. به همین دلیل، تلاش تیم و مبارزه نفس‌گیر آن‌ها اهمیت می‌یابد تا حس این پیروزی، کم‌کم و مسابقه به مسابقه به بیننده القا شود.
حتی پیام‌هایی که قبل از مسابقه آخر از طرف خانواده دختران برایشان ارسال می‌شود این کلیت را تقویت می‌کند. همه‌چیز، همه اختلاف‌ها و نگرانی‌ها کنار می‌رود و گروهی از دختران مبارز و هدفشان باقی می‌ماند. جایی برای فرشته ها نیست با قهرمانان غیرعادی‌اش، به‌جای آنکه روی محدودیت‌ها تمرکز کند، قهرمان‌هایی را نشان می‌دهد که در عین این محدودیت‌ها برای آرزوی مشترکی می‌جنگند و به هدف می‌رسند و این تمام آن چیزی است که کلانتری با مستندش می‌خواهد به بیننده بگوید.
درنهایت هم استفاده متعادل از احساسات و عواطف تماشاگر در نیمه دوم در کنار تلنگرهایی که در نیمه اول به هوشیاری او نسبت به پیرامونش زده می‌شود است که بعد از پایان فیلم، مخاطب را رها نمی‌کند. بعد از پایان جایی برای فرشته ها نیست، بیننده تازه قصه شخصی‌اش با این روایت شروع می‌شود.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید