«کاپیتان مارول» Captain Marvel به عنوان فیلمی که پرده‌ی اول آن کاملا نامربوط است، ایده‌ی مدنظر خود را آشکارا به مخاطب می‌رساند. جود لا Jude Law که در نقش یک فرمانده‌ی ارتش بیگانگان به نام یون-راگ Yon-Rogg جلوی دوربین رفته است می‌گوید:” هیچ چیز به اندازه‌ی احساسات برای یک جنگجو خطرناک نیست.” او به ورس Vers (بری لارسون Brie Larson)، شخصیت اصلی داستان که تحت آموزش او قرار دارد، می‌گوید:” باید قسمتی از وجودت که تو را آسیب‌پذیر می‌کند، رها کنی.”

همچنین بخوانید:
معرفی و بررسی Alita: Battle Angel؛ یک فیلم علمی‌تخیلی سرگرم‌کننده

«کاپیتان مارول» برخلاف انتظارات، داستان علمی‌-تخیلی حیرت‌انگیزی از دهه‌ی ۹۰ میلادی نیست. «کاپیتان مارول» فیلمی قرن بیست و یکمی از یکی از مجموعه‌ داستان‌های محبوب این قرن است. این فیلم اولین فیلم از این مجموعه داستان‌هاست که شخصیت اصلی آن یک زن است. محتوای حرف‌های یون-راگ واضح‌تر از این نمی‌توانست باشد: همیشه به زن‌ها گفته می‌شود که برای رهبری زیادی احساساتی هستند، اما ماجراهای پیچیده‌ی پیش‌روی ورس به او نشان می‌‌دهد که احساسات می‌توانند یک ابرقدرت باشند. او یاد می‌گیرد که نقاط آسیب‌پذیر وجودش در حقیقت بخشی از قدرت او هستند. البته که فیلم قادر نیست این ایده را به زیبایی به مخاطب منتقل کند.
در این دوره که فیلم‌های موفق زیادی بر روی پرده می‌آیند، «کاپیتان مارول» به شدت ضعیف عمل کرده است. بدتر از همه این که این فیلم کارگردانان موفقی مثل آنا بودن Anna Boden و رایان فلک Ryan Fleck را همراه خود داشته است. کارگردانانی که به طنز و سرزندگی شهرت دارند، المان‌هایی که در این فیلم اثری از آن‌ها نیست. اگر صحنه‌هایی در انتهای فیلم که به شخصیت‌ها بیشتر پرداخته می‌شود هم نبود، حضور این دو کارگردان در این فیلم ۱۵۲ میلیون دلاری کاملا بی‌معنی می‌شد.
این فیلم همانند پله‌ای در مسیر درست به نظر می‌رسد، اما آن‌قدر برای رسیدن به مقصد خود هیجان‌زده است که از همان ابتدا به زمین می‌خورد. اولین و بدترین اشتباه فیلم‌نامه که بودن و فلک آن را به همراه گنوا رابرتسون-دورت Geneva Robertson-Dworet نوشته‌اند این است که در تمام ماجرا ورس را فردی که بخشی از حافظه‌ی خود را از دست داده است، معرفی می‌کند. به بیان دیگر خود کاپیتان مارول یکی از اجزای باورپذیر و متقاعدکننده‌ی «کاپیتان مارول» نیست. سفر او در سیاره‌ای به نام هالا Hala شروع می‌شود، جایی که کارول Carol (ورس) همراه با گونه‌ای به نام کری‌ها Kree زندگی می‌کند. او در ارتشی به نام استارفورس Starforce که هدف اصلی آن‌ها حذف گونه‌ای از بیگانگان به نام اسکرال‌هاست Skrulls مبارزه می‌کند. اسکرال‌ها موجوداتی هستند که می‌توانند خودشان را به شکل هر موجود زنده‌ی دیگری درآورند. تا اینجای کار که فیلم تفاوتی با «استارترک» Star Trek ندارد.
میزان مشارکت کارول، که توانایی پرتاب آتش‌های لیزری از دستانش دارد، در این ماموریت مشخص است، با این حال او کنترلی دقیقی بر روی قدرت‌هایش ندارد. یک تکنولوژی کری به نام هوش برتر Supreme Intelligence در ایجاد این توانایی‌ها در او نقش داشته و با وجود تراشه‌ای در گردن او آن‌ها را زیرنظر دارد.«کاپیتان مارول» سعی می‌کند با این ایده که کارول فراموش کرده است چطور به هالا رسیده است و قرار دادن این حقیقت در میان یکی از رازهای اصلی داستان، ذات داستان‌های اصیل ابرقهرمانی را دور بزند. نتیجه یکی از داستان‌های کلاسیکی است که ناامیدانه تلاش می‌کند این موضوع را عوض کند.
اگر به خاطر شخصیت‌‌های دیگر فیلم و تعاملات گرم و دلنشینشان نبود، پرده‌ی سوم شلوغ فیلم افتضاح از آب درمی‌آمد. اما درهر صورت این فیلم داستان کارول است: او بدون این که ضعیف باشد، یاد می‌گیرد برای قوی بودن نیازی به اجازه گرفتن ندارد. بدون اینکه خاص باشد، یاد می‌گیرد که یک انتقام‌جوی Avenger است.
برخلاف «واندر وومن» Wonder Woman، «کاپیتان مارول» در نشان دادن شخصیت قهرمانش ورای ابرقهرمان بودن، موفق نیست. این فیلم نه تصویر خوبی از گذشته نشان داده و نه نگاهی تازه به آینده دارد، در نهایت «کاپیتان مارول» یک فیلم مارولی Marvel معمولی است.
«کاپیتان مارول» هشتم مارچ به سینماها آمد.
و حالا نظر سایر منتقدین در مورد این فیلم:
فیلم نظر شانا اونیل Shana O’Neil منتقد ورج The Verge را به خود جلب کرده است:
“در نهایت «کاپیتان مارول» در انجام خیلی از ماموریت‌هایش موفق بوده و آن‌ها را خوب از آب درمی‌آورد. این فیلم در نگاه اول به تاثیرگذاری «پلنگ سیاه» Black Panther نیست و یا به اندازه‌ی «ثور:رگنراک» Thor: Ragnarok ماجراجویانه نیست. با این حال روایتی خوب از قدرت زنان را که مارول در نظر داشته است را به مخاطب عرضه می‌کند. روایتی که به رقابت با «واندر وومن» برمی‌خیزد و این کار را فقط با اینکه از کاپیتان مارول یک قهرمان قدرت‌مند بسازد، انجام نمی‌دهد. او کارول را شخصیتی تحسین‌برانگیز، دارای روابط دوستانه‌ی خوب و با اهدافی لایق جنگیدن معرفی می‌کند.”
لیندزی بهر Lindsey Bahr منتقد آسوشیتد پرس The Associated Press نوشته است:
“پیچش‌ها و گره‌‌های داستانی زیادی در فیلم هستند که بدون لو دادن داستان فیلم صحبت از آن‌ها کار سختی است. با اینکه در کل خوب از آب درآمده‌اند، اما چیزی نیست که در مورد آن هیجان‌زده شویم. فیلم بازیگران خوب، کارگردانان با استعداد و بودجه‌ی زیادی داشته است، بااین حال از وسط‌های فیلم کاملا ناامید شده و در مورد فیلم دیگری با حضور این بازیگران رویا پردازی میکردم. اولین فیلم مارول با شخصیت اول زن، بیشتر از این‌ها لیاقت داشت.”

به این مطلب امتیاز دهید
این پست را به اشتراک بگذارید