رمز و راز آزار‌دهنده‌ای در بطن «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» Murder on the Orient Express وجود دارد که هیچ ربطی به قتل ندارد. تمامش درباره‌ی سبیل است — مخصوصاً آن سبیلی که بر روی صورت کارآگاه مشهور بلژیکی هرکول پوآرو Hercule Poirot، با بازی کنت برانا Kenneth Branagh وجود دارد. چیزی که تماشاگر باید بداند این است که چگونه این سازه‌ی شاهکار از جنس مو ساخته شده است؟ این شئ خاکستری لایه‌های شانه شده و بر روی‌هم است و به طرز اسرارآمیزی ظریف و با جزئیات است که معمولاً حواس مخاطب را ازآنچه درحال‌وقوع است پرت می‌کند.
بسیاری از افراد با داستانی که رمان آگاتا کریستی Agatha Christie روایت می‌کند و اقتباس مشهور آن توسط سیدنی لومت Sidney Lumet در سال ۱۹۷۴ آشنا هستند. معنی آن این است که برانا که کارگردانی این فیلم را نیز به عهده دارد با توقعات بالایی مواجه است تا بتواند فیلمی تماشایی از داستانی بسازد که برای همه آشناست. بر اساس فیلم‌نامه‌ای از مایکل گرین Michael Green، داستان این فیلم در سال ۱۹۳۴ اتفاق افتاده و در آن پوآرو به بررسی قتل یک مرد در قطار می‌پردازد.

قربانی، ادوارد رچت Edward Ratchett (با بازی جانی دپ Johnny Depp که برای اولین بار نقشی را تقریباً سرراست باز می‌کند)، یک فروشنده‌ی بازار سیاه آثار هنری است که دشمنان فراوانی دارد، به همین خاطر حتی نزدیکانش از به قتل رسیدنش تعجب نمی‌کنند؛ اما طرف گناه‌کار به‌احتمال قریب‌به‌یقین هنوز در قطار است که این موضوع باعث ظنین شدن به تعدادی از افراد می‌شود.
راز چنین گروه پراکنده‌ای از بازیگران این است که شخصیت‌ها بتوانند تأثیرگذاری فردی خود را به‌طور بهینه‌ای داشته باشند. این موضوع در مورد بعضی از بازیگران — مخصوصاً جاش گد Josh Gad که نقش هکتور مک‌کویین Hector MacQueen زیرک را بازی می‌کند و بیوه‌ای که توسط میشل فایفر Michelle Pfeiffer ایفای نقش شده است — دیده می‌شود. البته گروه نام‌آور بازیگران هدررفته و ویلم دفو Willem Dafoe، جودی دنچ Judi Dench، اولیویا کلمن Olivia Colman و پنلوپه کروز Penélope Cruz کار زیادی برای انجام دادن ندارند. آن‌ها در پس بازی پوآرو محو می‌شوند، مردی عجیب‌وغریب که بدش نمی‌آید مدام به هم‌سفران همراهش یادآوری کند که بزرگ‌ترین کارآگاه در قید حیات است.آن تلفظ‌های عجیب‌وغریب خنده‌دار هستند و مخصوصاً در ابتدا تلفظ‌های کلمه‌ی “قتل ” خنده‌ی زیادی را ایجاد می‌کند. برای لحظه‌ای به نظر می‌رسد فیلم می‌خواهد فضایی مسخره و طنز ایجاد کند؛ اما داستان درنهایت در جریانی آرام قرار می‌گیرد که در آن پوآرو با شخصیت‌های تک‌بعدی زیادی، یکی پس از دیگری، مصاحبه می‌کند و از ماجرا‌های شوکه‌کننده‌ای پرده برمی‌دارد.
شاید “قتل ” فوری و فوتی نباشد اما سبک مخصوص خود را دارد. صحنه، لباس‌ها و تمام عناصر دیداری عالی هستند. فیلم‌برداری هریس زامبارلوکس Haris Zambarloukos — که معمولاً در کارهای برانا همکاری دارد — از گوشه‌ها انجام می‌شود و گاهی اتفاقات را از بالای سر یا از خارج قطار فیلم‌برداری می‌کند درحالی‌که از پنجره‌های آن عبور می‌کند.
اما مانند سبیل پوآرو این کارهای ظریف و کوچک لزوماً مخاطب را در داستان عمیق نمی‌کنند، بلکه آن‌ها را یک‌قدم عقب‌تر می‌برند تا از جلوه‌های هنری لذت ببرند. هیچ اشکالی ندارد که گاهی مخاطب به تماشایی ظرافت‌های هنری بپردازد؛ اما وقتی در یک داستان قتل موضوع اصلی رمز و راز اصلاح صورت است و اسرار قتل در وهله‌ی دوم قرار دارد یعنی زیاده‌روی شده است.این مطلب نوشته‌ی استفانی مری Stephanie Merry در واشنگتن‌پست Washington Post است.
حال به بررسی نظرهای منتقدین دیگر می‌پردازیم:
آی‌جی‌ان IGN | ویلیام بیبیانی William Bibbiani
ایده‌ی ساخت دوباره‌ی داستان یک قتل اسرارآمیز، مخصوصاً یکی از مشهورترین قتل‌های اسرارآمیز در بین تمام آثار ادبی، کار خطرناک و پر از ریسکی است. به هر صورت بسیاری از مخاطبان از آن باخبرند، یا آن را دیده‌اند، یا آن را خوانده‌اند و یا از زبان دیگران آن را شنیده‌اند. بااین‌وجود این، یک فیلم با کلاس و شگفت‌انگیز است که با تماشای آن دلتان می‌خواهد ماجراهای بیشتری را با این پوآروی به‌خصوص تماشا کنید.
اینترتینمنت ویکلی Entertainment Weekly | لیا گرین‌بلت Leah Greenblatt
برانا نقش خود به‌عنوان بازیگر و کارگردان را به طرز رضایت‌بخشی کامل و جامع ایفا می‌کند و داستان را با عناصری قدیمی به دور از مدرنیته‌ی پرهیاهو و پرزرق‌وبرق پیش می‌برد. پوآروی او تنها آدمی باسواد و خاص نیست، او یک روح روان‌گسیخته با قوانین سفت‌وسخت اخلاقی است؛ و شم کارآگاهی فوق انسانی او به‌خوبی به کمک او می‌آید؛ درصحنه‌ی آخر، می‌توان بوی ساخته‌شدن قسمت دوم برای آن را احساس کرد.ریل‌ویوز ReelViews | جیمز براردینلی James Berardinelli
فیلم اقتباسی جدید کنت برانا از این رمان با واکنش‌های متفاوتی از کسانی که پایان آن را می‌دانند و کسانی که پایان آن را نمی‌دانند مواجه خواهد شد. این موضوع تفاوت بزرگی ایجاد می‌کند. شاید بهترین نکته در مورد «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» Murder on the Orient Express بودجه‌ی قابل‌توجهی باشد که وارد این ژانر از سینما شده است که همه آن را فراموش کرده‌اند: قتل اسرارآمیز کلاسیک. این فیلم آن‌قدر طولانی نیست که خسته‌کننده باشد و حس خوبی از قرار گرفتن در معرض جزئیات فراوان و چهره‌های آشنای بسیار، به مخاطب منتقل می‌شود. با وجودی که فیلم برای کسانی که برای اولین بار داستان آن را می‌شنوند بسیار سرگرم‌کننده‌تر است، سایر مخاطبان هم به‌اندازه‌ی کافی از آن لذت خواهند برد.
فیلادلفیا دیلی نیوز Philadelphia Daily News | گری تامپسون Gary Thompson
برانا در نقش بازیگری خود، نقطه‌ی تعادل خوبی بین جذابیت‌های پوآرو و جدیت اخلاقی خود برقرار می‌کند. برانا در نقش کارگردان برای فیلم تعادل مشابهی را برقرار می‌کند و می‌خواهد مخاطبان درست به‌اندازه‌ی بازیگران لذت ببرند که بیشتر اوقات همین تجربه در طول تماشای فیلم ایجاد می‌شود. او همچنین پایان معروف کریستی را بدون دخل و تصرف تکرار می‌کند که منطقی به نظر می‌رسد — در این وضعیت تغییر دادن آن لزومی ندارد.سان‌فرانسیسکو کرانیکل San Francisco Chronicle | میک لاسال Mick LaSalle
فیلم جدید کنت براا با اقتباس از «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» Murder on the Orient Express حاوی بهترین‌های جدید و قدیمی است. این فیلم که بر اساس رمان آگاتا کریستی ساخته شده است به دلایل زیادی یک سرگرمی قدیمی است، اما ریتم و جلوه‌های بصری قوی یک فیلم مدرن را دارد؛ و تقریباً به‌اندازه‌ی فیلم معروف ساخته شده بر اساس این رمان در سال ۱۹۷۴ پرستاره است که در آن آلبرت فینی Albert Finney، شان کانری Sean Connery، اینگرید برگمن Ingrid Bergman (که به خاطر این بازی‌اش اسکار گرفت)، لارن باکال Lauren Bacall و جان گیلگد John Gielgud بازی کرده‌اند.
ویلج ویس Village Voice | آپریل ولف April Wolfe
در کنار فیلم‌برداری چشم‌نواز این فیلم، چیزی خوش‌آیند و راحت درباره‌ی این فیلم و روش قدیمی روایت داستان آن وجود دارد، در آن اتفاقات تصادفی با احتمال بالایی به وقوع می‌پیوندند، هرکسی به‌نوعی یک کنتس می‌شناسد و مردی که شرافت بالاتر از هر چیز دیگری برای او اهمیت دارد. این فیلم که تقریباً تمام آن در داخل قطار فیلم‌برداری شده توانایی برانا را برای متمرکز کردن مخاطب در یک فضا درحالی‌که شخصیت‌ها را در الگو‌های پیچیده‌ای حرکت می‌دهد، به چالش می‌کشد. او از فیلم‌های فضای بسته‌ی آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock (مانند «قایق نجات» Lifeboat) الهام گرفته است. فضاهای بسته انتخاب‌های کارگردانی هوشمندانه‌ای را می‌طلبند.

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید